دوشنبه, 01 آبان 1396

خاطرات من در روز 9 دی !

نامه الکترونیک چاپ PDF
جناح حاکم این روز را گرامی داشته و آن را "روز بصیرت" می نامد! در آستانه این روز هم با استفاده از امثال شریعتمداری و رحیمیان و پناهیان و علم الهدی، مخالفان را هتک و هجو می نمایند!
پارسال آقای علم الهدی مخالفان را بزغاله‌ی گوساله خواند، نمی‌دانم چطور می‌شود که همزمان هم بزغاله بود و هم گوساله، لابد معظم‌له راهش را می‌دانند، حتماً مجرب است، از خودشان بپرسید!
امسال هم که آقای شریعتمداری، منتقدان را کفش دزد کردند و فرمودند، ممکن است به مسجد راه دهند اما نمی‌گذارند پیشنماز شوند! البته مخالفان، به مسجد ایشان هرگز پا نخواهند گذاشت، می‌گویند که "مسجد ضرار" است.
مخالفان هم این روز را " روز جهانی ساندیس" نام نهاده اند و معتقدند که تظاهرات حکومتی 9 دی با جمع آوری از ادارات و سازمان ها و پذیرایی کیک و ساندیس شکل گرفته است، برای آن اعتباری قائل نیستند! آنها معتقدند که کسی به اباعبدالله الحسین علیه السلام اهانت نکرد، و این پیراهن عثمان و قرآن بر نیزه طرح عمر عاص بود برای فریب مردم!

من فقط به دیده های خویش در 9 دیماه 1388 و 9 دیماه 1389 می‌پردازم، تحلیلی هم ارائه نمی‌کنم، آخر تا کی باید لقمه را جوید، مردم خود مفسر و تحلیلگرند و از من و شما بهتر می‌فهمند!

9 دیماه 1388:  ...........................................................................................................................................................

دور تا دور دفتر مرا نیروهای امنیتی احاطه کرده بودند، من در خیابان آزادی و نزدیک به میدان انقلاب هستم( دکتر قریب)، کارمند موسسه که به تماشا ایستاده است، مورد بازخواست نیروهای امنیتی قرار می‌گیرد، وقتی می‌فهمند که کارمند ماست رهایش می‌کنند، با فرزندم خارج می‌شوم، لباس شخصی های دور دفتر( نیروهای امنیتی) محبت کرده و با 5 ماالشعیرجوجو لیمویی از ما پذیرایی می‌کنند( ظاهراً ساندیس نداشتند! ) ، 50 متر بالاتر از دفتر ما بنیاد شهید است (نهاد تحت ریاست‌رحیمیان) پلاکاردی گرفته اند و بچه های روابط عمومی دوربین به دست منتظرند و تنی چند مامور شده اند تا همه را احضار کنند، همه پشت پلاکارد جمع می‌شوند و عکس و فیلم می‌گیرند، من نیز در کنار روحانی بنیاد می روم و به او می‌گویم:" حاج آقا؛ اگر ما هم عکس بگیریم پستی می دهند؟"  خنده ای تلخ تحویلم می دهد، بقیه هم نگاه می‌کنند و با زبان بی زبانی می گویند: " المامور المعذرور! "

دسته دسته گروه ها می‌آیند و و پلاکاردی نمایشگر سازمان یا نهاد در پیش دارند و صد البته شعاری که مربوط به این روز است، همه هم عکاس و فیلمبرداری دارند تا خدای ناکرده کسی در طول مسیر غایب نشود و زیرآبی نرود!

با موتور گشتی می‌زنم، آخر ما هم بسیجی بوده‌ایم ، خیابان کارگر خبری نیست، ابتدای بلوار انباشتی از پوستر و عکس رهبری است که هر که می‌خواهد برمی دارد، ما هم پوستری برداشتیم، من شعارش را می‌خواستم، نوشته بود: " هیهات من الذله" این پوستر دست همه بود، اما هیچ کس نمی‌گفت که غلط است و شاید معنای عکس دهد و درست آن چنین است: " هیهات منا الذله "

عمده جمعیت در خیابان آزادی و انقلاب به سمت میدان در حرکت بود، من بیش از 80 درصد جمعیت را دسته جات دولتی (ادارات و نهادها و سازمان ها ی حکومتی) می دیدم و صد البته توزیع کیک و ساندیس بیداد می‌کرد، برخی سوء استفاده چی ها را دیدم که کیسه ای بزرگ کیک و ساندیس( خوراک یک ماه خانواده) را با خود حمل می‌کردند! عده ای هم پلاکاردهایی علیه هاشمی رفسنجانی و خاتمی و موسوی و کروبی حمل می‌کردند، اینها و شعارهای افراطی در اقلیت مطلق بودند، تظاهرات با سخنرانی کذایی ختم شد.
9 دیماه 1388 مهدی خزعلی

9 دیماه 1389:  .......................................................................................................................................

امسال هم تظاهرات بود، اما در صدا و سیما، توسط حسین شریعتمداری و رحیمیان و پناهیان و طائب...!
و در خیابان انقلاب و آزادی، هر چند ده متر بیلبوردی بزرگ نصب شده بود، در ذیل آن نوشته بودند، " در امتداد غدبر "
در واقع امسال تظاهرات بنرها و بیلبوردها بود!

9 دیماه 1389 / مهدی خزعلی
........... ***  باز انتشار 9 دیماه 1392  *** ..............

افزودن نظر


Joomlart