شنبه, 06 خرداد 1396

جمهوری اسلامی بازی ! / سلول انفرادی

نامه الکترونیک چاپ PDF
  پیش از این نیز گفته ام، خواب‌های سلول انفرادی هم سیاسی است، اعتصاب غذا کرده بودم، خواب‌‌‌‌‌‌‌های سیاسی - غذایی می‌دیدم!
  در رویای انفرادی دیدم که آزاد شده‌ام، مستقیم از اوین به فرحزاد رفتیم، همان رستوران همیشگی -رستوران آبشار- سفارش کباب لقمه زعفرانی دادیم، منتظرطبخ غذا بودیم، بازی کودکانه بچه های تخت کناری توجه مرا به خود جلب کرد، دورهم نشسته بودند و بازی می کردند، بازی " یه مرغ دارم روزی چند تا تخم می کنه! " قاعده بازی این بود که هر کس اشتباه گفت یا توپوق زد، سوخته است و از بازی اخراج می‌شود، برایم در عالم رویا عجیب بود، همه دروغ می‌گفتند و هیچ کدام مرغی نداشتند تا تخمی بکند، اما همه به دهان یکدیگر خیره شده بودند که کدام یک در گفتن این دروغ توپوق می زند و یا اشتباه لپی می‌کند تا او را اخراج کنند! گاهی هم سعی می کردند حواس همبازی خود را پرت کنند که زودتر بسوزد!
  در عالم خواب و رویا به همسرم گفتم: " عزیزم؛ این‌ها دارند جمهوری اسلامی بازی می کنند، ما هم دور هم نشسته ایم و چشم به دهان یکدیگر دوخته‌ایم تا یکی خطایی یا اشتباهی بکند، کلامی، سهوی از او سر زند تا او را از بازی اخراج کنیم، فرق بازی ما با این بچه ها در این است که در بازی ما آنها که می‌سوزند یا به اتهام ارتداد و محاربه و براندازی اعدام می شوند و یا به زندان می روند!
  یادش بخیر، این رویا را برای بازجوی خویش گفتم، فقط به فکر فرو رفت و هیچ نگفت!
27 آذر 1389  /  مهدی خزعلی

افزودن نظر


Joomlart