چهارشنبه, 01 شهریور 1396

فرزند مذبذب آیت الله خزعلی !

نامه الکترونیک چاپ PDF

یادداشت کوتاهی در سایت ها دیدم، نویسنده خودرا روزنامه نگاری از آریزونای آمریکا معرفی می کرد، با اهانت آغاز و با اهانت خاتمه می یافت، جمله نخست این بود: " مهدی خزعلی یکی از چهار فرزند آیت الله ابوالقاسم خزعلی است که به جرأت می توان وی را فرزندی مذبذب نزد فرزندان آیت الله تلقی کرد."   و جمله آخر نیز چنین بود: "ظاهراً آیت الله در انتقال چنان ثبات شخصیتی به فرزند کمتر اهتمام ورزیده اند"

او را نمی شناختم، اما کلمات برایم آشنا بود، احساس می کردم از درون خانه نیش می زنند، در تیر زهرآگین او پر خویش می دیدم. با خود زمزمه کردم:

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست
وندر طلب طعمه پر و بال بیاراست
ناگه ز کمینگاه یکی سخت کمانی
تیری ز قضا و قدر انداخت بر او راست
بر تیر نظر کرد و پر خویش بر او دید
گفتا:زکه نالیم که از ماست که بر ماست!

جستجو کردم تا او را بیشتر بشناسم، دیدم او شریک برادر در شبکه ماهواره ای "هما" بوده است، بیاد آوردم که در انتخابات نهم تا دقیقه 90 و حتی در وقت اضافه برای هاشمی تبلیغ می کردو راه به راه تلفنی اظهار ارادت به فرزندان هاشمی می کرد و بلافاصله پس از سوم تیر و روی کار آمدن احمدی نژاد، علیرضا از آمریکا به ایران می آید و به همراه پدر به زیارت احمدی نژاد نائل می شود! او همان کسی است که آن اخبار کذایی را به پدر می داد تا بر فراز منبر از قول یکی از بستگان در آمریکا بگوید که : " احمدی نژاد یک فرشته است! " او برادر من است، اما به آرمان و جبهه و جنگ و دین کاری ندارد، او به دنبال کباب است، هرجا باشد فرقی نمی کند، امروز به هاشمی ناسزا می گوید، چون براین باور است که قدرت مطلق این سو است و هاشمی دیگر مرده است و سر بلند نخواهد کرد! پس با ژستی شجاعانه لگدی بر شیر مرده می زند، غافل از این که این شیر خفته است، نکند با ضربه ای بیدارش کند!

آن روزها، روزنامه "پرتو سخن" مصباح یزدی و شلمچه نوشتند: " مهدی خزعلی سهامدار شبکه ماهواره ای هما، حامی هاشمی است" من در پاسخ فقط گفتم که من هنوز بیننده این شبکه هم نبوده ام( و تا امروز هم حتی یک ثانیه بیننده برنامه های این شبکه نبوده ام)  اما امروز می گویم: " آقای مصباح؛ آن کسی که با من اشتباه گرفتی و ناسزا نثارش می کردی، برادر کوچک من، علیرضاست، او سوگلی پدر است، او هم خط شما و احمدی نژاد است( البته بعد از 3 تیر 84 و قبل از آن یار غار فرزندان هاشمی بوده است) من نه یار غار کسی بوده ام و نه وامدار کسی هستم، من به تشخیص خود عمل می کنم و به دنبال کباب هم نمی دوم.


یادش به خیر، پدر به مرحوم بورقانی در بالای منبر حمله کرده بود که 13 سال آمریکا بوده است، و او پاسخ داده بود : " من سه سال آمریکا بوده ام و ماموریت از طرف دولت جمهوری اسلامی داشتم"  و چه زود فرزند آیت الله بدون ماموریت، فقط برای دلش عازم آمریکا شد و شبکه ماهواره ای راه انداخت. و سال گذشته که به ایران برگشت، دید اقامت در ایران برایش دشوار است و به دبی رفت، جالب است، ما به زندان می رویم و ایران می مانیم، او که سوگلی است نمی تواند ایران را تحمل کند!

ببینیم چه کسی مذبذب است، فرزند مذبذب آیت الله کیست، من چون کوه استوار ایستاده ام، اگر سکوت کردم، رعایت حال پدر بود و بس!  نیکی به والدین دین ماست، اما آن هم حدی دارد، اگر عاق والدین داریم، عاق فرزندان هم داریم!

داریوش سجادی (شریک برادرم، که در شبکه هما هم برادر پشت سر او پنهان بود) نوشته است: " مهدی خزعلی یکی از چهار فرزند آیت الله ابوالقاسم خزعلی است که به جرأت می توان وی را فرزندی مذبذب نزد فرزندان آیت الله تلقی کرد."

پنج سال پیش ضمن گفتگو با دکتر سروش در تلویزیون هما از ایشان در خصوص ادعای تذبذب عملی و نظری محمد خاتمی پرسیدم و ایشان در پاسخ معتقد بود:

محمد خاتمی فاقد وضوح و درکی روشن از مفاهیم و شعارهائی بود که از آنها دم می زد.
امروز و با تأسی به اظهارات آن روز دکتر سروش معتقدم بنوعی همین داوری را می توان قائم بر مواضع مهدی خزعلی کرد.

مشارالیه اخیراً طی مصاحبه ای در تعریف جنبش سبز اظهار داشته:

ايدئولوژی جنبش سبز حرکت بسوی دموکراسی است و می دانيم که در قطار ما همه گونه تفکر وجود دارد، همديگر را با روی باز نقد می کنيم و باز در قطار آزادی می نشينيم ... همه آزادند تا نظر خويش بگويند و بايد نظرات مخالف را بشنوند.

مهدی خزعلی امروز در حالی ترسیم گر چنین پرسپکتیو پرتسامحی از جنبش سبز شده که چند سال پیشتر در مقدمه کتاب «هویت» که متن پیاده شده فیلمی است که به اهتمام سعید امامی از بازجوئی جمعی از زندانیان ملی ـ مذهبی در اوایل دهه هفتاد تهیه شده بود، اظهار می دارد:

«اسلام خانه ای بی در و پیکر نیست که هر چه بخواهند خارج یا هر ناروائی را وارد کنند. اسلام حدود و ثغوری دارد باید و نباید دارد و جهان را آن گونه که هست می شناسد نه چون کوردلان که جهان را با امیال نفسانی و شهوانی خود تبیین می کنند و بر آن اساس آزادی و فضای باز فرهنگی را مطالبه می کنند»


در پاسخ باید بگویم:

دوست عزیز آقای سجادی، من همان کسی هستم که مقدمه هویت رانوشتم، با همان تفکر و محکم تر از قبل بر مبانی اسلام پای می فشارم، اما مصاحبه امروز راجع به جنبش سبز است، نه اسلام، در جنبش سبز ما به دنبال آزادی بیان و اندیشه  و دموکراسی هستیم، اگر به ساحل دموکراسی و آزادی رسیدیم، من تبلیغ دین خود می کنم و سکولار هم تبلیغ مرام خویش می نماید، ضمن اینکه الان هم جناح حاکم، اسلام را ملک طلق خود می پندارد و هر چه می خواهد به ناف آن می بندد، من باز هم معتقدم اسلام خانه ای بی در و پیکر نیست که هر چه بخواهند خارج یا هر ناروایی را وارد کنند، اسلام حدود و ثغور دارد، چپ و راست به میل خود چیزی بر آن می بندند، دقت کنید که جنبش سبز دارای تکثر فراوان عقاید است، اما همه آزادی را می خواهند.

آنچه برای اسلام زیانبارتر است، این پیرایه هایی است که به آن می بندند و استبداد دینی - بدترین نوع حکومت - را بنام دین بر مردم تحمیل می کنند، من می خواهم دینم را نجات دهم، خطری که دین را تهدید می کند، قرائت استبدادی از دین است. من در تبیین جنبش سبز همان چیزهایی را گفتم که امام قبل از انقلاب می گفت، فراموش نکنیم، امام ( قدس سره) می فرمود: " کمونیست ها هم آزادند حرفشان را بزنند"   آنها که از نظر علماء منکر ضروریات و مرتد و مهدور الدم می باشند!! چه شده است؟  حال ما مسلمانان شیعه اثنی عشری انقلابی پیرو امام و معتقد به ولایت فقیه هم نمی توانیم سخن بگوییم!!  من از دینم و اعتقادم، حتی اگر تنها باشم دفاع می کنم، اما آنرا بر مردم تحمیل نمی کنم، من از حکومت الله سخن می گویم، اما با شمشیر حکومت الله را مستقر نمی کنم، من بر این باورم که چون پیامبر(ص) باید خاکستر بر سر را تحمل و تبلیغ کرد و تا مردم نخواهند حکومت نکرد.

و باز نوشته است:

همین تذبذب از آن درجه از استعداد برخوردار است تا امروز نیز مهدی خزعلی را به آن درجه از تشتت برساند تا در مصاحبه اخیرش یک جا مدعی شود: «پیروزی انقلاب اسلامی ايران مرهون رهبری کاريزماتيک امام خمينی (ره) بود»

و چند پاراگراف جلوتر دچار نسیان شده و در تبیین چرائی سقوط حکومت پهلوی، چنان هزیمتی را قبل از آنکه محصول مجاهدت انقلابی مردم ایران و شهادت کسانی همچون برادر ارشد خود در میدان ژاله و سال ها تبعید و زندانی شدن امثال پدرشان بداند، آن را نتیجه انقضای تاریخ مصرف حکومت پهلوی نزد ایالات متحده اعلام کند!

من در همان مصاحبه گفته ام:

پیروزی یک انقلاب4 مولفه دارد، ایدئولوژی ، رهبری ، مردم ، حمایت جهانی( بین المللی) و اما انقلاب در زمانی که غرب به این باور رسید که تاریخ مصرف شاه تمام شده است، رهبری کاریزماتیک امام کار را تمام کرد، همین امام چرا 15 خرداد 1342 نتوانست پیروز شود، شما مصاحبه مرا با دقت بخوانید،  در واقع بعضی چیزها در فکرم می گذرد که هنوز ملت آماده شنیدن نیست، شاید روزی نوشتم که: " ما فکر می کنیم که انقلاب کردیم!"

واما تذبذب! ؟ دوست عزیز شما اگر آیات مکی و مدنی را کنار هم بگذاری، نعوذ بالله می خواهی خدا و پیامبر را هم متهم به تذبذب کنی؟ فقط در باره شراب: ابتدا حق تعالی می فرماید : گناهش بیشتر از نفعش می باشد" مدتی بعد می فرماید:" در حالت مستی نماز نگذارید، تا وقتی که هوشیار شوید و بفهمید چه می گویید" و در مرحله آخر آیه تحریم نازل شد و آنرا پلید و عمل شیطانی نامید. و هزاران نمونه دیگر، و اگر گزیده سخنان امام (ره) را قبل و بعد از انقلاب کنار هم بگذاری، لابد به ایشان هم مذبذب می گویی!

در بیان هر مطلب : 1 - باید مردم آماده شوند  2 - در مورد کلام بشری: بشرجایز الخطاست و هم تکامل می یابد، مثل سروش که بارها گفته است " آن سروش مرد"

اما من در دو حوزه متفاوت سخن گفتم، یکی راجع به اسلام، دیگری راجع به یک جنبش آزادیخواه، در این جنبش همه هستند، پس از آزادی هر کس آزاد است تا به تبلیغ مرام خود بپردازد، ومن آنروز از اسلام ناب محمدی و ولایت فقیه دفاع خواهم کرد، خود را تحمیل نخواهم کرد، و اگر رای نیاوردم، آنرا نتیجه ضعف و بد عمل کردن خود یا قدرت رقیب می دانم.

در خاتمه از همه عذر می خواهم، شعله آتشی بود که از اعماق جانم زبانه کشید، بر خود فرض می دانم تا ریشه های انقلاب و دستهای پشت پرده را بیشتر تحلیل کنم، امروز هم،  برای ما و آینده ما برنامه ریزی می کنند، برای ما سناریو سازی می کنند، تا 68 حرکت بعد ما را می خوانند و طراحی می کنند که همیشه کیش و مات شویم و در هر برهه ای منافع آنان تامین باشد، اگر عمری بود جنگ 33 روزه و جنگ 22 روزه را از نگاهی نو تحلیل خواهم کرد و شاید جنگ 8 ساله را!

راستی آیت الله خزعلی پس از شهادت حسین در انقلاب 8 فرزند دارند، ظاهراً در فرهنگ شما دختران به حساب نمی آیند، اما آیت الله 4 پسر و 4 دختر دارند. بسیاری از فرزندان و نوادگان و بستگان، برای رعایت حال معظم له باورهای خود را مخفی می کنند، تقیه در خانواده ما حرف اول را می زند و نفاق حرف دوم!


1389/4/23   دکتر مهدی خزعلی

 

 

 

افزودن نظر


Joomlart