چهارشنبه, 09 فروردين 1396

کلیسای سنت استپانوس !

نامه الکترونیک چاپ PDF
  استپانوس مقدس یکی از اولین مسیحیان مؤمن بود که به دلیل ایمان به خدا به شهادت رسید، او در میان مسیحیان سمبل ایمان راسخ بوده و به او لقب « ناخاوگا » یعنی « شهید اول » داده اند. کلیسای سنت استپانوس در غرب جلفا در دره­ ای زیبا و دژی استواردرقریه قزل دانگ «صومعه قرمز » واقع شده است. سوای اززیبایی نمازخانه، محراب، برج ناقوس، صومعه و مدرس طلاب سه چیز توجه مرا به خود جلب کرد:
اول:  حضور یکی از برادران ارمنی که با تعصب خاص از مذهب خود سخن می­گفت و راهنمایی می­کرد و با افتخار می­گفت که آقای هاشمی به اینجا آمدند و روی همین سنگ نشستند و بعد از آن این­ کلیسا ترمیم و گردشگری آغاز شد.
 دوم:  نام کلیسا بود که در مسیر تابلویی با « کلیسای استپانوس » نصب شده بود و کلمه « سنت » به معنای مقدس از ابتدای نام استپانوس حذف شده بود! اگر دوست داریم مسجد ما را با نام امام علی (ع) و امام رضا (ع) بخوانند، بایستی کلیسای آنان را با نام « سنت استپانوس » بخوانیم، آیا دوست داریم در کشورهای دیگر تابوی مسجد ما را عوض کنند و بنویسند: " مسجد علی " مسجد محمد " ؟ احترام به آراء، عقاید و مقدسات ادیان واجب و ترک آن خلاف عقل و شرع است .
 سومین مطلب که از همه برایم جالبتر بود ، کتیبه وقف نامه ای بود که بر سر در کلیسا نصب شده بود. وقف نامه خلیفه ارامنه وقت با « بسم الله الرحمن الرحیم و هو قدیم » آغاز می ­شود و وقتی از تولیت ارمنی­ کلیسا سئوال می شود که آغاز کتیبه کلیسا با « آیه قرآن » است، با افتخار می­ گوید این بهترین عبارت برای نام خداست، در سطر آخر وقف نامه دارد که : « هر کس در این مقام مبارک بعد از این خلیفه بوده باشد اولاً به دولت شاه ایران واجبست دعا نماید و ثانیاً لعنت خدا و نفرین رسول به آنکس شود که این موقوفه را بفروشد یا به بیع بگذارد » از راهنمای ارمنی می ­پرسم:  این نفرین رسول منظور حضرت عیسی (ع) یا پیامبر اسلام (ص) و می­ گوید منظور پیامبر اسلام است ! و از اینها مهمتر ادبیات رایج در کتبیه است که بحمداله این ادبیات با قیام و انقلاب اسلامی ایران با سلاطین جور دفن شد و ان شاءالله دیگر به کشور ما باز نگردد.
  در آغاز کتیبه دارد : « درعهد سلطنت اعلی حضرت قدر قدرت ، . . . نامدار جم جاه ، ظل الله فتحعلی شاه قاجار بقی الله عمره و سلطنته و ادام الله ملکه »  و البته بسیاری القاب دیگر که خوانا نیست و برای ولیعهد (عباس میرزا) نوشته است : «حضرت نائب السلطنه علیه­السلام عباس میرزا ارواحنا له الفداء » و بعد به دعاگویی این حضرات می­ پردازد.
  عاقبت سلطان چه شد؟  ظل الله ، قدر قدرت، قوی شوکت ، اعلیحضرت که خود را نماینده خدا می ­دانست و کفایت امر رعیت را خداوند به او سپرده بود، برای ما جز بدبختی چه ارمغانی داشت ؟  جزبرباد دادن نیمی از کشور پهناور ایران عزیز، اراده ملوکانه بر چه تعلق گرفت ؟!خدا را شاکریم که با انقلاب اسلامی ایران بساط شاهی و خدایگانی ، ظل­الله و ظل­ السطان، اعلیحضرت و علیا حضرت برچیده شد و مردم خود بر سرنوشت خویش حاکم شدند، و پاسداری از انقلاب اسلامی در این است که دیگر نگذاریم کسی خود را سایه خدا بخواند و جز خدا را بندگی نکنیم و جز سایه حق تعالی و نور باریتعالی بر خود روا نداریم، فرقی ندارد که در نور هدایت الهی باشیم یا در سایه او بسر بریم!
فروردین 1387  /  دکتر مهدی خزعلی
*****  برگی از سایت هک شده قبل  *****
 

افزودن نظر


Joomlart