شنبه, 01 مهر 1396

دستگاه قضا به کجا می رود؟

نامه الکترونیک چاپ PDF

قابل توجه نهاد رهبری، ریاست قوه قضاییه، ریاست قوه مقننه و قوه مجریه، امیدوارم برای اصلاح اقدام فرمایند!

ریاست محترم شعبه 12 دادسرای کارکنان دولت، جناب آقای حاجی محمدی


می دانم امروز بشکن می زنی و با دمت گردو می شکنی، دماغت چاق و کیفت کوک است وبه زعم تو زرت دشمنت قمصور! اما عزیز دل برادر؛ کمی آهسته تر، خدا را در نظر بدار، می دانی و می دانم، به دلایل بسیار، ارسال احضاریه برای من توسط آن جناب غیر قانونی و تخلف قضایی است، اما نمی دانم چرا چشم خویش به همه حقایق و اصول قانونی بسته و مرتکب چنین خطای فاحشی شدید، می توانستید مثل همیشه با بازپرس شعبه من و یا قاضی پرونده سخن بگویید و نظرات خویش را به او منتقل نمایید – قطعاً بی تاثیر نبود و شما بدون دردسر به امیال و اهداف نامیمون خویش می­رسیدید – ضرورت نداشت خود را در مظان اتهام قرار دهید و مرتکب تخلف قضایی شوید، شاید می خواستید لذت تحقیروبازداشت مرا بار دیگر با چشم ببینید!  ولابد خود را آماده کرده اید که بگویید: " یک بار جستی ملخک، دوبار جستی ملخک، بار سوم توی دستی ملخک!" می دانم مرا که ببینی خواهی گفت: " مگر نگفتم که چنین و چنان، دیدی گوش نکردی، حالا چنین می کنم و چنان!" بعد هم به کوچکی اتهام نگاه نخواهی کرد و اینکه من در پرونده ای که خودتان تشکیل داده اید و تحت رسیدگی است – با همین اتهام – با دو کفیل و قرار وثیقه دومیلیارد ریالی آزادم، می دانم که قصد دارید قرار بازداشت موقت صادر کنید و انتقام " موقشنگ " را از من بگیرید! شاید می خواهید با این احضاریه از شکایت خود علیه شما انصراف دهم! حاشا و کلا!  خطا رفته اید و بیراهه می روید!  من این تخلف قضایی را بر اتهامات قبلی می افزایم و از روی خیر خواهی عرض می کنم: " بر نفس خود مسلط باشید و از هوای نفس بپرهیزید، پرونده را به مجاری قانونی خود واگذار کنید و خلاف قانون عمل ننمایید! "

اما اشکالات قانونی این احضاریه:

1- دادسرای ویژه رسیدگی به اتهامات کارکنان دولت، همانطور که از اسمش پیداست رسیدگی به جرائم اشخاصی را بر عهده دارد که در قانون آیین دادرسی کیفری احصاء شده است ( کارکنان دولت، نمایندگان مجلس، وزراء، معاونین رئیس جمهور و ...) که اینجانب واجد هیچ یک از سمت های مذکور نیستم و آن مرجع، صالح به رسیدگی نمی باشد.

2- ایراد اتهام " اهانت به رئیس جمهور" – به نحوی که در احضاریه منعکس شده است – موضوعی است که قبلاً در پرونده کلاسه 89/4740/ط د در شعبه چهارم بازپرسی امنیت( اوین) توسط شخص شما به اینجانب تفهیم اتهام شده است و پرونده تحت رسیدگی است و جلسه اول دادرسی آن 31/2/90 می باشد، بدیهی است در آن هنگام شما به عنوان مدعی العموم این اتهام را بر من وارد کرده و خواستار پیگرد شدید، حال شایسته است که شکایت ریاست جمهوری را به همان شعبه ارجاع فرموده تا رسیدگی شود. ( اتهام واحد و اصحاب دعوی یکسان است )

3- از سوی دیگر، مگر به همه اتهامات یک فرد یکجا رسیدگی نمی شود و مگر نه این است که موارد اتهامی بعدی نیز – حتی با فرض شاکی و اتهام متفاوت –  به شعبه ای که سبق ارجاع دارد واگذار می شود؟ چه اصراری دارید که همه اینها را زیر پا بگذارید و شما افتخار انتقام از مرا تحصیل کنید؟

4- شما متهم دو پرونده مطروحه توسط اینجانب در دادسرای کارکنان دولت و دادسرای انتظامی قضات می باشید، طبق ماده 46 (بند - ه) شما موظف بودید از رسیدگی به این پرونده امتناع فرمایید، و ما حق داریم شما را رد کنیم، و با توجه به ورود شما به رسیدگی و صدور احضاریه – به رغم اطلاع شما از دو پرونده انتظامی و جزایی علیه تان که یکی در شعبه 14 در مجاورت اتاق شماست -  وقوع تخلف قضایی اخیر محرز و نشان از غرض ورزی و حس انتقام جویی شما دارد، این کینه شتری شایسته مقام قضایی نیست، دل از کینه تهی کنید و سپس به قضاوت بنشینید!

مزید اطلاع شما متن ماده (46 بند- ه) تقدیم می شود: " ماده 46: دادرسان و قضات در موارد ذیل باید از رسیدگی امتناع کنند و طرفین دعوی نیز می توانند او را رد کنند.  بند- ه : بین دادرس یا قاضی تحقیق و یکی از طرفین یا همسر و فرزندان او دعوای حقوقی یا جزایی مطرح باشد یا در سابق مطرح بوده و از تاریخ صدور حکم قطعی دو سال نگذشته باشد"

عزیز دل برادر؛  خوب می دانی من بلافاصله پس از آزادی (آذر 89) طبق وعده ای که در زندان داده بودم - مبنی بر محاکمه شما - اقدام به طرح دو شکایت همزمان در دادسرای انتظامی قضات و دادسرای کارکنان دولت نمودم که تحت کلاسه های ( 5187/104/89 و 8909982133400009 ) در دست رسیدگی است و شما هم حضوری بابت آنها از من گله کرده اید و نمی توانید اظهار بی اطلاعی از این پرونده های مطروحه نمایید، پس مبادرت به رسیدگی قضایی تخلف و نشان از بغض و غرض ورزی است!  آیا گفتن " موقشنگ " این همه هزینه دارد، این که تعریف و توصیف است، این که جرم نیست، ببینید یک نویسنده، مثل یک نقاش در نوشته هایش شما را ترسیم می کند، آنگونه که هستید، اصلاً قصد اهانت ندارد، یادش بخیر، اولین باری که کنار یک مجتمع تفریحی در مقابل یک نقاش نشستم، و او کاریکاتوری از من کشید، با دیدن خودم که تازه موهای جلوی سرم کم پشت شده بود – حالا که پاک کچل شده ام – و کاریکاتوریست در کچلی من و نخ نما شدن موهای جلوی سر به سبک خودش قدری مبالغه کرده بود، آزرده شدم، یعنی این منم؟!  حق الزحمه نقاش را با کراهت دادم و نقاشی را با اکراه گرفتم، با خود می گفتم: " حالا نمی شد این کچلی ما را بزرگ نمایی نکنی تا سر و همسر به کله طاس ما نخندند! " بعدها از آنچه او کشیده بود کچل تر شدم، اما خنده آنشب همسر و فرزندانم را مدیون او هستم. شما هم با این نقاشی من در ادخال السرورعلی قلوب المومنین شریکید. به این فکر کنید و دل بد نکنید.

5- در خاتمه امیدوارم با این مختصر، پرونده را به مجاری قانونی برگردانید، اما اگر اصرار بر این تخلف قضایی دارید، بفرمایید تا در شعبه حاضر و پاسخگو باشم.

حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر

24/1/1390     دکتر مهدی خزعلی

رونوشت:

1- ریاست محترم قوه قضاییه

2- دادستان محترم تهران

3- دادسرای انتظامی قضات جهت کلاسه 5187/104/89

4 – دادسرای کارکنان دولت، شعبه 14 بازپرسی جهت کلاسه 8909982133400009 شکوائیه مطروحه  اینجانب

*** تمامی نسخه های رونوشت امروز با پست سفارشی ارسال شد، منتظر تصمیم شایسته آن مقام قضایی هستم ***

افزودن نظر


Joomlart