چهارشنبه, 07 تیر 1396

روزی که خدا مرد!

نامه الکترونیک چاپ PDF
  او که خود را حی لا یموت می پنداشت، یَفعَلُ ما یَشاء بود، لا یُسئَل عما یَفعَل بود، دستی بالای همه دستها داشت( یدالله فوق ایدیهم)، هرکه را می خواست حاکم ( توتی المُلک مَن تَشاء) و هر که را می خواست برکنار می کرد( تَنزعُ المُلکَ مِمَن تَشاء) هر که را می خواست عزیز و هر که را می خواست خوار و ذلیل می کرد( تُعِزُ مَن تَشاء و تُذِلُ مَن تَشاء) ، از غیب و اسناد غیب خبر داشت(لا یعلم الغیب الا الله) و در یک کلام، او که در زمین خدایی می کرد و خود را خدا می پنداشت، مُرد!!
  اما اندیشه خدایی و بت پرستی نمرده است،باید نوشت، باید که خواند، باید سخن گفت، باید شنید، باید فریاد کرد، باید شکست این بت نمرود، باید در آتش شد همراه ابراهیم، باید ریشه این خدایان زمین، این بتان، فرعون صفتان، نمرود وشان را خشکاند! جنتی دوزخی بود و به جایگاه خویش رفت، اما چه بسیارند دوزخیان زمین، فرعونیان، نمرودیان، شاهان، بتان، خدایگان که برما سلطه دارند، هرچه می خواهند می کنند و پاسخگوی احدی نیستند، انسان ها را برده و گوسفند و بزغاله و گوساله می پندارند، و زمین را ملک طلق خویش! 
  اندیشمندان؛ بیایید جنتی را به عنوان یکی ازعوامل تفکر سلطه بررسی و تبیین کنیم، بیایید پیشاپیش برایش دادخواست به محکمه الهی بفرستیم، بیایید کیفر خواست او را مهیا کنیم! در محکمه دنیا که شکایت ما را مختومه کردند، بیایید داد خویش به درگاه حق باریتعالی بریم، امروز او را در محکمه الهی گیر آورده ایم، کوتاه نمی آییم، جز به مجازات او درمحکمه الهی نمی اندیشم، من دادخواستی به بلندای عمرش و کیفرخواستی به درازای آرزویش تنظیم خواهم کرد. دست از او برنمی دارم تا پل صراط، رسوایش خواهم کرد، رسوای خاص و عام، آنچنان بر طبل رسوایی فریب و تزویر و ریا خواهم کوفت که در صحرای محشر، گوش ها کر و چشم‌ها خیره شود.
89/6/15  دکتر مهدی خزعلی
این مختصر بامداد دوشنبه در پی شایعه مرگ جنتی تحریر و ساعاتی بعد خبر تکذیب شد، اما به در خواست دوستان و این مهم که او مدتهاست مرده است که شیخ اجل سعدی فرمود: ( مرده آنست که نامش به نکویی نبرند!) متن را منتشر می کنم تا روزی که این شایعه تحقق یابد!

افزودن نظر


Joomlart