جمعه, 28 مهر 1396

ناهار آخر با کروبی!

نامه الکترونیک چاپ PDF
  امروز آخر شعبان بود، می خواستم به استقبال رمضان بروم، ولی دوستی زنگ زد و قرار گذاشت که ناهارآخررا دفتر شیخ باشیم، دیدم از یک میلیارد دلار مرحمتی اوباما یک ناهار به ما می رسد، الحق و الانصاف،  خمسش نرسد زکاتش می رسد، شیخ روزه بود، اما مثل همیشه گرم و صمیمی سر سفره ما نشست.
  هر چه کردیم که از این یک میلیارد دلار، چیزی عایدمان شود، نشد که نشد، بی خود نیست که می گویند: آخوندها دست بگیر دارند! آخر الامر قرار شد با آقای جنتی هماهنگ کنیم، الباقی پنجاه میلیارد دلاررا اوباما در سه قسط بدهد و سهم ما و آقای کروبی را سوا حساب کند، آخر این ابطحی  مقسم خوبی نیست، معلوم نیست یک میلیارد قبلی را چه جوری تقسیم کرده که به هیچ کس نرسیده، کسی از آن خبر ندارد.
  از شوخی گذشته، یادم رفت بگویم، این روزها هر کس به من می رسد، از خروس شهیدم می پرسد، مثل اینکه این آقا خروسه از خود من معروفتر شده، کروبی هم سراغ خروس را می گرفت!
  یکی ازآقایان در دفتر آقای کروبی از من پرسید:" مقصود از خروس چه بود؟"  عرض کردم:" آنگاه که ابولهب عرصه را بر پیامبر تنگ کرد و آزار و اذیت را به حد اعلی رساند، سوره " تبت یدا ابی لهب و تب ، ما اغنی عنه ماله و ما کسب، سیصلی ناراً ذات لهب، وامراته حماله الحطب، فی جیدها حبل من مسد"نازل شد، کودکان در کوچه های مکه می خواندند و ابولهب و زنش خانه نشین شدند، می خواستم، به شیوه قرآن پاسخ او را بدهم.  از سوی دیگر یک پیام نمادین داشت، که برای پاسخ به مهملات تو خروس من کافی است!
  باز هم به شیخ گفتم، جدایی و فاصله بین شما روحانیون بد است، رمضان فرصت خوبی است، با روحانیون دو جناح لا اقل افطار کنید، اما ایشان معتقد بودٰ آقایان سوء تعبیر می کنند و پیرمردهایشان ممکن است سخن ما را تحمل نکنند وخدای ناکرده حالشان بد شود!
ایشان جداً نگران اسلام، انقلاب و تمامیت ارضی کشور بود.
89/5/20  مهدی خزعلی

افزودن نظر


Joomlart