شنبه, 31 تیر 1396

جشن تولد تاجرنیا، به امید تولد آزادیت!

نامه الکترونیک چاپ PDF
  دیشب افطار منزل دکتر تاجرنیا بودیم، خودش در بند و دوستانش برایش تولد آزادی گرفته بودند، همه بودند، خانواده زندانیان، هرکه را می دیدی عزیزی در بند داشت، چه سخت است، تو در کنار همسر و فرزندان، و دوستانت در انفرادی، این فرزندان اویند که با تصویری از پدر کنار کیک تولد آزادی ایستاده اند، جشن است باید شادی کنند، همه آمده اند تا میلاد را تبریک گویند، اما در چشمان دخترک معصوم تاجر نیا غمی پنهان است، اشک امانم نمی دهد، هرگز آن سیمای معصوم با عکس پدر از یادم
نمی رود، سخت می گریم و تایپ می کنم، ما را چه می شود، برای دو روز حکومت چه می کنیم؟
  دخترم؛ یادگار برادرم، تو تنها نیستی، همه در کنار تو ایم، همه چشم براه آن دلاوریم، دخترم به قامت استوار پدر افتخار کن، محکم باش، پدر به برق نگاه تو می ایستد و با اشک تو می شکند، اشکی نریز، دشمن را شاد مکن!
  دیری نمی پاید،  آزادی او و ملت را جشن می گیریم.
راستی، جوانان سبز هم بودند، شعرهای انقلابی در کنار کیک آزادی می خواندند، یار دبستانی و ...، شعری هم با آهنگ گل پامچال می خواندند، جالب بود:
  تاجر نیا، تاجر نیا،  بیرون بیا، بیرون بیا،   شمعا رو فوت کن ....الی آخر
89/6/3  مهدی خزعلی














...............................................................................................................................................

افزودن نظر


Joomlart