دوشنبه, 07 فروردين 1396

اگر مردم هم نیایند, ما تظاهرات می کنیم !

نامه الکترونیک چاپ PDF

دو تن از همولایتی ها را دیدند که به جد مشغول کارند, یکی درخیابان چاله می کند و دیگریی آن را پر می کرد!

رهگذری پرسید:  آخر این چه کار عبثی است که می کنید!؟  

گفتند : " ما سه نفر بودیم, یکی چاله می کند و دیگری لوله می کاشت و سومی روی لوله را با خاک می پوشاند, امروز نفر دوم بیمار است و نیامده است, ما کار خود می کنیم!

حال حکایت امشب تهران ماست, نیروهای ضد شورش اعم از یگان ویژه و یگان موتوری و بسیج و لباس شخصی ها مثل کفتر جلد شده اند, رهایشان کنی خیابان انقلاب را می گیرند و آزادی را می بندند! اما امشب شب عجیبی بود، تهران از همیشه خلوت تر بود، همه در محلات مراسم چهارشنبه سوری برپا کرده بودند، انقلاب خالی بود و در آزادی هم پرنده پر نمی زد، اما باز نیروهای یگان ویژه تظاهرات خود را داشتند,  از عصر آرایش گرفته بودند و تا ساعت یازده شب - که از آنجا می گذشتم - هنوز در این سرما، ایستاده بودند، آتشی هم نداشتند تا خود را گرم کنند! شاید آتش افروزی را حرام می دانستند!  به هر حال دلم برایشان سوخت، سخت است واقعاً این همه زحمت، این همه هزینه، با این همه یال و کوپال و و تجهیزات به خیابان بیایی، کسی را پیدا نکنی تا بر فرقش بکوبی! سلمانی ها در این گونه مواقع سر یگدیگررا می تراشند! می خواستم به یگان ویژه بگویم، حال که کسی نیامده، تمرینی هم که شده همدیگر را بزنید!  در واقع یگان های ضد شورش با حضور و تظاهرات خود پیامی را به دنیا مخابره می کنند!

دفعه قبل که کسی نیامده بود, در برابر دفتر ما، نیروهای لباس شخصی با پلیس دعوایشان شد و کار به مجادله و فحاشی و برخورد فیزیکی کشید، ناچار ما رفتیم و وساطت کردیم تا غائله ختم شد، راستش وساطت کردیم که برای پلیس آزاده مملکت پاپوشی ندوزند! 
24 اسفند 1389 / چهارشنبه سوری / مهدی خزعلی

افزودن نظر


Joomlart