چهارشنبه, 09 فروردين 1396

ما جایگاهمان را می دانیم، دیگران نمی دانند!

نامه الکترونیک چاپ PDF
  بعضی "ازما بهتران "خرده می گیرند که تو جایگاهت را نمی شناسی و بزرگترازجایگاهت سخن می‌گویی، مخصوصاً وقتی درمقاله ای می نویسم " اگر من جای فلانی بودم چه می کردم! "
  راستش حکایتِ ما حکایتِ مرحوم دکترمصدق دردادگاه لاهه است، ما جایمان را می‌دانیم، اما اگر گاهی جای دیگران می نشینیم و می نویسیم، برای این است که آنها هم بفهمند در جای  دیگران نشستن چه معنا دارد! ببینید، فقهاء غیر از فقه و اصول در کدام یک از علوم دستی نداشته اند؟  فلسفه و منطق و ادبیات فارس و عرب که ملک طلق آنان است، تفسیر و حدیث و رجال ابزار کارشان است، سیاست و جامعه شناسی و اقتصاد و بازرگانی و بانکداری و مدیریت و حقوق هم که از علوم لدنی است و در خون آنهاست، می ماند طب و ریاضی و فیزیک و هندسه و شیمی و مکانیک و معماری و آب و هوا و فضا و موسیقی و ...که با یک پسوند اسلامی ، به حوزه علماء داخل می شود و بدون پسوند هم که غیر اسلامی است و کفر ابلیس است!
  در این وانفسا، گاهی ما پایمان را در کفش علما می کنیم، و یا تکیه بر جایگاه رفیع شان می زنیم، تازه می‌فهمند که جای دیگران نشستن چه مزه ای دارد! سرتان را درد نیاورم، حکایت مصدق را بخوانید:
  نقل است که مصدق برای دفاع در برابر ادعای خسارت انگلیس درماجرای ملی شدن نفت به لاهه می رود، او قبل از موعد در دادگاه حاضر می‌شود و یک راست می رود و روی صندلی نماینده انگلیس می نشیند!
قبل از شروع جلسه ، يکي دو بار به دکتر مصدق تذکر می دهند که اين جایگاه نماينده هيات انگليسي است و جایگاه شما آن طرف است، اما پيرمرد توجهي نمی‌کند و روي همان صندلي می‌نشیند.
  نماينده هيات انگليس وارد می‌شود ومقابل دکتر مصدق منتظرمی‌ایستد تا بلکه بلند شود و در جایگاه خود بنشيند ، اما پيرمرد نگاهش هم نمي کند و بی اعتنا بر جای می‌نشیند!
جلسه شروع می‌شود و قاضي به مصدق می‌گوید:"شما جای نماينده انگلستان نشسته ايد، جاي شما آن جاست!"
کم کم ماجرا پيچيده مي شود و بيخ پيدا ميكند! 
مصدق می‌گوید: " شما فکر می‌کنید نمی دانیم جای‌ما کجاست و جای نماینده انگلیس کجاست! نه جناب رییس، خوب مي دانيم جايمان کدام است !  اما اگر چند دقيقه اي روی صندلی آنها نشستم به خاطر اين بود تا  بدانند برجای ديگران نشستن يعني چه ؟! "
" او اضافه کرد که سال هاي سال است دولت انگلستان در سرزمين ما خيمه زده و کم کم يادشان رفته که جايشان اين جا نيست و ايران سرزمين آباء و اجدادي ماست نه سرزمين آنان ! "
سكوتي عميق فضاي دادگاه را احاطه می‌كند، دكتر مصدق كمي سكوت كرده و آرام  برمی‌خیزد و به صندلي خويش می‌رود.
این ابتکار و حرکت عجيب تاثيری عمیق بردادگاه گذاشت، و در نهايت انگلستان محکوم شد .
7 دیماه 1389  / مهدی خزعلی

افزودن نظر


Joomlart