چهارشنبه, 09 فروردين 1396

شرحی عرفانی بر آیه غدیر

نامه الکترونیک چاپ PDF
روحی که به هوای نفس مرده است و جز به تیغ ولایت و دوستی علیّ مرتضی (ع) تذکیه (ذبح) نمی‌شود، پس تا هنوز رگی از معنویت در بدنت به جنبش است و نشانی از زنده بودن روح در تو باقی است و روح تو به مرداری متعفن تبدیل نشده است آنرا به ذبح حلال بدل نما، زیرا که روح مرده از هوای نفس چون مردار، تنها خوراک جانوران نفس پرست و شهوتران است و

بسم الله الرحمن الرحیم
تذکیَت جز بر ولای مرتضی             می نیابد قلبِ مَیته از هوی
تا رگی جنبد هنوزت در بدن             کن حلال این مَیته را اندر زَمَن
مَیته نبود جز خوراک جانور             چون مُذکیّ شد شود قوتِ بشر
رفته رفته تا شود یکجا بَدَل              وصف حیوانی به وَصفِ لم یزل
پس اگر در ضمن ذکر مَیته              حق از ولایت گفت و سِرّ ما خلق
پس بجا بود اندر این حال و مقام         تا حلال آید پدیدار از حرام

نگاه عارفانه و دقت‌نظر حضرت صفی علیشاه در تفسیر عرفانی و منظوم قرآن در ذیل آیه غدیر که آیه سوم سوره مائده می‌باشد، قابل توجه و مداقه است، این مختصر را در آستانه غدیر تقدیم صاحبدلان و شیعیان راستین مولی الموحدین امیرالمومنین علی‌ابن ابیطالب علیه آلاف التحیة و الثناء می‌نمایم.

*حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهُ وُالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزیرِ وَما اُهِلَّ لِغَیْرِ اللهِ بِه وَالْمُنْخَنِقَهُ وَالمَوْقُوذَهُ وَالمُتَرََدِّیَهُ وَالنَّطیحَهُ وَ ما اَکَلَ السَّبُعُ اِلّا ماذََکَّیْتُمْ وَما ذُبِحَ عَلَی النُّصُبِ وَاَن تَسْتَقْسِمُوا بِالْاَزْلامِ ذالِکُمْ فِسْقٌ اَلْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ اَلْیَوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَرَضیتُ لَکُمُ الْاِسْلامَ دینًا...*

در آغاز آیه حق تعالی می‌فرماید : « بر شما مومنان مردار و خون و گوشت خوک و آن ذبیحه‌ای که با نام غیر خدا کشته و نیم‌خورده درندگان حرام شده و آن طعام و ذبیحه‌ای حلال است که با نام خدا تذکیه (ذبح) شده باشد و حق تعالی در این آیه پس از بیان حرمت انواع مردارها و خون و لحم خنزیر و بیان شرط حلال شدن ذبیحه به تذکیه (ذبح شرعی) با نام خدا، به ناگاه سخن از یاس و ناامیدی دشمنان و کفار از دستبرد به دین و کامل شدن دین و اتمام نعمت الهی به ولایت امیرمومنان به میان می‌آورد.
همه مفسران صدر ذیل آیه سوم مائده را مستقل و بدون ارتباط با هم تفسیر و معنا می‌فرمایند و مولانا درباره قسمت دوم که بحث غدیر باشد می‌فرماید:
زین سبب پیغمبر با اجتهاد                نام خود و آن علی، مولا نهاد

گفت هر کورا منم مولا و دوست         ابن‌عم من علی، مولای اوست

کیست مولا آنکه آزادت کند               بندِ رقیّت زپایت وا کُند

چون به آزادی، نبوت هادی است        مومنان را زانبیاء، آزادی است

ای گروه مومنان، شادی کنید             همچو سرو و سوسن آزادی کنید

در این میان تنها حضرت صفی علیشاه است که ربطی ظریف و دقیق میان صدر و ذیل آیه یافته است و بیانی زیبا و دلنشین در قالب نظم می‌فرماید که در آیه‌ای که حق تعالی سخن از حلال و حرام و حرمت خوردن مردار دارد که حلیت آن به تذکیه و ذبح شرعی است چه بجا و به هنگام است که اشاره می‌کند به روحی که به هوای نفس مرده است و جز به تیغ ولایت و دوستی علیّ مرتضی (ع) تذکیه (ذبح) نمی‌شود، پس تا هنوز رگی از معنویت در بدنت به جنبش است و نشانی از زنده بودن روح در تو باقی است و روح تو به مرداری متعفن تبدیل نشده است آنرا به ذبح حلال بدل نما، زیرا که روح مرده از هوای نفس چون مردار، تنها خوراک جانوران نفس پرست و شهوتران است و آن‌گاه که به تیغ ولایت ذبح شد به خوراک قابل استفاده انسان حقیقی تبدیل می‌گردد و به تدریج تعالی می‌یابد و بَدَل به نور می‌شود، یعنی آن صفات حیوانی به اوصاف الهی مبدل می‌شود، نفس آدمی چون به شمشیر مجاهدت، به طریق ریاضت و وفق شریعت کشته شود یعنی که مقهور دین و مامور شرع گردد وزیر بار طاعت معبَّد و مذلّل گردد پاک و مذکّی است و قرب او مباح است و صحبت او حلال، دیدار او روح دل و مجالست او شادی جان و هر نفسی که در ظلمت غفلت خویش بمیرد و در حدود شرع نکوشد، این نفس به منزلت آن مردار است که جرم او پلید و قرب او حرام است و نصیب گرگان و ددان می‌شود.
در خاتمه ابیات تفسیر عرفانی و منظوم صفی علیشاه در ذیل آیه غدیر تقدیم می‌گردد.
« دینَکُم» «اَلیَومَ اَکْمَلتُ لَکُم»                  خصم گو مانَد به درد و اُشُتُلم
نعمت خود بر شما کردم تمام                   راضی ‌ام بر دین اسلام از انام
بر خلایق کردم این دین اختیار                 تا قیامت ثابت است و برقرار
این به زعم شیعه بر نصب آیت است         مر علی را بر ولایت حجّت است
بر پیمبر گشت امر از رَبِّ دین                 تا که فرماید علی را جانشین
در غدیر خُم رسول باشکوه                     دست او بگرفت در پیش گروه
گفت هر داند به خویش اولی مرا               در دو دنیا مالک و مولا مرا،
هم ‌چنین باشد علی مولای او                   والی امروز و  هَم فردای او
حق بود یارش که او را یار گشت             وآن که خوارش کرد، از حق خوار گشت
یار او یار من و یار حق است                 یاری‌اش کار من و کار حق است
او ولیِّ حق بُوَد بر خاص و عام               نعمت حق بر شما ز او شد تمام
دین اسلام از علی کامل شود                  بی ولایش کیش و دین باطل بُوَد
شاد باشید ای گروه مؤمنان                   دینتان امروز کامل گشت از آن
نکته دیگر که بس باشد اَدَقّ                 با تو گویم داری اردل سوی حقّ
تذکیَت جز بر وَلایِ مرتضی                می نیابد قلبِ مَیتَه از هوی
تا رگی جنبد هنوزت در بدن                کن حلال این مَیته را اندر زَمَن
مَیته نبود جز خوراک جانور                چون مُذکیّ شد شود قوتِ بشر
رفته رفته تا شود یکجا بَدَل                 وصف حیوانی به وَصفِ لم یزل
پس اگر در ضمنِ ذکر مَیته،               حق از ولایت گفت و سِرّ ما خَلَق
بس بجا بود اندر این حال و مقام            تا حلال آید پدیدار از حرام
ترک حرمت، شُکر نعمت کردن است     روی بر تکمیل نفس آوردن است
نفس گردد میته از اَکلِ حرام               جز که باشد اضطراری در مقام
پنجشنبه 14 دی ماه 1385  / دکتر مهدی خزعلی
*****  برگی از سایت هک شده قبل  *****

افزودن نظر


Joomlart