سه شنبه, 03 مرداد 1396

ای شیخ ؛ ما کردیم و شد !

نامه الکترونیک چاپ PDF
   ایمیلی دریافت کردم، شعری زیبا و پیامی! خواستم بگویم: ای عزیز؛ هر مکتب و مذهب، هر گروه و دسته، هر حزب و انجمن، مناسک و مراسم، آداب و رسوم، مرامنامه و شیوه نامه  خاص خود دارد، به قول مارمولک : " راه های رسیدن به خدا به عدد انفاس خلایق است " ، خرده نگیرید که چرا این روایت را از قول مارمولک نقل می کنید، چون نقل او چیز دیگری است ، چون او از دین همین یک کلام را گرفت و نه تنها خود هدایت شد که جمعی را هدایت کرد!
    اما رضا جان؛ تو هم راه خود را به سوی خدا یافتی، اما بگذار مسیر و طریقت ما از راه ائمه هدی علیهم السلام باشد، و پاسخ تو عزیز را در پایان شعربا حکایت طنزی عرض می کنم. جدی نگیر، هرچند پیامش جدی است!
شعر شما:
من به دیدار خدا رفتم و شد
با کراوات به دیدار خدا رفتم و شد
بر خلاف جهت اهل ریا رفتم و شد
ریش خود را ز ادب صاف نمودم با تیغ
همچنان آینه با صدق و صفا رفتم و شد
با بوی ادکلنی گشت معطر بدنم
عطر بر خود زدم و غالیه سا رفتم و شد
حمد را خواندم و آن مد "ولاالضالین" را
ننمودم ز ته حلق ادا رفتم و شد
یکدم از قاسم و جبار نگفتم سخنی
گفتم ای مایه هر مهر و وفا، رفتم و شد
همچو موسی نه عصا داشتم و نه نعلین
سرخوش و بی خبر و بی سرو پا رفتم و شد
"لن ترانی" نشنیدم ز خداوند چو او
"ارنی" گفتم و او گفت "رثا" رفتم و شد
مدعی گفت چرا رفتی و چون رفتی و کی؟
من دلباخته بی چون و چرا رفتم وشد
تو تنت پیش خدا روز و شبان خم شد و راست
من خدا گفتم و او گفت بیا رفتم و شد
مسجد و دیر و خرابات به دادم نرسید
فارغ از کشمکش این دو سه تا رفتم و شد
خانقاهم فلک آبی بی سقف و ستون
پیر من آنکه مرا داد ندا رفتم و شد
گفتم ای دل به خدا هست خدا هادی تو
تا بدینسان شدم از خلق رها رفتم و شد
Reza Persian
پاسخ ما:
یکی عالمی را مسئله ای پرسید که:
ای شیخ مادر زن را می شود عقد کرد؟
گفت : لا
گفت: "ای شیخ؛ ما کردیم و شد!"
89/6/4  مهدی خزعلی


 

افزودن نظر


Joomlart