سه شنبه, 31 مرداد 1396

پاسداری از حریم مرجعیت شیعه

نامه الکترونیک چاپ PDF
از نواب اربعه، شيخ مفيد، سيد مرتضي، شيخ طوسي، علامه حلّي،‌ شهيد اول و صاحب جواهر تا شيخ مرتضي انصاری، ميرزاي شيرازي، ‌سيد ابوالحسن اصفهاني، ميرزاي نائيني،‌ آيت اله كاشاني، مدرس، آيت الله بروجردي تا حضرت امام خميني (قدس سره) و آيت الله سيستاني و آیت الله وحید خراسانی، هرگاه كلامي از زبان مرجعيت خارج مي­شد،‌ فصل الخطاب بود. نه تنها حكام،‌ سلاطين و پادشاهان بلاد اسلامي مقهور عظمت و جلال علماي دين بودند،‌ حتي استعمار پير انگليس در دوران استعمار عراق، مي­داند تمام قدرت شيعه در خانه محقر و خشتي حضرت آيت الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني متمركز است و سفيري با مبالغ گزاف به خانه سيّد گسيل مي­دارد و با پاسخ قاطع و پيشنهاد ده برابر مبلغ پيشنهادي استعمار انگليس مواجه مي‌شود و مي­‌فهمد كه اين سيد در خانه­ اي محقر و خشتي در كوچه پس كوچه­ های نجف به اذن خدا مي­تواند انگليس را بخرد و قابل خريدن نيست. فتوای جهاد مرجعيت در نبرد با روس­ها موجب شد تا حدود ثغور بلاد اسلامي حفظ شود. به فرمان ميرزای شيرازی کوزه قليان در دربار ناصری شكسته مي­شود و سلطان صاحبقران مي­‌فهمد كه حكم مرجعيت حكم خداست و در اندرون خانه او نافذ است و اگر بين حكم مرجعيت و حكم سلطان تعارض باشد او در خانه خود نيز سلطان نيست! محمدرضا پهلوی نيز مي­دانست اگر حرمت مرجعيت و آيت الله بروجردی را نگه ندارد بايد بساط حكومت را جمع كرده و به پدر بپيوندد، آن روز كه پس از رحلت آيت الله بروجردي گفت: «ديگر در قم صدای مخالفي به گوش نمي­رسد». شير مردی از خمين فرياد برآورد كه: «نه تنها به گوش مي­رسد كه سيلی مي­شود و بر گونه خواهد خورد» و همان شد كه شد و اعليحضرتِ قدر قدرتِ قوي شوكت،‌ ظل الله شاهنشاه آريامهر! آنچنان سيلي از مرجعيت شيعه خورد كه عبرت تاريخ شد و حتي صدام جنايتكار كه مرحله ­ای از جنون را در خود داشت، حريم مرجعيت شيعه آيت الله سيستاني را رعايت كرد و امروز حرف اول را مرجعيت در عراق مي­زند و آمريکا مي­‌داند اگر مرجعيت شيعه به اذن حق حركت كند،‌ او با تمام ارتش خود نمي­تواند در برابر مرجعيت بايستد.
ما را چه شده است كه در جمهوري اسلامي، كه حكومتي بر مبناي ولايت فقيه است، كار به جايي رسيده است كه يك فيلم­ساز كه از خزانه دولت اسلامي ارتزاق مي­كند به خود اجازه مي­دهد كه براي مراجع تقليد تعيين تكليف كند. او مي­گويد: «مراجع در اندازه­اي نيستند كه براي دولت تعيين تكليف كنند و با كدام قانون در مسائل حكومتي دخالت مي‌كنند؟» غافل از اين كه حكومتي كه شما وارث آنيد با جهاد و حكم مراجع به دست آمده است و با حكم جهاد مراجع حفظ شده است و اگر نبود تكليف شرعي، كدام بسيجي به جبهه مي­‌رفت تا امروز شما به صندلي رياست جمهوری و وزارت تكيه زنيد و سخن از دوستی با مردم اسرائيل بگوييد. اگر تا امروز سخن آقاي مشايي را كج سليقگی و ناپختگی سياسی مي­‌دانستيم امروز به حرمت كلام مراجع عظام ضرورت دارد تا معاونت رئيس جمهور بركنار شود و كارگرداني كه به خود اجازه داده است برای مراجع (هاديان و راهبران فكری جامعه شيعه)‌ تعيين تكليف كند نيز طرد و به كار گرفته نشود. اگر امروز سخن مراجع را معطل بگذاريد، ديگر نبايد در روزهاي سخت انتظار حمايت از مراجع عظام داشته باشيد، و اگر امروز مي­‌خواهيد كه مراجع در امور حكومتي دخالت نكنند،‌ پس بين شما و حكومت هاي جور سلاطين چه تفاوت است؟
جدا كردن دين از سياست و مراجع از حكومت چيزی از جايگاه بلند مراجع نمي­‌كاهد و اين دولت و حكومت است كه از فيض و بركت علما و مراجع محروم مي­شود. والسلام
و ما علينا الا البلاغ
دكتر مهدي خزعلي
جمعه 8 شهریور 1387
***** برگی از سایت هک شده قبل *****

 

افزودن نظر


Joomlart