پنجشنبه, 02 آذر 1396

ارتباط با دول متخاصم / سلول انفرادی

نامه الکترونیک چاپ PDF

فردای آن روز که به بازداشت غیر قانونی خود اعتراض کردم، شب هنگام حیدری فرد – دادیار معلق در پرونده کهریزک، با یک کت و شلوار آویزان که به هیکلش زار می زد، انگارچوپان یا عمله ای را بیاورید و یک کت و شلوار عاریه تنش کنید، البته بیش از کت شلوارش این شخصیت کاذبی که به او داده بودند، زار می زد، عجیب حالی می کرد که با قلمش می تواند حال بزرگتر از خودش را بگیرد و گاهی هم نصیحتی بکند! همان شب مرا هم نصیحت کرد که رضایت پدر را حاصل کنم، گویا همه ماموریت داشتند که رضایت والد معظم مرا تحصیل کنند! – آمد و همراهش حاجی محمدی – بازپرس شعبه 4 امنیت، که من اسمش را گذاشته بودم " موقشنگ " ، موهای لخت، خوش حالت و بلندی داشت و به سمت چپ می داد – به چشم برادری -، خودش راستی بود و موهایش را به چپ می انداخت که متعادل شود! یک مِش سفید یا نقره ای هم وسط کاکل جلوی سرش داشت، کم سن و سال بود و جوان و جویای نام، در لیست تحریم اروپا هم جا گرفت تا مشهور تر شود - نیزدر بند حضور پیدا کرد و برای صرفه جویی در وقت، یکی برگه تفهیم اتهام را می نوشت و دیگری قرار وثیقه پانصد میلیون تومانی را ! آن شب اتهامات من چهار تا بود که بعدها سه تای آن خود بخود حذف شد و در عوض با تلاش و مجاهدت بی نظیر، حاجی محمدی، هفت اتهام جدید برایم پیدا کرد !  وقتی قرار وثیقه را ابلاغ نمود با کمال وقاحت گفت: پرونده امنیتی است و حق اعتراض به قرار نداری! و صد البته من اعتراض کردم و ذیل ابلاغ قرار نوشتم: می گویند پرونده امنیتی است و حق اعتراض نداری! اما من اعتراض دارم! به اعتراض رسیدگی نشد که هیچ، دادیار محترم می گفت: ما قرار صادر می کنیم، اما اجازه نمی دهیم که وثیقه بسپاری! دیدم این همه تخلف قضایی با گستاخی حکایت از جهل مردم از حقوقشان دارد و پاسخگو نبودن آقایان!  پس فشار را برای تودیع وثیقه بیشتر کردم تا اینکه ناچار شد هفته بعد بیاید و بگوید: نظر پدر شما این است که بیشتر اینجا بمانید و قرار وثیقه را به قرار بازداشت موقت تبدیل کرد و باز حکایت سابق تکرار شد، او می گفت : پرونده امنیتی است، حق اعتراض نداری و من می نوشتم، اعتراض دارم!

اتهام اول من " اقدام علیه امنیت ملی" بود که بی پایه و اساس و بدون هیچ مستنداتی بود و خود به خود حذف شد!

اتهام دوم " تشویش اذهان عمومی " بود که باز هم بدون مستندات بود و به اولی پیوست!

اتهام سوم من " ارتباط با دول متخاصم" بود که به دادیار حیدری فرد عرض کردم: ببخشید ما با کدام کشورها در جنگ هستیم؟ که ما بی خبریم؟ بسیجی نمی خواستید تا برود روی مین؟   گفت: " با آمریکا، انگلیس و اسرائیل!"  *( البته از نظر حقوقی دولتی متخاصم است که یا با آن دولت اعلان جنگ داده باشیم یا در آتش بس باشیم)  عرض کردم: خوب، حالا من با کدام دولت در ارتباط بوده ام؟ من که حتی با پستچی یا رفتگرهیچ دولتی ارتباط نداشته ام!   گفت: " با صدای آمریکا و رادیو فردا و بی بی سی مصاحبه کرده ای! "  عرض کردم: خبرنگار تلفن می زند و مصاحبه می کند و این رسانه ها که دولت نیستند، اگر  چنین است که احمدی نژاد با رسانه های ارگان دولت آمریکا و انگلیس مصاحبه می کند وچنین اتهام بی پایه ای اول متوجه احمدی نژاد است نه من!  این اتهام هم خود به خود منتفی و حذف شد و فقط ماند اتهام چهارم، یعنی " تبلیغ علیه نظام" که در اتهامات من ماند تا حاجی محمدی هفت اتهام دیگر هم بعدها برایم بتراشد و با هشت اتهام واهی برایم کیفر خواست صادر نماید، در واقع تمام تلاش من برای حفظ نظام و دفاع از نظام ارزشی اسلام را " تبلیغ علیه نظام" دانسته اند، چرا که تعریف ما از نظام فرق دارد، آنها نظام را افرادی می دانند که در انقلاب نبوده اند و یا کمترین سهم را داشته اند و آنرا به انحراف کشانده اند و من نظام را مجموعه ارزش های انقلاب اسلامی می دانم که به هیچ فردی وابسته نیست. در نظام ارزشی من، فرد یا افراد ملاک یک نظام نیستند، ارزشها قابل دفاعند و ثابت، حق ثابت است و تغییر ناپذیر! ما باید در همه حال از حق و حقیقت دفاع کنیم، از راستی و درستی، از صفا و پاکی، از ...

6/1/90   مهدی خزعلی

افزودن نظر


Joomlart