سه شنبه, 25 مهر 1396

صعود تا " آب زغال چال"

نامه الکترونیک چاپ PDF
  پنجشنبه طبق معمول به کار گفتیم کوه داریم! راستش کوه و سختی صعود برای روحیه مبارز یک ضرورت انکار ناپذیر است، او را محکم و مقاوم می‌سازد، ساعت 7/30 از میدان درکه حرکت کردیم و تا "  آب زغال چال" رفتیم، جای شما خالی عدسی داغ با گلپر در ارتفاعات برفی خیلی دلچسب است.
  آقا محمد صاحب رستوران " آب زغال چال" که می گویند این رستوران را با دست‌های خود ساخته است، برای این که جواب همه را داده باشد و ملا لغتی‌ها او را سئوال پیچ نفرمایند که آخرش ذغال درست است یا زغال؟ در ورودی دو تابلو نصب کرده است، یکی " آب زغال چال" و دیگری" آب ذغال چال" !  البته هر دو درست است و زغال درستتر!
  می گویند آقا محمد کسی است که قبل از انقلاب پناهگاه پلنگ چال را ساخته است و آن را مصادره کرده اند، اگر چنین باشد دیگر در پلنگ چال نماز نمی‌گزارم و چیزی نمی‌خورم!
  در بازگشت باز هم آن پیرمرد بلخی را دیدیم که با دوتار خویش می‌نواخت و آهنگ " سکینه " را می‌خواند، نمی‌دانم آیا به سکینه خواهد رسید؟ شاید زودتر از ما !
امروز 12 نفر بودیم، اما به دلیل خواب ماندن بعضی ها در دو گروه مجزا رفتیم، متقدمین و متاخرین !
ساعت 12/30 دقیقه در میدان درکه بودیم و هر کس به سر کار خود رفت.  جمعه بعد ان شاءالله به آبشار سنگان خواهیم رفت.
23 دیماه 1389 / مهدی خزعلی

افزودن نظر


Joomlart