دوشنبه, 07 فروردين 1396

صعود به شیرپلا

نامه الکترونیک چاپ PDF
پنجشنبه هفتم بهمن 1389 ساعت 8 صبح از میدان دربندحرکت کردیم - همه سر ساعت آمده بودند- صبحانه را کافه عبدالله ریش بودیم و برای آن مرحوم هم فاتحه‌ای خواندیم، جای شما خالی عدسی با گلپر مهمان محمد آقا بودیم که هفته قبل خلف وعده کرده بود، آبشار دوقلو یخ زده بود، کوهی از یخ پای آبشار بود، مسیر تا پای آبشار برفگیر و مسدود بود، کسی به دیدار دوقلوها نمی‌رفت، تنها در محاصره برف بودند، باید صبر کرد تا برفها آب شوند و بهاران بیایند، تا مردمان باز گروه گروه نزد آبشار روند و از ریزش آبش سیراب شوند، دیر نیست، بهار نزدیک است، آبشار دوقلو هم منتظر ماست!
 شیرپلا که همان دژ کیقباد است و یادآور رستم دستان پیش روی ماست، اما نه از رستم خبری است نه از کیقباد! امروز کوه خلوت بود، شاید بخاطر بارش دیشب، قرارها را لغو کرده‌اند، بعضی دوستان به من هم زنگ می‌زدند که بارندگی زیاد است، کوه برقرار است؟ و پاسخ این بود که کوه برفی و بارانی مطلوب است، باز هم به قول سهراب: " زیر باران باید رفت"
 یادش بخیر، در جوانی یک بار رکورد گیری می‌کردیم، از سربند تا شیرپلا 1/5 ساعته رفتم و برگشتم، تمام راه را می‌دویدم! ناهار را در دژ رستم و کیقباد ( شیرپلا) نیمرو نوش جان کردیم  و ساعت 2 میدان دربند بودیم.
منزل پدر نیز دربند است، سری به والدین زدم، موقع ناهارشان بود، خاله ها هم بودند، یک تیر و دو نشان شد، دستبوسی والدین و صله رحم خاله ها.
ان شاءالله سفر بعد قله توچال باشد، هفته آینده بین التعطیلین است و دوستان هر کدام برنامه سفر دارند و کوه تعطیل است.
7 بهمن 1389

افزودن نظر


Joomlart