سه شنبه, 09 خرداد 1396

نشنیدم سخن ز تو جز ژاژ !

نامه الکترونیک چاپ PDF
  دیشب با فرزندانم مشاعره می کردم، همیشه از حرف "ژ" برای غلبه بر حریف بهره می گرفتم، یک شعر بلد بودم که آخرش "ژ" داشت، آنرا می خواندم و حریف را ضربه فنی می کردم.
هدهدی از هوا هویدا شد        برزمین خورد و گفت: قِژ یا قِژ
و جواب هم داشتم:
ژاله بارید و کوچه ها گل شد       رفتن ما به خانه مشکل شد
اما اینبار، دستم را خوانده بودند، پس ناچار شدم دوبیت که ختم به "ژ" بشود- فی البداهه - بسازم، و حالا سه شعر منتهی به "ژ" داشتم و سه پاسخ با "ژ" از مخاطب می خواستم.
نشنیدم سخن ز تو، جز ژاژ         ای که می دهی چنین ویراژ
نیستی  حریف  این  میراژ         این  اتول،  ببر تو در  گاراژ
این مقدمه را گفتم، تا شعر مربوط به مشاعره را پای سیاست و خطاب به احمدی نژاد نگذارید، این فقط خطاب به حریف مشاعره بود و بس، ربطی هم به احمدی نژاد و اذنابش ندارد.
89/6/5   مهدی خزعلی
 

افزودن نظر


Joomlart