يكشنبه, 29 مرداد 1396

مصاحبه با دکتر مهدی خزعلی پس از آزادی ( اردلان صیامی)

نامه الکترونیک چاپ PDF
جناب آقای دکتر خزعلی
با سلام ودرود وتشکر از وقت ومحبتی که در اختیار بنده قرار دادید .وخوشحال از این که دوباره آزاد هستید .
   قبل ازورود به بحث انجمن، این سوال زیاد به انجمن ارتباطی نداره اما در افکار عمومی نسبت به شما مطرح است.در صورت تمایل جواب دهید که اگر پاسخ دهید خیلی ممنون میشوم. در خصوص انتشارات حیان ورابطه شما در پروژه معروف هویت ابهاماتی وجود دارد. شما هنوز از کاری مثل هویت دفاع می کنید؟ رابطه تان با سعید امامی در آن برهه چگونه بود؟ در صورت تمایل به پاسخ، با جزییات بیان کنید خیلی عالی تر می شود.ویک کم در خصوص آخرین بازداشتتون ومسایل مطرحه بفرمایید.
  پاسخ :
   با سلام، من بارها و بارها در مورد هویت گفته و نوشته ام، اما هربار که موضوعی، مقاله ای یا خبری از من درج می شود، این مسئله را افرادی قلم به مزد با هدایت جناح حاکم مطرح می کنند، هدف آنها تخریب  شخصیت و ایجاد شبهه است !
اولاً : من هیچ ارتباط تشکیلاتی و کاری با سعید امامی نداشتم،  او در همه وزارتخانه ها و گاهی دانشگاهها تحلیل سیاسی ارائه می نمود، حتی برای سفرای جمهوری اسلامی او تحلیل روابط خارجی ارائه می کرد!، و گفتگوی من با او در حوزه تئوری و بحث دینی و فرهنگی بوده است و من مخالف ترور و حذف فیزیکی بودم و او در شرایطی با حکم آنرا واجب می دانست
ثانیاً : در برنامه تلویزیونی هویت هیچ دخالتی نداشتم و من هم یک بیننده مثل هم مردم بودم، اما آن برنامه تلویزیونی را بصورت مستند مکتوب منتشرکردم، در آن ایام دگر اندیشانی که نامشان در کتاب آمد نه تنها مخالفتی نکردند، حتی هوشنگ گلشیری از آن دفاع کرد، و مخالف ما همین جناح حاکم امروز بود، من با علی لاریجانی به دادگاه رفتم، او از ما شکایت کرده بود.
ثالثاً: من هنوز هم معتقدم که شبیخون فرهنگی برای مقابله با نظام طراحی شد و یکی از عوامل موثر این شبیخون فرهنگی را احمدی نژاد می دانم، او ازهمه موفق تر عمل کرد و در دوره کوتاهی توانست مردم را به روحانیت بد بین و از مرجعیت و ولایت فقیه جدا کند! او با دفاع خرافی و افراطی از دین وامام زمان موجب سستی مردم در باورهای دینی شان شد، جوانان در دوره اوبرای مقدسات دینی و امام زمان روحی له الفداء جوک می گفتند! !ا
او بزرگترین چالش مشروعیت را در برابر نظام و رهبری قرار داد، او همه چیزنظام را زیر سئوال برد، امروز هم من حاضرم متن دادگاه های نمایشی را منتشر و مستند نمایم - اگربگذارند - ولی جناح حاکم دیگر نمی خواهد تجربه هویت را تکرار کند و اجازه انتشار این رسوایی را نخواهد داد!
رابعاً : موسسه فرهنگی انتشاراتی حیان ( ناشر برگزیده پزشکی) از سال 1372تاسیس و یک انتشارات خصوصی است و در میان 8000 ناشر بارها و بارها رتبه اول از جهت تعداد عناوین چاپ نخست را از آن خود کرد و بارها و بارها ناشربرگزیده شد.هرچند در دولت نهم و دهم در حصر اقتصادی بسر می برد و همه کارهای او را مسدود کرده اند.امیدوارم که در ادامه این حرکت عظیم ، دولت کریمه از خر شیطان پایین بیاید و دست از ظلم وتعدی بردارد، هر چند امیدی به اصلاح این دولت ندارم
  اما در موردبازداشت آخر: من روز 21 مهر ماه در دفتر کارم بودم که سروان شایسته از پلیس امنیت تماس گرفت و مرا به آنجا دعوت( احضار) کرد و پس از حضور در بازپرسی شعبه چهارم امنیت، قرار بازداشت موقت برایم صادر کردند تا به قول باز پرس قدری فکر کنم، 30 روز در اتاق فکر( همان سلول سابق! ) بودم و با قرار وثیقه دومیلیارد ریالی  آزاد شدم، وثیقه توسط فردی که او را نمی شناختم و خواننده مقالات من بود تودیع شد. 25 روز در اعتصاب غذا بودم و از روز 16 ام اعتصاب غذا خونریزی معده داشتم، از روز بیستم اعتصاب غذا  به عنوان تنبیه داروهای مرا قطع کردند و روز 25 ام اعتصاب غذا آزاد شدم.

  سوالات در خصوص انجمن :
  سئوال1 :
  انجمن در ابتدای فعالیتش قبل از انقلاب محبوب همه مراجع حتی آیت الله خمینی بود بعد از یک برهه ای این داستان معکوس شد ،علت این از نظر یاران آیت اله خمینی دور بودن انجمن از مبارزه علیه شاه وعدم اعتقاد به این موضوع بود اما از منظری دیگر برخی معتقدند ایت الله خمینی ودیگر مراجع به سازمان منسجم مذهبی شیخ محمود حلبی غبطه میخوردند واین را برخلاف منافع خود میدیدند شما کدام یک از این دو را تایید میکنید؟و اینکه انجمن به مرجعیت آیت الله خویی اعتقاد داشت ومرجعیت ایت الله خمینی را برنتافت مساله ساز نبود؟
  پاسخ سئوال 1:
   حوزه و مراجع نسبت به انجمن و تلاش فرهنگی او در رد بهاییت خوش بین بودند، در جریان انقلاب، روحانیون و مراجع انقلابی از آنها دلخور شدند، یکی به دلیل تقلید از آیت الله خویی بود که قصه انگشتری هدیه آیت الله خویی به شاه مزید بر علت شده بود! علی ای حال مشی انجمن دوری از تنش های سیاسی بوده وهست، آنها به تلاش فرهنگی و آدم سازی فکر می کنند، با ظهورانقلاب به این نتیجه رسیدند که در سایه حکومت اسلامی راه آنها باز تروهموارتر می شود و به انقلاب پیوستند، بعدها حزب توده و چپی ها با ایجاد فضای چپ مسئولین رانسبت به انجمن بد بین کردند، من حسادت و غبطه را موثر نمی دانم، من تاثیرترس از تشکیلات منسجم را موثر میدانم، در واقع از نظر آنها هر کسی که مرید داشته باشد یک خطر بالقوه است و انجمن مریدانی پر و پا قرص داشت که از نظر سواد هم برتر بودند، حکایت ترس قاضی بی سواد از وکیل با سواد است!
  سئوال 2 :
  در آن زمان حتی قبل از راه افتادن و رونق حسینیه ارشاد، جلسات سخنرانی مذهبی انجمن در تهران دائر بود ولی در مقابل اقبال جوانان به حسینیه ارشاد، کمتر دیده شد. این نشان از ان ندارد که انجمن با روح زمان در تضاد بود؟واکنش انجمنی ها نسبت به دکتر شریعتی در ان برهه چه بود؟
  پاسخ سئوال 2 :
انجمن با توجه به مشی اسلام سنتی و تبعیت از مرجعیت و روحانیت، نمی‌توانست با افکار و نقدهای تند شریعتی کنار بیاید، همانطور که مطهری و خزعلی و مصباح با شریعتی کنار نیامدند، علی ای حال مسیر انجمن از کنار حسینیه ارشاد هم رد نمی شود، کما این که مطهری هم نتوانست در حسینیه دوام بیاورد و وقتی امر دایر شد که یا شریعتی یا مطهری، مسئولین حسینیه ارشاد به خواست جوانان آن روز شریعتی را انتخاب کردند، انجمن ریشه های دینی شریعتی را سست می دانست و او را نویسنده ای توانا می دانست اما اسلام شناس نمی دانست .
 سئوال 3 :
   یک تحلیل وجود دارد وآن اینکه با اینکه انجمن قبل از انقلاب رابطه خوبی با روحانیت داشت ولی بیشتر از اینکه متعهد به ایمان از جنس تعبد باشند به تخصص وتعقل نظر داشتند از همین روی است که دانشگاهیان انجمن بیشتر ازروحانیون است در واقع میتوان گفت انجمن قبل از انقلاب  دنبال اسلام بدون روحانیت بود؟روحانیتی که فقط د ر مسایل شرعی واحکام مسایل را حل کند؟
 پاسخ سئوال 3 :

آیت الله حلبی معتقد بود که ما به طور تخصصی روی بهاییت کار می کنیم، وطبیعی است کادری که می خواهد تحت پوشش در محافل بهاییت نفوذ کند، نمی تواند فردای آن روز در مسجد شاه بالای منبر رود و روضه بخواند، این مشی و سیاست ایجاب می کرد که افراد در کسوت روحانی نباشند، هر چند اساتیدروحانی هم در انجمن به تدریس مشغول بودند، در واقع نوع کار و استراتژی انجمن به گونه ای بود که یک روحانی نمی توانست با لباس آنرا انجام دهد، نفوذ در محافل بهاییت و حتی بعضی محافل را انجمنی های نفوذی تشکیل می دادند.
  سئوال4 :
  در سال 57گفته میشود بعد از حادثه 17شهریور نظر شیخ محمود حلبی نسبت به فعالیت انقلابی عوض شد .این را نمی توان نوعی فرصت طلبی سیاسی قلمدادکرد؟(منظور فرصت طلبی از نوع منفی آن)
پاسخ سئوال 4 :
اواخر انجمن به انقلاب پیوست و تا چند سال بعد از انقلاب هم با صدوراطلاعیه هم از انقلاب حمایت می کرد، البته که این استفاده از فرصت بود تا بتوانند تشکیلات انجمن را حفظ و توسعه دهند، فرصت طلبی دیگر منفی و مثبت ندارد، خیلی ها از موج انقلاب استفاده کردند برای اهداف خود، این هدف هاست که خوب و بد است، کردان هم در موج انقلاب خود رازندانی سیاسی جا زد! اما انجمن باور نداشت که انقلاب پیروز می شود و از عاشورا به بعد باور کرد.
  سئوال 5 :
بااینکه ایت الله خمینی در بدو ورود به ایران در مدرسه انجمن اقامت میکند وبسیاری از نزدیکان ایشان مانند اقای مطهری به انجمن نظر مثبت داشتند روی بر گردانی یا تلخ شدن ایشان نسبت به انجمن از کجا شکل گرفت وناشی میشد؟واقعا همان مسایل قبل از انقلاب وعدم اعتقاد انجمن به مبارزه بود؟یا اینکه طیف چپ مذهبی این تحلیل را برای ایت الله به وجود اوردند که
انجمن رقیب جدی برای حاکمیت  وقت است؟
 پاسخ سئوال 5 :
من معتقدم که چپ گراها که خود را در معرض تلاش منسجم و تشکیلاتی انجمن می‌دیدند، شروع به تخریب کردند، حزب توده در راس آنان بود که ار سوی همسایه شمالی هدایت می شد، از سوی دیگر عوامل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی دانسته یا ندانسته نقش مهم و کلیدی در کوبیدن انجمن داشتند و نهایتاً سپاه با استفاده از آقای جنتی ( امام جمعه قم ) کار را یکسره کرد و تیرخلاص را بر انجمن زد.ا البته ذهنیت قبل از انقلاب و نیمه شعبان 1357 نیز بی تاثیر نبود، اما فراموش نکنیم که انجمن در نیمه شعبان 57 هیچ جشنی نگرفت و یک اتهام بی اساس بود.
  سئوال 6 :
   گفته میشه روزی که ایت الله خمینی ان سخنرانی معروف را علیه انجمن کردند اصلا قرار بر این نبوده واطرافیان ایشان انتظار سخن دیگر داشتند وگویا این موضوع غیر منتظره بوده است .در خصوص انجمن حجتیه ایت الله خمینی اطلاعتش را از نهادهای امنیتی میگرفت یا اطرافیان ودوستان سیاسی‌اش؟اینکه حزب توده در تبلیغات علیه انجمن فعال اول بوده است میتوانست
تاثیرگذار باشد؟
 پاسخ سئوال 6 :
  در سئوال قبلی جواب داده ام، آن جملاتی که به انجمن نسبت دادند اصلاً مال انجمن نبود، وقتی ما به مهندس سجادی گفتیم: مگر تز شما این است که فساد زیاد شود تا امام زمان بیاید؟ خوب پاسخ می دادید! او می گفت: "فضای سال های اول انقلاب جای پاسخ دادن نبود، ما فقط گفتیم که این مطالب از ما نیست و تعطیل کردیم که حملات تمام شود"
اما سخنان امام با سابقه قبلی و حذف نمایندگی قابل یش بینی بود، ذهن امام را مسموم کرده بودندة اما آن جملات در مورد انجمن غیر منتظره بود، و وقتی پدر نزد ایشان رفتند و گفتند:" این مطالب مال انجمن نیست و اینها مال آخوندی در خمین است" امام فرمودند: " خوب از خودشان دفاع می کردند" پدر به محضر امام عرض کردند: " اگر دفاع می کردند، شائبه ایستادن در برابر فرمایش شما بود"
 سئوال 7 :
   انجمن هیچ وقت در افواه عمومی به غیر از خود شیخ محمود حلبی چهره وسخنگویی نداشته است .این به عدم تربیت کادر برای رهبری بر میگردد یا میل انجمنی ها به فعالیت مخفی؟در مقایسه با نهضت آزادی که انها هم در همان دهه 60 ممنوع شدند ولی اعضای رهبری شان شناخته شده هستند وهیچ وقت ممنوعیت را قبول نکردند وکم وبیش فعالیت خود را داشتند اما انجمن خیلی ساده ممنوعیت وشاید مخفی بودن را پذیرفت .این میل به مخفی شدن در نظربرخی با لژهای فراماسونری مقایسه شده است. چپ هاهم از فعالیت انجمن روایتی دارند که این سازمان را تشکیلاتی مخفی وبسیار پر نفوذ در لایه های مدیریتی کشور حتی در سطوح بالا بر میشمرند این نظر برای افکار عمومی هم جا افتاده است.واقعا این مخفی بودن وناشناخته بودن انجمن به چه برمیگردد؟
 پاسخ سئوال 7 :
اساساً شیوه انجمن شناسایی و نفوذ در محافل بهاییت بود، چون رقیب با این شیوه مخفی یارگیری می کرد، در واقع تاکتیک رزمی متناسب با دشمن طراحی شده بود و طبیعتاً افراد انجمن مثل محفل رقیب بسیار محرمانه و زیرکانه عمل می کردند و در نهایت هم با تصمیم خودشان تعطیل کردند و هر وقت بخواهند بازمی کنند و نیازی هم به مجوز جدید نیست، آنها یک انجمن خیریه مذهبی دارای مجوز هستند و مجوزشان هم معتبر است، آنها یک تشکیلات سیاسی نستند و جلسات آنها در قالب جلسات مذهبی و بحث های دینی و علمی است، اگر بخواهند این جلسات مذهبی را هم تعطیل کنند که روی رضا شاه را سفید کرده اند. در مورد نفوذ انجمن، با توجه به تربیت افراد با سواد بالای دینی و علمی و از سوی دیگر غیرسیاسی بودن، نفوذ این افراد تکنوکرات در نهادها و وزارتخانه ها بدیهی است، علی رغم حذف و گزینش سنگین، انجمن در همه ادارات نیرو دارد.
 سئوال 8 :
   با رهبر شدن ایت الله خامنه ای وقرابت برخی از اعضای انجمن با ایشان این نظر قوت گرفت که ایشان فعالیت های انجمن را ازاد میکنند اما این اتفاق رخ نداد چرا؟
 پاسخ سئوال 8 :
ایشان شناخت بیشتری نسبت به انجمن داشتند، مهندس مادرشاهی مشاور ایشان بود، اما فضای مسموم اجازه  این کار را به ایشان نداد، در واقع همان کسانی که گزارش منفی به امام می دادند و سئوالات کذایی را در اختیار آقای جنتی قرار دادند تا در نماز جمعه قم بخواند، امروز فضا را سنگین می کنند و ابایی ندارند که به رهبری هم انگ انجمنی بزنند!
 سئوال 9 :
   پدر شما نماینده ایت الله خمینی دراین انجمن بود هم اکنون رابطه اش با این انجمن چگونه است؟افکار انجمن در بنیاد غدیر پی گیری میشود؟ایشان برای رسمی شدن انجمن حجتیه تلاشی نکردند؟
 پاسخ سئوال 9 :
پدر از ابتدای انقلاب تا سال 60 نماینده امام در انجمن بودند( پس از جلسه ای که به اتفاق شهید مطهری برای موضوع انجمن خدمت امام رسیدند)، هنوز هم به این ها خوش بین هستند و آنها را امام زمانی می داند، همیشه هم برای کاهش فشار بر این ها تلاش کرده اند که اگر جایی ظلمی شده است رفع شود، اما بنیاد بین المللی غدیر هیچ ربطی به انجمن ندارد و هیچ انجمنی در آن عضو نیست و در این بنیاد فقط و فقط برای ترویج غدیر تلاش می شود.
 سئوال 10 :
  در واکنش شما به مصاحبه حسین شریعتمداری در خصوص انجمن، این تحلیل ازسوی شما مطرح شد که انجمنی ها با امام وانقلاب هیچ مشکلی ندارند.اولاسوال اینجاست چرا شما باید این سخن را بگویید؟بعد هم واقعا معتقدید مخاطب سخنرانی تیرماه 62ایت الله خمینی انجمن نبوده است؟نمیتوان واکنش شما به این گفته ها را نوعی تلاش برای بازگرداندن انجمن به صحنه عمومی دانست؟
 پاسخ سئوال 10 :
من معتقدم مردانه باید با رقیب هم سخن گفت، آقای شریعتمداری مغرضانه وبدور از انصاف سخن گفته بود، باید جواب می ، دادم، من هم به انجمن انتقاد دارم، به جای خود، می دانم که مخاطب سخنان امام در سال 62 انجمن بود، اما آن مطالب ربطی به تفکر انجمن نداشت و ذهن امام را مسموم کرده بودند، اگرانجمن معتقد به ازدیاد فساد برای ظهور حضرت داشت، چرا با بهاییت مبارزه کند! خوب از نظر انجمن بهاییت بزرگترین فساد بود! این که این دفاع بازگردان انجمن به صحنه است یا خیر، مهم نیست، باید حق را گفت و لو به نفع رقیب و به زیان ما باشد.
 سئوال 11 :
  این روزها انجمن به چند گروه تقسیم شده است .هم مکتب تفکیک است وهم گروه پیرامون مهندس سجادی  وپدر اقای ابطحی وافتخار زاده.رهبری  میراث شیخ محمود الان با کیست؟چه دسته وگروهی بودند که در مرداد ماه برای رسمی شدن به وزارت کشور مراجعه کرده بودند؟ین آقای سجادی همان است که کتاب "دهه ظهور "را در مشهد چاپ کرد ودر آن گفته بود احمدی نژاد شعیب بن صالح است وایت الله خامنه ای سید خراسانی؟عبدالله شهبازی میگوید این سجادی همان است.
 پاسخ سئوال 11 :
اولاً کسی برای رسمی شدن مراجعه نکرده است، آقای ابطحی هم با انجمن ارتباط ندارد، سیاست های انجمن  بعد ازآقای حلبی با مهندس سجادی است و افرادی چون افتخارزاده و حسینی و مادر شاهی و ... نیز با انجمن همراهند واز کلاس های درسشان استفاده می شود. این مهندس سجادی با نویسنده آن کتاب ( دکتر سجادی ) فرق دارد، اما او از تشابه نام و فامیلی سوءاستفاده کرده است  تا کتابش بهتر بفروش برسد!
 سئوال 12 :
  نظریات سیاسی انجمن امروز دوری  دین از سیاست است یا ترویج موعد گرایی به شکلی که دولت احمدی نژاد میکند؟تفکر انجمن با دولت امروز هماهنگ است ؟دوستی ها ورفاقت های قدیمی اعضای رده بالا با ایت الله خامنه ای هنوزادامه دارد؟
 پاسخ سئوال 12 :
  سیاست انجمن جدای دین و سیاست نیست، اما اگر در سیاست دخالت نمی کنند چون نتیجه بخش نمی دانند، حتی اگر به اندازه علی ابن یقطین خود را موثربدانند در حکومت جور هم ورود می کنند تا کار مومنی را راه بیاندازند، اما ترسی عجیب انجمن را فرا گرفته است که حتی در مجلس عزا و عروسی هم می ترسند در گوش هم سخن بگویند! بارها و بارها مراسم مذهبی آنها مورد هجوم نیروهای امنیتی واقع شده است و موبایل ها ونت بوکهای مهمانان را ضبط کرده اند!
روابط بسیاری از بزرگان انجمن با رهبری خوب است، اما با دولت احمدی نژاد هیچ سنخیتی ندارند و آبشان توی یک جوب نمی رود!
 سئوال 13 :
   بعد از حوادث انتخابات سال گذشته وسرکوب مردم توسط حاکمیت ،نظریه دوربودن دین از دولت در جامعه بیشتر تقویت شد .واکنش اعضای انجمن به حوادث بعد از انتخابات چه  گونه است؟ایا حفظ حکومت به هر شکل وسیاقی را قبول دارند ؟نسبت به حقوق تضییع شده ملت چه واکنشی دارند؟این حوادث تغییری درنگرش های انجمن ایجاد نکرده است؟
 پاسخ سئوال 13 :
  بعد از انتخابات و سر کوب، انجمن قبل از همه در لاک فرو رفت، او جنبش سبزرا تایید نکرده و نمی کند، معتقد است که بهاییها هم در جنبش سبز هستند، من فکر می کنم انجمن به روایت معروف امیر مومنان (ع) عمل می کند که فرمود: " در فتنه چون بچه شتر باش، نه پشتی دارد تا سوارش شوند و نه شیری دارد تا بدوشند" انجمن مراقب است که به اطراف دعوا سواری ندهد، کسی او را ندوشد، و شاخ کسی هم به او نگیرد، در حاشیه دعوا را نظاره می کند و صد البته با طرف پیروز وارد مذاکره برای کار خودش می کند، من باور ندارم که انجمن هیچ یک از طرفین دعوای حاضر را حق بداند، کما این که من دعوای چپ و راست را سر لحاف ملا می دانم و هرگز جنگ حق و باطل یا حسین و یزید نمی دانم، اگر بخواهم مقطع کنونی را با مقطعی از تاریخ مقایسه کنم، می گویم: جنگ بنی امیه و بنی عباس است! والسلام / مهدی خزعلی

با تشکر وسپاس فراوان از وقتی که گذاشتید
اردلان صیامی

افزودن نظر


Joomlart