جمعه, 08 ارديبهشت 1396

جنگ لشگر شعیب ابن صالح و سپاه سید خراسانی

نامه الکترونیک چاپ PDF

وزیر اطلاعات استعفا می دهد، رئیسش می پذیرد و در خبرها می آید که رهبری مخالفت کرده و او می ماند، بعضی ها اما و اگر دارند، که احمدی نژاد با نظر رهبری چگونه برخورد خواهد کرد، مثل مشایی 5 روز در کشوی میزش می گذارد تا از رادیو منتشر شود؟  اینبار قبل از اعلام به او رسانه ای شده است و اوست که باید به رسانه ها پاسخ دهد! در واقع توپ را شبانه در زمین او انداخته اند! نمی تواند مسکوت بگذارد، البته این سئوال تکراری را خواهد پرسید که نظر رهبری مولوی است یا ارشادی! و عموماً وقتی نظر رهبری رسانه ای می شود، معنی و مفهوم آن این است که مولوی ارشاد می فرمایند! در واقع کیست که نظر ایشان را زمین بگذارد؟ پس او باید دست روی سینه گذاشته و بگوید " سمعاً و طاعتاً "

هنوز مرکب تبریک سقوط یک وزیر دیگر خشک نشده، سیل پیام تسلیت برایم سرازیر شد! من هنوز بر پیام تبریک خود باقی هستم و اگر ابقاء شود تبریکی دیگر لازم است، رفتن او نشانی از درگیری درون جناحی است و ابقای او نشان از شدت درگیری! پس در هر تغییر نعمتی باشد و بر هر نعمت شکری واجب!

جمعی این تلاقی را به نبرد لشگر شعیب با سپاه سید خراسانی تعبیر کرده اند و با زبان بی زبانی می خواهند بگویند که عمر سی دی ظهور - که مقدسات و باورهای دینی مردم را به بازی گرفته بود - بسر آمد! اما اینجانب که 5سال قبل - پس از دست بوسی احمدی نژاد - نوشتم: " او امروز دست و پا می بوسد و من روزی را می بینم که در برابر رهبر بایستد و از پشت خنجر زند! ، مرددم! این چه بازی است؟ هزار دستان کیست؟

اگر ساده بنگریم، احمدی نژاد دور نخست می خواست با حمله به هاشمی و روحانیت آرای مردم را جلب کند، دور دوم کسان دیگری را هم اضافه کرد - مثل ناطق نوری - آن روز فکر می کردند که مردم از روحانیت و زمامداران ناراضی اند و نماد روحانیت حکومتی را هاشمی قرار داده و او را کوبیدند، اما جوری که آسیب نبیند! بلکه پس از شش سال تازه هاشمی تطهیر شده و در کسوت یک فرد انقلابی و آزادیخواه سخن می گوید و به نوعی رهبری معنوی جنبش با اوست! احمدی نژاد هم هیچ گاه برگی علیه او رو نکرد! دیگران هم کاری نکردند، فقط حرف زدند و ناسزا گفتند، من اگر جای هاشمی بودم به سعید تاجیک یک مشتلق خوب می دادم!

اما امروز فکر می کنند، مردم دین گریز شده اند و با ملی گرایی، نفی مکتب اسلام،  نفی روحانیت و حاکمیت، می توان جذب رای کرد، به زعم آنها اگر کسی در بین مردم به گونه ای مطرح شود که جرات و جسارت ایستادن در برابر رهبری را داشته است، رای می آورد، پس صف آرایی جناح دولت و حامیان ولایت آغاز می شود، عده ای در حمایت از ولایت پای صندوق ها می آیند و مخالفان هم به میل یا اکراه - حتی برای آتش بیار معرکه شدن - می آیند و به جناح دولت رای می دهند.

اما نگرانی این است که نکند پشت پرده این خیمه شب بازی ها، همه با هم به ریش ما بخندند! اصلاً شاید این مهدی خزعلی هم عروسک این خیمه شب بازی است! بیچاره مردم!

بگذریم، در این رفت و آمد وزیر اطلاعات چه تحلیل هایی می توان ارائه کرد، یکی می گوید : " وزیر در اعتراضات اخیر خوب سرکوب نکرد و سپاه معترض بود و برکنار شد! " یعنی برکناری از ناحیه سپاه ولایت است، دیگری می گوید، او در برابر دولت ایستاد و قاطعیت او باعث برکناریش توسط احمدی نژاد شد و ولایت مخالفت کرد" در واقع هماهنگ یا غیر هماهنگ، جنگ زرگری یا واقعی، این رفت و برگشت یک پیام داشت: " اینها می خواستند به مردم بگویند که همانطور که دولت در سپاه و بسیج و نیروی انتظامی و قوه قضاییه و صدا و سیما نقشی ندارد،  در وزارت اطلاعات هم نقشی ندارد و مردم او را از سرکوب ها تبرئه و همه گناه را به گردن جناح ولایت بیاندازند! عرض کردم، چه واقعی و چه زرگری این برای انتخابات سرمایه ای می شود، بعدها می تواند بگوید من هیچ کاره بودم و روحم خبرنداشت،  اگر باور نمی کنید، ماجرای استعفای وزیر اطلاعات را به خاطر بیاورید، آنهم نه یکبار، دوبار! اگر جنگ واقعی باشد، توپ را در زمین ولایت انداخته اند، اگر زرگری باشد که خیلی هوشمندانه عمل کرده اند، ما که سر کاریم، شما را نمی دانم، باید دید این هزار دستان،  دیگر چه تعبیه در  منقار دارد!

دلم برای مردم می سوزد،  دلم برای عروسک ها هم می سوزد!

90/1/29  مهدی خزعلی

افزودن نظر


Joomlart