دوشنبه, 02 بهمن 1396

مهدی خزعلی آنطور که من شناختم ( جواد ترابی)

نامه الکترونیک چاپ PDF

مهدی خزعلی آنطور که من شناختم

  سابقه آشنایی

  سابقه آشنایی من با دکتر خزعلی به دو روز قبل از دستگیری پالیزدار در منزل آیت الله خزعلی بر می گردد، رسانه ها به دروغ نوشته بودند پالیزدار برعلیه آیت الله خزعلی سخنانی در دانشگاه همدان گفته است و پالیزدار برای اثبات مطالب کذب رسانه ها یک نسخه از سی دی سخنرانی خود را به همراه آورده بود، از من نیز برای حضور در جلسه دعوت شد، در آن جلسه برای اولین بار مشاهده کردم فرزند یکی از اعضای مجلس خبرگان رهبری حرفها و انتقادهایی بر زیان می آورد که با توجه به جایگاه و موقعیت پدرشان برایم شگفتی آور بود . اوایل فکر می کردم که چون سهمی از پست و مقامهای حکومتی به ایشان نرسیده است اینگونه تیغ انتقاد تیزش را بردولتمردان کشیده است، در آن جلسه یک نسخه از کتابش را نیز به من و پالیزدار هدیه داد. قبل از تشریف فرمایی آیت الله خزعلی، ایشان روی به پالیزدار کرد و گفت :" آقای پالیزدار دست شما درد نکند که افشاگری کردید و طیف خاصی را متهم نمودید، موارد دیگری هم وجود دارد آیا آمادگی افشاگری دارید، این گوی و این میدان " ، در آن لحظه به پالیزدار نگاه کردم نوعی تردید در چشمانش دیدم و سکوت معنی داری حاکم شد هنگام خروج از پالیزدار پرسیدم چرا سکوت کردید؟ پاسخ داد : آقای دکتر خزعلی بیشتر تمایل به جریان اصلاحات و آقای هاشمی دارد تصور کردم شاید سخنانش بر اساس اختلاف نظرهای سیاسی و جناحی باشد!  ولی گاهی اوقات در طول هفت ماه و نیم اسارت در سلول انفرادی به آن جلسه و سخنان دکتر خزعلی می اندیشیدم . دومین دیدار ما یک شب قبل از دستگیری ام در تاریخ 23/3/1387 در یک سفره خانه سنتی بود حضور دکتر در سفره خانه با آن ریش مشکی پرپشت که هیاتی شبیه به حزب الهی ها با کت و شلوار مشکی و پیراهن سفید  یقه آخوندی تا دکمه آخر بسته باعث میشد برخی از افراد حاضر در سفره خانه دستی بر روسری خود کشیده و ظاهر خود را کمی تغییردهند! غافل ازاینکه دکتر فردی آزاد اندیش است و روز بعد ، جمعه مورخ 24/3/1387 دستگیر و راهی سلول انفرادیِ بند 241 اوین شدم .

شناخت من از دکتر خزعلی     

  پس از قریب نه ماه اسارت، سی ام بهمن ماه 87 آزاد شدم، در اولین شب شیرین و گوارای آزادی در منزل وب سایت او را مشاهده کردم و برخی از مطالب او را چندین بار خواندم تا آن زمان فرصتی برای شناخت دقیق از ایشان برایم به وجود نیامده بود . مطالب وب سایتش تاحدودی کمک خوبی بود برای شناخت ایشان ، خزعلی قلمی دارد همچو آب روان ، ذوق و طبع خاصی در نگارش طنزهای سیاسی دارد که گویی با قلمش جادو می کند ، برای نگارش، آموزه های دینی خانوادگی و ارتباطات خویش با مسئولین گذشته و حال (رانتی برای کسب اخبار ناب و دسته اول) و علایق نسل جوان را با ذوق وسلیقه ذاتی به کار می گیرد . نوشته های گرم و صمیمی اش مرا به یاد اشعار نظامی می اندازد همان اشعاری که مونس تنهایی من در سلول انفرادی بود . همه دوستان متفق القول حس ژورنالیستی او را مقدم بر مدرک پزشکی اش می دانند .

خصوصیات دکتر خزعلی

  تحمل شنیدن نظر مخالف را دارد و در طی سالها تجربه وب نویسی و مشاهده نظرات مختلف خوانندگان سایت در کامنتهای ارسالی که گاهی اوقات خود می گوید دشنامهای رکیکی را حواله او کرده اند با اینحال سعی می کند با خواندن آنها ظرفیت و تحمل خود را بالا ببرد و به نظرم این خصوصیت او قابل ستایش است و شاید برای بسیاری از ما کمی سخت باشد.

  در بین فرزندان رجال سیاسی کشور تنها فردی است که با جسارت می نویسد و انتقاد می کند . بسیاری می گویند حضور پدر بزرگوارشان پشتوانه این شهامت و جسارت است یعنی این جسارت را مصنوعی و کاذب می دانند شاید می خواهند بگویند او نیز یک آقازاده است؟! ، ولی من می گویم شخصیتی محترم و قابل احترام دارد و دغدغه دفاع از مظلوم را نیز در او مشاهده کرده ام در جریان پالیزدارازهیچ گونه کمکی دریغ نکردند و حتی پیشنهاد دادند من و سایرین نیز به وکیل مورد اعتماد ایشان آقای ارمغان وکالت بدهیم و آقای ارمغان با کمال میل این پیشنهاد را تکرار کردند - بدون اخذ حق الوکاله - که بنده بنا به دلایل شخصی از پذیرش این پیشنهاد سخاوتمندانه خودداری کردم .

  اما نمی شود از ایشان با نام آقازاده با معنای مرسوم آن در جامعه یاد کرد، تا آنجا که من می دانم، در پرونده های مفاسد اقتصادی از ایشان نامی برده نشده است، خود می گوید پستهایی نیز به ایشان پیشنهاد شده ولی از پذیرش آن خودداری کرده است، امیدوارم که همواره روحیه آزاد اندیشی خود را حفظ کرده و اگر روزی او را در مسند و مقامی  مشاهده کردیم بازهم خزعلی مدافع حقوق مظلوم را ببینیم نه خزعلی آلوده به سیاست و پست و مقام را .

  آنطور که می گویند همواره به خاطر نظرات سیاسی اش مورد غضب پدر بوده و شاید سایر بستگانش نیز در موضع پدر باشند علی ایحال نمی دانم در پس نوشته هایش چه چیزی وجود دارد که برایم همواره معمایی شده است آیا نقشه ی سیاسی خاصی است و او از جایی خط می گیرد و از حمایت قاطع جناحی خاص اطمینان خاطر دارد که اینگونه می نویسد یا تنها عشق و شور نوشتن است که او را وادار به نوشتن می کند و این علاقه علی رغم میل باطنی او و چیزی فراتر از معادلات مصلحت اندیشی عقل است که او را وادار به نوشتن می کند؟! ، اگر خواست او چهره شدن و کسب جایگاه است که خود می گوید هم اکنون مهیاست ولی او دست رد می زند و اگر هدف کسب ثروت است که با اینگونه نوشتن ها ثروتی به دست نمی آید! ، پس جناب دکتر خزعلی؛ خود حل معما کنید و صادقانه در برابر افکار عمومی توضیحی شفاف و قانع کننده مرحمت فرمائید .

خزعلی و نظرات مخالفانش و سیاسی کاریهای او

  در برخی موارد به گمان من کمی سیاسی کار است و سیاست اندیش، این مطلب را بر سر اختلافمان در یکی از یادداشتهایش متوجه شدم و هنگام انتشار پاسخ من با اضافه کردن پاراگرافی در انتهای مطلب، کل نوشته ی اعتراضی مرا بر باد فنا دادند و مهلت دفاع مشروع را نیز از من سلب کردند بعدها از دریچه مصلحت اندیشی آن را توضیح دادند و به طنز گفتند این هم از اثرات همان جادویی است که شما می گوئید و من نیز متقاعد شدم که حسن نیتی در کار بوده است ولی انتقاد من همواره به قوت خود باقی است.

  تدبیر خزعلی در خصوص اخذ نامه عذرخواهی پالیزدار از آقای هاشمی در آن فضای پر التهاب انتخابات غیرقابل انکار است و برخی از افراد او را مسبب اصلی نگارش چنین نامه ای می دانند و زمان نیز بسیاری از چیزها را مشخص خواهد کرد.

  مخالفانش می گویند چون در گذشته در دولت هاشمی سمتهایی داشته،  لذا از هرگونه نگارش مطالب انتقادی بر علیه او پرهیز می نماید و از این حیث او را کمی مصلحت اندیش می دانند ولی از هرگونه حمله به جناح مقابل با نوشته های آتشین خود کوتاهی  نکرده و از کوچکترین فرصتها دریغ نمی کند که به نظر مخالفان و منتقدان خزعلی، این اقدام کمی بی انصافی است و سئوال آنها از خزعلی این است که آیا دولتهای هاشمی و خاتمی هیچگونه خطا و اشتباهی نداشتند؟! ، مگر میشود دیکته نوشته شده عاری از خطا و اشتباه باشد به این دلیل مخالفان مهدی خزعلی اعتقاد دارند او در نوشته هایش جانب عدالت را رعایت نکرده و نمی کند و صرفا با توجه به جهت گیریهای سیاسی خود قلم می زند .

علاوه بر اختلاف نظرمان بر مسئله خاصی که ذکر شد انتقاد دیگری بر ایشان ندارم و امروز دیگر انتقادی نمی شود از او داشته باشیم

مشاغل خزعلی در گذشته و حال

مشاغلی به شرح ذیل نیز داشته اند که بیشتر جنبه پژوهشی و انتشاراتی داشته است :

  • ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۴؛ همکاری با دفتر بررسیها و مطالعات ریاست جمهوری
  • ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۴ مسئول مرکز مطالعات بیوتکنولوژی ریاست جمهوری
  • ۱۳۷۴ تاکنون دفتر پژوهشهای واژه شناسی و ترجمه رایانه‌ای
  • ۱۳۸۷ رئیس هیات مدیره تعاونی مطبوعات استان تهران
  • ۱۳۷۲ تاکنون مدیرمسئول موسّسه فرهنگی انتشاراتی حیّان
  • ۱۳۷۶ تاکنون مدیرمسئول بانک اطّلاعات پزشکی(کتاب سفید)
  • ۱۳۷۷ تاکنون رئیس هیات مدیره موسّسه فرهنگی اباصالح(عج)

 

 

  گاهی اوقات می اندیشم جای خزعلی بودن هم بسیار مشکل است او مابین خواسته پدر و اعتقاداتش و مسیری که برگزیده گاهی اوقات دچار تضاد میشود یکبار دیدم نوشته بود تا پدر اجازه ندهد دیگر نمی نویسم مشخص بود دچار تضادهای زیادی شده است و همگان صبر کردیم تا با خود بیشتر خلوت کند تا دکتر خزعلی خود را دوباره بازیافت و حتی در آن دوران مطلب عجیبی نوشته و دو طرف دعوا را متهم به قدرت طلبی نمود و گفت روزی می نویسم که بنی عباس و بنی امیه کیست و حالا همچون شیعیانی که در اطراف امام صادق گرد آمدند من نیز چنین خواهم کرد اما نمی دانیم به قولش عمل کرد یا نه و آیا از پدرش برای نوشتن کسب تکلیف کرده یا خیر؟! ، و قول دوم هم هنوز ادا نشده و منتظریم شاید فراموش کردند و امروز با این نوشته او را به یاد وعده هایش بیندازم.

در پایان می بایست از زحمات ایشان در قبال پرونده افشاگری پالیزدار و موارد بسیاری دیگر تشکر نمایم و برای او آرزوی سلامت و طول عمر باعزت از خداوند سبحان خواستارم .

جواد ترابی

 محکوم به سه سال حبس تعزیری در پرونده معروف افشاگری پالیزدار 

منبع برخی از مطالب وب سایت ویکیپدیا

 

افزودن نظر


Joomlart