چهارشنبه, 09 فروردين 1396

خبرگان امسال بازی دوسر باخت برای جناح حاکم !

نامه الکترونیک چاپ PDF

در پاسخ به دوستانی که می گویند چرا مهدوی کنی را در حیاتش نقد نکردی، پستی دیگر را باز انتشار می دهیم

..................................... مقاله 1389

قریب سی سال آزگار خبرگان می آمد و می رفت و مردم از انتخابات ریاست آن مطلع نمی شدند,  هر سال در فضای داخل خبرگان انتخاباتی برگزار می شد و آیت الله مشکینی پای ثابت و رئیس دائم بود, حرف و حدیثی هم نبود, از کسی هم صدایی در نمی آمد, جوسازی هم نبود و مشکینی هم به سهم خود از انقلاب -  همان صندلی ریاست خبرگان  - قانع بود, آرام می نشست  و آرام برمی خاست که خدای ناکرده صندلیش جیر جیر نکند و پایه اش سست نشود!  تا این که ایشان به رحمت خدا رفتند!

هاشمی که با قریب 1600000 رای بالاترین رای را در میان اعضاء داشت, در رقابت تنگاتنگ با احمد جنتی بر او فائق آمد, تمام لابی جناح حاکم نقش بر آب گشته و جنتی مغلوب هاشمی شد, او باید می دانست که هماورد این میدان نیست, یکسال بعد, محمد یزدی و مصباح یزدی خود را برای رقابت با هاشمی مهیا کردند, مهدوی کنی که در میاندوره ای به جای مرحوم مشکینی آمده  و امید جناح حاکم برای مبارزه با هاشمی بود, تن به این دوئل نداد, مصباح هم در نظر سنجی ها رایی کمتر از انگشتان دست پیدا کرد, پس محمد یزدی آتش تهیه ای را برای تخریب هاشمی مهیا کرد, گمان می کرد که این تخریب مثل انتخابات نهم ریاست جمهوری کارساز است و کار هاشمی را یکسره می کند, اما اینجا خبرگان است و جمعی مجتهدند, راه و رسم آخوندی را می شناسند و این تخریب ها موجب سقوط آرای یزدی شد و هاشمی با اقتدار بیشتر و اختلاف آرای بیش از دوبرابر رقابت با جنتی پیروز شد !

این دومین بار بود که انتخابات ریاست خبرگان به جامعه کشیده می شد, که خلاف شان خبرگان بود, اما جناح حاکم از ریاست هاشمی می ترسید و بیهوده می ترسید! از او آبی گرم نمی شد و اگر هم می شد آب گرمابه حاکم بود, در واقع حضور او در صندلی ریاست به خبرگان مشروعیت داده بود! او سوپاپ اطمینان نظام شده بود, همان کاری که خاتمی با 21 میلیون رای کرد! اگر جناح حاکم قدری عاقلانه فکر می کرد, می فهمید که اینها نظام را در برابر طوفان و سیل خانمان برانداز بیمه کرده اند! اما قدرت چشم جناح حاکم را کور کرده بود, حقد و حسد و کینه عقلشان را ربوده بود, این بار برهنه و عریان به میدان آمدند, رقابتی که باید در فضای خبرگان و نخبگان و بدور از جنجال های سیاسی باشد, رقابتی که باید بوی معنویت و صفا از آن استشمام شود, جامه ریاستی که باید با اصرار بر تن یک فقیه شود, قداستی که باید در میان مجتهدین و عالمان دین باشد, به کوچه و بازار و محراب و مصلی کشیده شد!

جناح حاکم همه قوایش را به میدان آورد, پیاده نظام و سواره نظام و توپخانه و لشگر زرهی و موشک های دوربرد و قوای سه گانه هوایی و دریایی و زمینی از زمین و هوا و دریا حمله را آغاز کردند!  در مدرسه فیضیه در حضور سخنران احمد خاتمی - عضو هیئت رئیسه خبرگان - فریاد " مرگ بر هاشمی" سر می دهند و می خواهند که از ریاست خبرگان کنار رود و سیمای نظام این اهانت را بارها پخش می کند, مداحان حلقه بگوش و انصار حزب الله و ... حملات را شدید تر می کنند, به خانواده رئیس مجلس خبرگان رهبری هم تعرض می کنند و ناسزای ناموسی نثارشان می کنند, به خانه اش نیز حمله می کنند و فریاد مرگ و ناسزا  آسمان جماران را پر می کند, و کسی نیست که از رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس خبرگان دفاع کند, گویی آن همه نیروی ضد شورش که تظاهرات چند میلیونی را مهار می کنند, آب شده و به زمین فرورفته اند!

مصاحبه ها و جنگ تبلیغاتی آغاز می شود, مثل دوم خرداد, که همه را به میدان آوردند تا ناطق نوری رای بیاورد, روحانیت و علماء هر چه در چنته داشتند بیرون ریختند, همه را به پای ناطق نوری خرج کردند و به قول آیت الله مهدوی کنی که فرمود: " ما خدای سبحان را هم آوردیم و افاقه نکرد! "  و " خدای سبحان" کنایه از تکیه کلام آیت الله جوادی آملی است!

امروز نیز چنین است, ماههاست تلاش می کنند, اخذ امضا از 60 تن از خبرگان کار کمی نیست, نمی خواهم بگویم از علمای قم چه شنیده ام , یا چگونه امضاء جمع کرده اند! که خود و راوی را به زحمت می اندازم, اما می خواهم بگویم, اگر شخصی چون احمد خاتمی از من امام جمعه بخواهد که برای مهدوی کنی امضاء بده, چه باید بکنم, اگر امضاء ندهم, فردا امام جمعه شهر نخواهم بود و پس فردا دیگر صلاحیت من برای خبرگان هم تایید نخواهد شد! پس دوتا امضاء می دهم! یکی برای ماندن در پست آقایی شهر و دومی برای ماندن در خبرگان! شاید این برداشت غلط باشد و علماء و مجتهدین که فقط برای خدا و ادای تکلیف الهی کار می کنند, چنین فکری نکنند! من خودم را عرض کردم که ایمان و تقوای درست درمانی ندارم! آقایان خبرگان که مبرای از این مسائل هستند و همه از اولیاءالله هستند و با این حرف ها ککشان نمی گزد!

رئیس کمیسیون قضایی مجلس می گوید: " خبرگان مهدوی کنی را گزینه مناسبی برای ریاست این مجلس می دانند!"    نمی دانم, ایشان لابد غیب می داند که پیشاپیش رای خبرگان را اعلام می کند!

یک عضو خبرگان می گوید: " آیت الله مهدوی کنی محبوبیت خاصی در میان روحانیت دارد! "      معنای آن این است که هاشمی ندارد!

آیت الله ممدوحی می گوید: " آیت الله مهدوی کنی بهترین گزینه برای ریاست خبرگان است!"

آیت الله حائری شیرازی می گوید: " هاشمی هم مهدوی کنی را قبول دارد! " و اضافه می کند که : " مهدوی کنی به دعوت 60 تن از خبرگان پاسخ مثبت داده است! "

یا لثارات ارگان انصار حزب الله می نویسد: " ائتلاف 60 نفره اعضای خبرگان برای برکناری هاشمی! "

ابراهیمی عضو جامعه روحانیت می گوید: " این بار 50 نفر از نمایندگان مجلس خبرگان به ایشان فشار آوردند! "      می بینید که معظم له تحت فشار است !

آقا تهرانی استاد اخلاق دولت هم از تک و تا نیافتاده و می گوید: " ریاست خبرگان حقیقتاً برازنده آیت الله مهدوی کنی است! "      چه عرض کنم!

آیت الله خزعلی بدون اشاره به نام هاشمی : " حامیان فتنه لیاقت ریاست خبرگان را ندارند! , مجلس خبرگان رهبری از جایگاه رفیعی برخوردار است زیرا از یک طرف بر کار رهبر نظارت دارد و از سوی دیگر پیشتیبان مقام عظمای ولایت است لذا باید افرادی در راس این مجلس باشند که در جهت تضعیف رهبری گام برندارند !  هیات رییسه مجلس خبرگان رهبری نیز باید افرادی شجاع، مدافع نظام و انقلاب و رهبری بوده و در جهت تقویت آرمانهای انقلاب و منویات رهبری باشند! "

آیت الله یزدی می گوید: " در شخصیت آیت الله مهدوی کنی ذره ای حب دنیا و ریاست وجود ندارد! "      البته این تایید به ضرر معظم له است!

آیت الله اسلامی می گوید: " ریاست آیت الله مهدوی کنی در مجلس خبرگان مانع نفوذ جریانات تند خواهد شد! "      خوب است که اهداف را صادقانه می گوید!

سخنگوی جامعه روحانیت - که رئیسش مهدوی کنی است - می گوید: " بعد از فتنه 25 بهمن, به دلیل موضع گیری غیر شفاف بعضی از خواص ( هاشمی)آیت الله مهدوی کنی حاضر به حضور در انتخابات ریاست مجلس خبرگان شد! "      این هم یک حرف راست و پوست کنده دیگر !

میر لوحی - مسئول دفتر و داماد آقای مهدوی کنی - می گوید: " در پی دعوت 60 تن از اعضای خبرگان رهبری برای حضور در انتخابات ریاست مجلس, ایشان پاسخ مثبت دادند! "

محمد یزدی می گوید" من با یک واسطه میگویم که رهبری نفی یا اثبات راجع به ریاست خبرگان نظری ندارند! "      خوب معلوم است که نباید هم رهبری نظرش را بگوید, مثلاً این خبرگان رهبری است که می خواهد رهبر انتخاب کند و نظارت کند و عزل کند!

حجه الاسلام سالک می گوید: " پذیرش آیت الله مهدوی کنی نشان دهنده وظیفه شرعی و روحیه ایثارگری ایشان است! "  این را هم درست می فرمایند, مسئولین ما همه روحیه ایثارگری دارند و برای ریاست گاهی صدها میلیارد هزینه و ایثار می کنند, ما هم بدمان نمی آید گاهی ایثار کنیم و رئیس جمهوری چیزی بشویم, درآمدش بیشتر است و دردسرش کمتر!

بادامچیان می گوید: " نامزدی آیت الله مهدوی کنی نشان وحدت فقها در کشور است! "      این همه جنجال و مرگ و فحش و ناسزا نشان وحدت است و سالهای قبل که این خبرها نبود لابد نشان اختلاف!

از این مقوله فرمایشات صدها خبر در سایت ها منتشر شده است,  سرتان را درد نیاورم, دست آخر این که خبرگزاری حکومتی فارس شایع کرد که هاشمی از مهدوی کنی برای نامزد شدن دعوت کرده است "      و دفتر ریاست مجلس خبرگان خبر خبرگزاری فارس را تکذیب کرد!

* فردا روز افتتاحیه مجلس خبرگان است, اگر این لشگر کشی نبود, باز هم انتخاباتی برگزار می شد و مثل هرسال یکی رئیس می شد, اما امسال فرق دارد, بعد از این همه رجز خوانی و هل من مبارز طلبیدن و جار و جنجال نگاه مردم به اجلاس خبرگان است, چهار حالت متصور است:

1 - هاشمی انصراف می دهد, و مهدوی بر کرسی ریاست تکیه می زند, مردم و جامعه جهانی انصراف هاشمی را اعتراض تلقی می کنند و اعتراض رئیس خبرگان رهبری تاثیری عمیق بر روحانیت و مراجع خاموش خواهد گذاشت و آن آتش زیر خاکستری که هاشمی در نامه سال گذشته اش نوشته بود را شعله ور می سازد و خود هاشمی هم یک گام بزرگ به سمت معترضین بر می دارد و همراه او خیلی از روحانیون به جمع مخالفین می پیوندند ( حتی با سکوت ) و این به زیان جناح حاکم است و در نهایت این روحانیون بر مهدوی کنی هم تاثیر می گذارند.

2 - مهدوی کنی انصراف می دهد و هاشمی بر کرسی ریاست می ماند, نتیجه این می شود که همه لشگر آرایی جناح حاکم حتی نتوانست سرلشگر را مجاب کند, وای بحال بقیه روحانیت !

3 - در رقابت هاشمی و مهدوی کنی, اگر 60 عضو دعوت کننده صادق باشند, باید لااقل 10 الی 15 عضو دیگر هم به این آراء بپیوندند, و لااقل مهدوی کنی با آرایی بالاتر از 70 انتخاب شود, که پیام این برای مردم این است که فشارها کارساز بوده است و مجلس خبرگان از چشم مردم و دنیا می افتد, چرا که پیروزی یک لشگر مکانیزه که از زمین و هوا و دریا بر گروهی دست خالی حمله کرده است, افتخار نیست, مردم به فشار می اندیشند و مشروعیت نمایندگان و مجلس در نظر مردم کم می شود, حداقل می گویند خبرگان تسلیم جو روانی جامعه شدند!  حال اگر مهدوی کنی با آرایی کمتر از 60 امضای موجود رئیس شود, یعنی خبرگان با جناح حاکم راحت نیست و تحت فشار امضا داده است, حال بی اعتمادی بین جناح حاکم و اعضای خبرگان پدید می آید, او نمی داند کدام یک دورویی کرده است, به همه شک دارد, کافی است یک رای کم شود تا تمامی آن 60 امضاء زیر سئوال برود!

4 - اگر به رغم همه جنجالها, هاشمی پیروز شود, آنوقت می گویند, او دست خالی بر همه سپاه جناح حاکم فائق آمد و اینجاست که ابهت آنها می شکند, هر چند هاشمی باز دست آنها را می گیرد!

می بینید که این بازی در هر صورت برای جناح حاکم باخت است باخت! اما خود کرده را هیچ تدبیر نیست, او نباید امور خبرگان و نخبگان را به کوچه و بازار می کشاند! حال باید به او گفت: " آش کشک خالته    بخوری پاته, نخوری پاته ! "

16 اسفند 1389 / مهدی خزعلی

افزودن نظر


Joomlart