شنبه, 31 تیر 1396

اونی که به ما نریده بود، کلاغ ... دریده بود!

نامه الکترونیک چاپ PDF
خدایش رحمت کند، مرحوم مهندس بازرگان را می گویم، امروز می فهمم چه می کشید! وقتی بنا شد غزل خداحافظی او را بخوانند، همه کسانی که روزی در خیابان ها فریاد می زدند "بازرگان، بازرگان، نخست وزیر ایران" سنگی، کلوخی، چوبی، تیری، نیزه ای، گرزی یا چماقی بسویش انداختند، دوستان دیروز، زبان طعن و کنایه، نقد و گلایه با هزار حدیث و آیه بر او گشودند!
اگر حضرت آیت الله سید فلان نقد می کرد، حق داشت، راه برای آینده خود باز می کرد! اگر حضرت آیت الله شیخ بهمان حرفی می‌زد، بر او حرجی نبود، روزی بر سر او نیز همان می‌رفت! اما یکروز نماینده ای که نه فلان بود و نه بهمان و خود طفیلی دیگری بود، زبان به کنایه و هجو او گشود، پیرمرد او را هم وزن وهماورد خویش نمی‌دید، بر او سخت گران آمد، در پاسخ گفت: " اونی که به ما نریده بود، کلاغ ... دریده بود! "

امروز شیخ حسن ملک محمدی، که تمام عمر انقلاب را - به جای درس و بحث - به دلالی بین العلماء و الوزراء و الوکلاء گذرانده است و از این محل به نان و نوایی رسیده است و از صدقه سر این دلالی و به مدد رد صلاحیت رقبای اصلاح طلب توسط شورای نگهبان، و خرج کردن تتمه آبروی حضرت آیت الله خزعلی - که مدتی را در دامغان تبعید بودند - و امدادهای غیبی که در دولت نهم شایع و رایج بود، توانست با 10000(ده هزار) رای ناپلئونی وارد مجلس هشتم شود! اینک امر بر او مشتبه شده و می گوید : " فتنه گران در برابر دریای خروشان ملت ولایتمدارو بیدارایران هیچ نیستند و قدرت ایستادن و اظهار وجود ندارند! "

نمی‌دانم، این دریای خروشان، همان ده هزار رای ایشان است؟ ( البته با امداد غیبی و مدد شورای نگهبان و ....) و منظور ایشان از فتنه گران همان 5 میلیون جمعیت 25 خرداد 88 است؟ که هر روز بیشتر و بیشتر می ‌شوند، کافی است که بجای چنگ و دندان، اجازه حضور آرام و ساکت دهید، من تضمین می کنم که 10 میلیون نفر انسان شریف و متمدن با دهان بسته، خیابان های شهر را پر کنند!
اما پاسخ شیخ حسن، همان است که بازرگان فرمود! روحش شاد

89/5/26
دکتر مهدی خزعلی
*** باز انتشار به مناسبت تعرضات اخیر بعضی ها بر جنبش سبز ***

افزودن نظر


Joomlart