سه شنبه, 31 مرداد 1396

آدم ربایی گروههای فشار !

نامه الکترونیک چاپ PDF
ریاست محترم قوه قضاییه ؛
با سلام و اهدای تحیّت ، پس از درج مقالات اخیر درجراید ، مدتی است لباس شخصیها اطراف دفتر اینجانب پرسه می زنند ، ابتدا آنرا جدی نگرفتم و آنرا یک کنترل عادی از سوی نهاد های قانونی می پنداشتم و چون حساب خود را پاک می دانستم ، نگران نبودم ، تا روز یاردهم اسفند که پنج نفر لباس شخصی تنومند ساعت 6 بعدازظهر با استفاده از دیلم درب دفتر مسئول پخش«کتاب سبز» که از کارمندان حقیر می­­باشد را شکسته و با ورود غیر قانونی تمامی دفتر اورا به هم ریخته و جستجو کردند ، همزمان یک دستگاه زانتیای سرمه­ای رنگ با سه نفر سرنشین ریشو و جوان مقابل دفتر اینجانب اقدام به ربودن مشارٌالیه نمودند! بدنسیت حکایت 30 ساعت آدم ربایی را از زبان او بشنوید.
   او می­گوید: «نزدیک ساعت 6 بعدازظهر بودکه به دفترمراجعه کردم ، نگهبان متعجب از ورود اینجانب گفت : چندنفر به دفترت مراجعه کردند ، بلافاصله به دفتر رفتم ، با مشاهده درب باز ، آشفتگی و بهم ریختگی دفتر و افراد قوی هیکل درون دفتر ، با عجله از دفتر خارج شدم ، در مقابل دفتر یک اتومبیل زانتیای سرمه ای رنگ جلوی من پیچید، دو نفر مرا با زور وارد ماشین کرده ، چشمانم را بسته و سرم را زیر صندلی فرو کردند و تا مقصد مرا کتک می زدند، اتومبیل حدود 10 دقیقه برای ردگم کردن در منطقه چرخید، سپس وارد یک خانه با درب اتوماتیک شد، مرابه اتاق بازجویی بردند، که اتاقی ساده، کرم رنگ و بدون وسایل بود، فقط یک مبل کهنه کناراتاق بود، شکنجه روحی و جسمی آغاز شد مشت و لگد به پهلوها و شکم وارد می­­شد، شکنجه گر من علی داری نام داشت ، همه جوان بودند جز یک نفر مسن با محاسن تقریباً سفید بنام حاج یعقوب که از بقیه در کلام مؤدب تربود و فحش های ناموسی نمی داد، اما رفتار غیراخلاقی بدتر از آن داشت ، او بیضه های مرا می­کشید و تحت فشار قرار می داد تا اشک مرا در می­ آورد و از حال می رفتم، نزدیک 7 ساعت شکنجه و سئوالات پی درپی و باز جویی سنگین ادامه داشت ، هر سه سئوال می­کردند و مجال پاسخ به من نمی دادند، هنوز پاسخ یکی تمام نشده دیگری سئوال می کرد ، سئوالها این بود: از دکتر خزعلی چه می دانی؟  اوبا چه کسانی ارتباط دارد؟  در خارج از کشور با چه کسانی مرتبط است ؟ چه کسانی او حمایت مالی می کنند؟  منابع مالی او چیست ؟  ارتباط او با جبهه آزادی چیست ؟  او جبهه آزادی را تامین مالی می کند یا جبهه آزادی از او حمایت مالی می نماید؟  ارتباط تو با دکترخزعلی چیست ؟  او با کدام یک از مسئولین مرتبط است ؟  چقدر پدرش از او حمایت می کند؟  آیا در خارج از کشور حساب بانکی دارد؟  آیا درخارج از کشور منزل دارد؟ در تمام مدت شکنجه و بازجویی ازالفاظ رکیک و فحش های ناموسی و هتک حرمت همسر، مادروخواهر اینجانب و دکترخزعلی در فحاشی ها استفاده می شد، و تاکیدمی کردند که تلفنهای دفتر و موبایل تو ودکترخزعلی همه کنترل و ضبط شده است ، نیمه شب اجازه استراحت روی همان مبل را دادند، خواستم چراغ اتاق را خاموش کنم که متوجه شدم هیچ کلیدی در اتاق ندارد و باید با چراغ روشن بخوابم، ظاهراً اتاق برای همین کار طراحی شده بود! درب که باز شد در اتاق بغل تجهیزات کامپیوتری وجود داشت که تمامی اطلاعات موبایل مرا به کامپیوتر منتقل کردند و حتی موبایل مرا فرمت کردند ،سیم کارت موبایل ومقداری پول و پاسپورت را ضبط کردند. باتوجه به فاصله کوتاه 10 دقیقه ای از دفترو دورزدن های بیهوده ماشین، این منزل بایستی در فاصله ای نزدیک به دفتر باشد ، البته ناشکری نکنم شام و ناهار مناسبی محبت فرمودند که به دلیل ضربه های وارد به شکم و درد شدید امعاء و احشاء امکان خوردن غذا نداشتم ، روز بعد نیز به ضرب و شتم ، شکنجه روحی وجسمی و بازجویی گذشت و من هرآنچه می دانستم زیرضربات گفتم وقتی دیدند اطلاعات اینجانب به درد آنها نمی خورد تهدیدات و اخذ تعهدات شروع شد .تهدیدکردند اگر این مطالب و سئوالات را به دکترخزعلی بگویم باز مرا بازداشت می کنند و روز از نو، روزی از نو! می­گفتند اگر چیزی بگویی به اتاق خوابت می­آییم و درمقابل چشمانت به همسرت تجاوزمی کنیم ! (البته این جملات را با الفاظ زشت و رکیک بیان می کردند) و شبانگاه روز بعد مرا که دیگر رمقی درتن نداشتم با چشم بسته به حیاط منزل آورده و سواریک اتومبیل دیگر نمودند، اززیرچشم بند به زحمت اتومبیل تویوتای سفید را تشخیص دادم وباز پس از مدتی چرخیدن و دور زدن ، درمقابل دژبان مرکز(انتهای جمال زاده) مرا رها ساختند، نمی­توانستم روی پا بایستم ، به نگهبان دژبان گفتم : محبت کن به منزل ما تماس بگیرتاهمسرم به دنبالم بیاید، و همسرم آمد و مرا به منزل برد، فردا می­خواستم موضوع را به دکترخزعلی گزارش کنم و بگویم چرا سرکارنمی آیم، اما می­ ترسیدم، از تهدیدهای آنان نگران بودم ، از طرفی ازمن تعهد گرفته بودند که ظرف مدت یک هفته هرچه می توانم از دکترخزعلی و ارتباطات اواطلاعات جمع کنم تا درمراجعه بعدی آقایان اطلاعات را ارائه نمایم ، اینکه کی و چگونه بازمراجعه می کنند واینبار شکنجه ها از چه نوع است ، خدا می داند! »
  حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی ، این نقل حادثه آدم ربایی از زبان یک کارمند است به جرم کاربرای اینجانب ، لازم به توضیح است در ورود غیرمجاز به دفتر اوهیچ  مجوزو حکمی ارائه نشده است و دربازداشت نیزحکمی ارائه نشده است و ادبیات به کار رفته نیزتناسب با مامورین دولتی ندارد ، قطعاً این اقدامات توسط افراد خودسر و گروههای فشار بعمل آمده است ، موضوع با یکی از مدیران ارشد وزارت اطلاعات مطرح و ایشان فرمودند: این برخورد و ادبیات مامورین دولتی نیست وکار گروههای فشار می باشد وضرورت دارداز طریق مراجع قضایی پیگیری شود تا با چهره نگاری بتوان گروههای متخلف را شناسایی نمود. لذا از حضرتعالی استمداد می طلبم تا در اسرع وقت نسبت به پیگیری قضایی دستور مساعد صادرفرمایید، اینجانب از ناحیه لباس شخصی های مجهول الهویه تهدید می شوم و امنیت جانی ندارم . با تشکر از عنایت آن مقام در بسط عدل و قسط اسلامی .
و من الله التوفیق و علیه التکلان
12 اسفند 1386 / دکتر مهدی خزعلی
*****  برگی از سایت هک شده قبل  *****
متاسفانه این نامه توسط آیت الله هاشمی شاهرودی - ریاست وقت قوه قضاییه - به وزارت ارجاع و وزارت هم یک کارشناس به دفتر من اعزام نمود و مطالب را حضوراً از من و مسئول پخش شنید و رفت! حتی چهره نگاری نکردند ! امیدوارم اینبار بررسی دقیق شده و متخلفان مجازات شوند!

افزودن نظر


Joomlart