شنبه, 06 خرداد 1396

سلول انفرادی یا اتاق فکر !

نامه الکترونیک چاپ PDF
  بیست و یکم مهرماه بود، به دادسرای اوین احضار شدم، همان پرونده پارسال بود که با قرار کفالت آزاد بودم، گمان نمی کردم برای کسی که با قرار آزاد است، بدون هیچ دلیلی قرار مضاعف صادر شود! البته در سال همت مضاعف و کار مضاعف، قرار مضاعف و بازداشت مضاعف دور از انتظار نیست، در همان 10 دقیقه اول اتهام جدیدی را به من تفهیم کرد! " اجتماع و تبانی علیه نظام" !
  پرسیدم با چه کسی و کجا اجتماع کرده ام؟     گفت: " راهپیمایی 25 خرداد88
 عرض کردم: " این که قبل از بازداشت پارسال بوده و چیز جدیدی نیست!    گفت: " خوب از قلم افتاده و تفهیم نشده بود" 
 با خود گفتم: " مگر کدام اتهام تفهیم شده که این یکی نشده باشد! سال گذشته عکسهای من در راهپیمایی را ضمیمه پرونده کرده بودند و حتی بارها به رخ من کشیدند، دیدم دنبال بهانه ای برای بازداشت می گردد و این فقط بهانه است!"
پس عرض کردم: " خوب تکلیف چیست؟ من ماندگارم یا آزاد؟"  گفت: " نه، بهتر است قدری در زندان فکر کنید!"
گفتم : " پس به اتاق فکر می روم! "
  شاید تنها حرف درست او همین بود، " اتاق فکر " ، سلول انفرادی بهترین جا برای فکر کردن و عبادت است، من معتقدم همه مسئولین سالی یکبار به اتاق فکر بروند، البته ممنوع الملاقات و ممنوع التماس ، مثل یک زندانی عادی !
  برای قضات توصیه می کنم ماهی یکبار به انفرادی بروند تا اینقدر دست و دلباز حکم زندان ندهند! البته ریاست سابق قوه قضاییه نیزتوصیه کرده بودندکه قضات سالی یکبار زندان را تجربه کنند تا در صدور رای دقت بیشتری نماید.
  بگذریم، من مطمئنم که همین قضات پرونده ام را در انفرادی ملاقات خواهم کرد، ان شاءالله، به امید آن روز!  دیر نیست، شب دراز است و قلندر بیدار !
20 آذر 1389  /  مهدی خزعلی

 

افزودن نظر


Joomlart