پنجشنبه, 27 مهر 1396

طنز آخوندی (9) : لباس ما زناکاران !

نامه الکترونیک چاپ PDF
  چندی پیش با حقوقدانی گپ می زدم، از جلسه دادگاه قاضی متخلفی آمده بود، متهم، پرونده های متعدد ارتشاء و روابط نامشروع اخلاقی داشت، می گفت فقط دوفقره رشوه خواری و اخاذی حضرت آقا هفت میلیارد بوده است، مسائل اخلاقی بماند! قاضی دادگاه همان کسی بود که پالیزدار را بخاطر یک سخنرانی در همدان و افشای مفاسد اقتصادی، با انگ و انتساب 14 جرم به 10 سال حبس محکوم کرد! ، تازه منت می گذاشت که در کیفر خواست 27 سال حبس درخواست شده بود و من 17 سال آنرا کم کردم، به پالیز دار گفتم : این هفده سال مرحمتی حضرت مستطاب قاضی را در خدمت معظم له باشید!
  اما همین قاضی، همکار رشوه خوارِ مفسد خویش رافقط به 13 ماه انفصال از کار قضایی محکوم می کند!، به جناب حقوقدان عزیز عرض کردم، قاضی مملکت پس از این همه رشوه و فساد تازه محکوم می شود که یک سال و یک ماه مثل ما زندگی کند! برود بخش خصوصی کار کند - البته با وجوه حاصل از رشوه نیازی به کار هم ندارد و می تواند این سیزده ماه را در جزایر قناری بیتوته کند! - و پس از سیزده ماه، دو باره بر مسند قضا تکیه زند و خون مردم را در شیشه نماید!
  خود قضاوت کنید، قاضی اگر رشوه گرفت و زنا کرد برای مدت محدودی مثل ما، از خدمات دولتی محروم می‌شود، ما که در دولت رد صلاحیت شده ایم ودر مجلس هم صلاحیت نمایندگی مردم را نداشتیم، در نظام پزشکی - که یک سازمان غیر دولتی است - هم توسط وزارت اطلاعات رد صلاحیت شدیم، در بخش خصوصی هم که مانع کارمان هستند،و مجوز کتاب و نشریات ما را لغو و ابطال می فرمایند، از حق حیات هم محرومیم ، ببینید ما چه کرده ایم،  احتمالاً همان جرم سیاسی معروف عبید زاکانی را مرتکب شده ایم وبه قولی - بی ادبی نباشد - خار مسئولین را بعله!! ( خرده نگیرید که این خارغلط است و چنین و چنان، وقتی بناست با ادبیات کوچه نوشت، اگر "ها" حذف می شود، " واو" هم محذوف است )
 در خاتمه برای آن عزیز حکایت زیبای لباس روحانیت و کسوت زناکاران را نقل کردم که ذکر آن برای شما خالی از لطف نیست، حکایتی جالب، آموزنده و شنیدنی!
در جلسه ای با مدیران مسئول مطبوعات، یکی از مدیران مطبوعات که زبانی تند و گزنده و نقادانه داردو گاهی بی پروا و بی چاک و بست سخن می گوید، پشت تریبون گفت: " ما همه زنا کاریم!"  دوستان از تندی کلام او قدری آزرده شدند، اما همه او را می شناختند، پس منتظر شدند تا کلام به انتها برد، او ادامه داد که :" ببینید؛ آخوندها وقتی خطایی می کنند و خدای ناکرده ، نعوذ بالله مرتکب عمل زشت و گناه کبیره زنا می شوند، دادگاه ویژه روحانیت آنها را خلع لباس می کند و بعد چی تن آنها می کند؟ همین لباس من و شما را، پس ما از اول و برای همه عمر خلع لباس بوده ایم و در لباس و کسوت زناکاران بوده و هستیم و خواهیم بود! "
این دو حکایت را نوشتم تا مسئولین هوشیار باشند که جرم یک مسئول قضایی و یا یک روحانی سنگین تر و بالتبع مجازات او سهمگین تر از یک فرد عادی است، مسئولیت او بیشتر است ، برای جرم یک مجازات و برای انحراف  و تشویش اذهان، و دین گریزی و دین ستیزی مردم مجازاتی سنگین تر دارد، خلع لباس و انفصال بازی است نه مجازات!
چهارم مهر 1389
دکتر مهدی خزعلی

افزودن نظر


Joomlart