سه شنبه, 09 خرداد 1396

از هفت سین جبهه تا هفت سین زندان !

نامه الکترونیک چاپ PDF

از هفت سین جبهه تا هفت سین زندان !
  با پالیز دار صحبت می کردم، نزدیک سال تحویل بود، به او گفتم یادته تو جبهه هفت سین درست می کردیم، سیمینوف، سرنیزه، سمبه، سه پایه، سیم خاردار، سیم چین و آخرش یکی کم می آوردیم و یک سرباز می رفت وسط سفره می نشست!

  خوب رزمنده تو زندان هفت سین درست کن !

سلول انفرادی ؛ که داریم ( هر چند می گن نداریم! )

سمبه پر زور ؛  که هست ( اونا که نمی گن نیست!)

سیلی ؛ که جاش رو صورتها نقش بسته!

سردرد ؛ نگونداری، اگر سرت درد نمی کرد که دستمال نمی بستی!

سین جیم ؛ که چه عرض کنم !

سرگیجه ؛ اگر نداشته باشی، یک ماه تو انفرادی سین جیم بشی پیدا می کنی!

سوت زندانبان ؛ مثل اینکه موقع آماره سوت می زنند زودتر برو!

سعید مرتضوی؛ خودش به تنهایی یک هفت سین کامله
نوروز 1388 مهدی خزعلی

افزودن نظر


Joomlart