چهارشنبه, 01 آذر 1396

آیین نو ! " او که می آید..."

نامه الکترونیک چاپ PDF

او که می آید، می گویند «آیین نو» آورده است، آیین نبوی (ص) آنقدر مهجور شده است که علمای دین حجت حق بقیه الله اعظم را بدعت و نوآوری متهم می کنند، آنگاه که سنت نبوی و سیره علوی با قیام مهدوی احیاء شود، همگان آن را «آیین نو» می پندارند.
اما نه، این همان سخنان رسول خدا محمد مصطفی (ص) است که هم نام او محمد المهدی روحی فداه تکیه بر خانه خدا زده است و با صدای علی مرتضی علیه آلاف التحیه و الثناء فریاد می کند. منتظران منجی، عطر گل محمدی را در دعوت او می بویند و گردش جمع می شوند.
و دین فروشان که روزگاری دین را بازیچه زبانهایشان قرار داده بودند و به واسطه آن امرار معاش می نمودند نگران دکان و کسب خویش، در مقابل حضرت می ایستند و فریاد وا اسلامای آنان چیزی جز فریاد تعطیلی دکان تزویر و ریا نیست و جز این انتظاری نیست.
اما  عجیب آن است که بسیاری از دین باوران متدین که جان و عمر خویش در طبق اخلاص قرار داده اند تا شریعت حقه ترویج شود و حاضرند در راه دین سرببازند، باز سر بر می دارند و در مقابل حضرت قد علم می کنند که آنچه تو می گویی خلاف آیین اجداد مطهرت و خلاف سنت پیامبر عظیم الشان اسلام است و چه بسا برای آن قرآن ناطق و حجت قاطع خدا احتجاج به آیات و روایات کنند و در روایات داریم که چه بسیارعالم دین که در مصاف حضرتش گردن زده می شوند. چه بسیار دین فروشانی که خود را نماینده تام الاختیار او می دانستند، به شمشیر او به قعر جهنم فرستاده می شوند!


بیایید تلاش کنیم زنگار ازآیین محمدی بزداییم و پیرایه های ناشایست که ساخته و پرداخته سنت ها و عادات خودمان است را از آیین ناب محمدی دور کنیم، باور کنیم که اسلام دین جامع و مانع است و نه تنها برای سعادت بشر لازم که کافی است و هر آنچه نیاز بشر از خاتم تا قیام قیامت است در آن یافت می شود. اگر امروز عده ای دین و شریعت را ناکار آمد می دانند بخاطر تعصب جاهلیت، تحجّر دینمداران و پیرایه هایی است که ما بر دین بسته ایم، اگر نه زلال مکتب اهل بیت هر تشنه ای را سیراب می کند. اگر جمعی به مخالفت دین خدا برمی خیزند، بخاطر بهره برداری حکومت های استبدادی از دین است، ما دین را وسیله سلطه و پلکان نیل به اهداف نامیمون خود ساخته ایم، دین آلوده به خرافات را ابزار تحمیق توده ها کرده ایم، از آن چماقی مرصع تراشیده ایم تا بر فرق اندیشه بکوبیم!
نقل است یکی از مراجع عظام نجف اشرف که در زمان خود مرجع عام و بلامنازع بود و تمامی خطّه عرب و عجم از سواحل مدیترانه و اروپا و آفریقا تا دورترین نقطه هند و آسیا، هرجا شیعه حضور داشت از او تقلید می کرد. و تا آنجا بلند مرتبه بود که حضرت حجه ابن الحسن المهدی المنتظر (عج) برای او پیامی تقریر فرمود و خط مبارک حضرت را بیادگار داشت، اما باز آن بزرگ روزی در نجف بر سر خویش می زد (که وا ویلا و وا اسفا که فرزندم حسین جوراب پوشیده است)! آری نقل خبر جوراب پوشیدن آقازاده معظم له ایشان را چنان پریشان حال کرده بود که به سر زنان اعتراض خویش را بیان می داشت.
در آن روزگار پوشیدن جوراب نمادی از فرنگی مآب شدن بود نظیر کراوات نزد برخی علمای حاضر!  اینکه معظم له خود مخالف جوراب بوده یا به جبر زمان و جو حاکم نگران تزلزل دین عوام الناس بوده است، چه تفاوت دارد؟  این پیرایه ای است که سنت های جاری بر دین بسته است، تا جایی که مرجع تقلید عام هم نمی تواند دم برآورد! و نگران دین مردم است، باید بازنگری اساسی در دین و پیرایه های آن کرد.
باز نقل است که طلبه ای جوان در فیضیه ساعت مچی بسته بود، او را با انگشت نشان می دادند که طلبه خود باخته و فرنگی و به عبارت دیگر قرتی و فکلی شده است!
واعظ شهیر مرحوم حجه الاسلام و المسلمین فلسفی رحمه الله علیه متهم شد که متجدد شده و پشت بلندگو سخنرانی می کند.
اما امروزه می دانیم که جوراب برای نظافت و بهداشت پا بوده است و ساعت مچی برای آسان کردن رویت زمان و بلندگو ابزاری است که سخن واعظ و متکلم بهتر به مستمع برسد و زحمت سخنران و مستمع کم شود و هیچ کدام نماد کفر و الحاد و فرنگ و غرب نیست!  و روزی علمایی که کراوات را حرام می دانند به این باور میرسند که این جزیی از لباس گروهی از بشریت است و اسلام دین جهان شمول است و نمی تواند لباسی از لباس های رایج بین ملت ها را ارجح و افضل بداند و لباسی از پوشش مردمان را نفی کند مگر اینکه حجاب و حدود پوشش شرعی را در برنگیرد. ازاین قبیل پیرایه ها و سنت ها و خرافه ها که بر دین نبی بسته ایم بسیار و بسیار است، بسیاری از تکفیر و تقدیس های ما ناشی از پندار باطل ماست، باید برای رسیدن به خورشید هدایت محمدی پرده پندار درید و جز خدا ندید.                                  بهار 1385

ومن الله التوفيق و عليه التكلان
دكتر مهدي خزعلي


بهتر دیدم در میلاد حجه ابن الحسن المهدی المنتظر روحیفداه مقاله 10 سال قبل را باز منتشر کنم، حرف همان است، همان، درد همان است، همان!!

 

افزودن نظر


Joomlart