چهارشنبه, 09 فروردين 1396

کرامات شیخ ! / طنز آخوندی !

نامه الکترونیک چاپ PDF
   بسم الله الرحمن الرحیم
            از کرامات شیخ ما این است                        شیره را خورد و گفت شیرین است
  در آثار بزرگان ادب و عرفان ، گاهی احساس می کنیم که آن بزرگ از طریق ادب خارج شده است ، لیک آن گاه که در جامعه می نگریم ، اثری بیادماندنی در خاطره‌هاست ، حاصل این جملات جسارت آمیز تأدیب مردمان است ، نظر به مثنوی معنوی بیاندازیم حکایاتی که به ظاهر ناخوش آید اما درسی خوش برای اهل فهم دارد . برای بیداری شیخ غافل ما نیاز است چند سطری در قالب حکایت کنیزک و کدوی مولانا سخن برانم ، که شیخ ما نیز در خواندن « وِرد » کدو را ندیده است ! رندی می گفت : "در قاموس خلقت چنین است که اگر سگی هم عوعوکند، استخوانی برایش می اندازند "، اثر ممارست بر هر کاری چنین باشد ، در ورزش جسم ، توانایی انسان چنان بالا می رود که صحنه های محیر العقول ورزشی از آن جمله است . در ریاضت نفس تصرف در عالم ماوراء الطبیعه مقدور و شدنی است ، توانایی مرتاضان هندی گواهی بر مدعای ماست ، تا جایی که آن مرتاض از « خاک بهشت » در مشت ولی الله علیه السّلام خبر می دهد ، اگر سالک طریق ، این ممارست را از سرچشمه (معصوم ) بگیرد ، قبل از هر چیز به او کرامت نفس و تهذیب عطا کنند ، پس آنگاه که نفس از سگی زدود و فرشته خو گشت ، برای هدایت خلق اذن بروز کرامت دهند ، مرحوم میرزا جواد تهرانی ، مرحوم زرآبادی و مرحوم نخودکی چنین بودند. 
  اگر بیچاره‌ای رایافتید که سخت مشغول ذکر است و نفس مهذّب ندارد، بدانید گمراه است و آن « اوراد » از ناحیه مقدس حق نیست .
   اگر آن مفلوکِ نامهذب را ، دست خالی از کرامت یافتید، بدانید که همت والای ریاضت مرتاضان را نیز ندارد و « ذکر » و «وِرد » او دکانی برای فریب عوام است ، وگرنه قاموس خلقت چنین است ، که با ریاضت نفس می توان در عالم متافیزیک نفوذ و تصرف کرد و آنچنان کرد که گذشت !
  برای اثبات ادعای خود ، از جاده ادب خارج می شوم و « شیخ متظاهر » را وردی می آموزم ، اگر حاجت روا نگردید، بر من لعنت کند !
 نقل است مرتاضی مجرب و صاحب کرامت بر شاگرد خویش آموخت ، که اگر خواهی قطار را از حرکت بازداری و پرندگان را بدون سلاح شکار خویش گردانی ، با پای چپ در بیت الخلا درآ بر فراز آن جایگاه بیتوته کن پس آنگاه فلانت را در دست چپ گیر و هزار کرور این « ورد» را با صدای بلند بخوان « ذَکَری ذِکری ، ذِکری ذَکَری » ، دقت فرما که دچار نقصان عدد ، و ترک موالات نگردی ، پس چون فارغ شدی از مبیت خارج شو که تو صاحب کرامتی ! ، هرگاه اراده بر امری داشتی اِزار بیرون آر ، فلان را نثار قطار کرده ، لا جرم بایستد، و پرندگان رام تو گردند، بدان که این « ورد » هیچ منقصی در تو پدید نیاورد، و گرفتار تهذیب نفس و قیود آن نخواهی گشت و پس از آن نیز باز می توانی زبان به هزار گناه بگشایی و نگران انقطاع کرامت حاصله نباشی ، بی گمان شیخی که « ورد » می خواند و بر فراز منبر زبان به غیبت ، افترا ، هتاکی و فحاشی خلق خدا می گشاید ، چنین « وِردی » خوانده است ! واگر صاحب کرامت هم نیست، یقین کاهلی در عدد، ترتیب و موالات دارد و این « اوراد » دکانی است برای فریب خلق ! پس اگر رندان بیدار دل دکانش بستند ، باید بر این شیخ ترحم کرد ، که جز خستگی جسم طرفی نبسته است .
دكتر مهدي خزعلي
***** برگی از سایت هک شده قبل *****
عکس شیخ را نگذاشتیم تا اتهامی تازه بر ما نبندند

افزودن نظر


Joomlart