يكشنبه, 04 تیر 1396

آقای نماینده اصلاح طلب، این شهامتت منو کشته!

نامه الکترونیک چاپ PDF

می گویند جنایتکارِ متجاوزِ شروری به خانه عروس و دامادی حمله برد و داماد را- که از هیبت و هیکل متجاوز زبانش بند آمده بود و کم مانده بود قالب تهی کند - امر کرد در گوشه اتاق بایستد و دورش خطی قرمز کشید و گفت: "  اگر پایت را از خط بیرون گذاری، هر چه دیدی از چشم خود دیدی! " پس با خیال راحت کارش را با عروس تمام کرد و رفت!

پس داماد به عروس گفت: " این چه کاری بود کردی؟"

عروس پاسخ داد: " دیدی که هر چه فریاد زد که برخیز و جامه از تن بدرآر، من در جای خود نشستم و هیچ نگفتم! هر چه کرد او خود کرد! "

مرد گفت: " ایی شهامتت منو کشته"

زن گفت:   ای مرد غیرتت کجا بود، تو چرا کاری نکردی؟

داماد گفت: من هزار بار پایم را از خط قرمز رد کردم و او هیچ نفهمید!

و عروس با افتخار گفت: " من دلباخته این شجاعت توام"

حال حکایت نمایندگان مجلس ماست، به نمایند اصلاح طلب می گویند : " وقتی شعار می دادند، کجا بودید و چرا کاری نکردید؟ "

می گوید: " ما شعار نمی دادیم، ما نشسته بودیم! "

واقعاً این شهامتش منو کشته! همین که میدان داری نکرده و سینه چاک نداده و حنجره مبارک را با عربده مستانه خسته نکرده، جای قدردانی و تقدیر دارد! دست مریزاد! احتمالاً بقیه نمایندگان اصلاح طلب هم از زیر میز آن پای مبارک را بارها تا آنسوی خط قرمز سر داده اند! واقعاً این شجاعتشان مثال زدنی است!

3 اسفند 1389  / مهدی خزعلی

افزودن نظر


Joomlart