پنجشنبه, 27 مهر 1396

نامه به آیت الله مصباح در باب ولایت فقیه

نامه الکترونیک چاپ PDF

  بسم الله الرحمن الرحیم
  باسلام، درج دیدگاه حضرتعالی در باب ولایت فقیه در جریده پرتو سخن و تقارن عید سعید غدیرخم- عید ولایت - را به فال نیک گرفته، نقد ذیل تقدیم حضور می گردد، امید است این مختصر در راستای تضارب افکار و تبادل اندیشه و موجب روشنگری و تنویر اذهان باشد.
  قطعاً حکومت از آن خداست واو مختار است در امر بندگان و مخلوقاتش بای نحوکان دخل و تصرف نماید، و حق تعالی آگاه و عالم به تمامی رموز و نیازهای مخلوق است و خیرو شر او را می داند و برنامه و دستورات ذات اقدس الهی می تواند بشر را به سرمنزل مقصود برساند، او صانع وخالق کل شیئی است و هم او می تواند دفترچه راهنما و کاتالوگ مصنوع و مخلوق خویش ارائه نماید. ارسال رسل و کتب از این باب است.
  حق جلّ و علا انبیاء را برای هدایت بشر گسیل داشت، از میان انبیاء تنی چند پیامبر اولوالعزم صاحب کتاب و شریعت اند، که آنگاه که می خواهد امامت وزعامت امت را به آنان بسپارد، امتحانات سخت و دشوار می گیرد. ابوالانبیاء حضرت ابراهیم خلیل ( علی نبینا و علیه آلاف التحیه و الثناء) به آزمایشات سخت و طاقت فرسایی تن درمیدهد، بریدن سر فرزند پس از سالها انتظار، یعنی قطع همه وابستگی ها جز یار، گذاردن همسر و فرزند در بیابان بی آب و علف بطحاء، یعنی گذشت از همه چیز و اعتماد و اتکال به حضرت دوست، داخل شدن در آتش، یعنی سوختن در راه محبوب، و چه برد و سلام است آتشی که در محضر یار است. و چون از همه بلایا سربلند بیرون آمد( واذا ابتلی ابراهیم بکلمات) حق تعالی فرمود: « قال انی جاعلک للناس اماماً» که تورا بر مردم امام و پیشوا قرار دادم.
  آری این چنین صعب و دشوار است، طریق امامت و اذن دخل و تصرف و حکومت بر مردم. ما معتقدیم  خداوند که عالم بر اسرار و مکنونات است و علم ازلی و ابدی از اوست، امامان را چنین می آزماید و سپس آنان را بر بندگان خویش ولایت و حکومت می بخشد، و در پاسخ ابراهیم(ع) که فرمود:« آیا در نسل و ذریه من نیز امامت را قرار دادی؟» حق تعالی می فرماید: « انی لاینال عهدی للظالمین» که عهد امامت خویش به ظالمان نمی سپارم. پس ولایت و امامت در نسل ابراهیم علیه السلام نیز محدود به شجره طیبه و نسل پاک و عدالت پیشه است و حق تعالی عهد ولایت بر ظالمان نخواهد سپرد.

از آدم تا خاتم( علیهم السلام) انبیاء طریق هدایت و روشنگری خلق اند. و رشته اتصال وحی، چراغ هدایت بشر است، اسلاف مبشر به نبی بعدی و اخلاف مصدق پیامبران قبلی اند. با بعثت سید کونین خاتم الانبیاء و المرسلین حضرت محمد بن عبداله (صلوات اله و سلامه علیه) و نزول معجزه جاوید کلام الله المتین قرآن کریم، سلسه انبیاء و ارسال رسل و کتب به رشد و کمال خود می رسد و ختم رسل می فرماید که:« پس از من پیامبری نخواهد آمد.» و صد البته می فرماید زمین از حجت خدا خالی نمی ماند و خلیفه خدا در روی زمین را مکرراً معرفی می نماید. آیات و احادیث متواتر بر ولایت و امامت امیر مؤمنان علی ابن ابیطالب و اولاد معصومش نظیر حدیث منزلت، حدیث کساء و غدیر و آیه تطهیر و ... آنقدر در کتب شیعی و سنی متواتر است که جای هیچ شک و شبه ای نمی گذارد.  ائمه معصومین از ابوالائمه امیر مؤمنین علی علیه السلام تا خاتم الائمه قائم آل محمد مهدی (عجل الله تعالی فرجه ) همگی از اصلاب شامخه و ارحام مطهره اند که از روز الست پیمان سپرده اند و جملگی را حق تعالی بسیار آزموده است و اسماء مبارکشان را بر آدم تا خاتم تعلیم داده است. و مشروعیت امامت و حکومت خاص آنان است، اما سوای از امامت و خلافت الهی که حق آنان است، بجز دوره کوتاه پنج ساله حکومت و خلافت علی (علیه السلام) بقیه ائمه هدی (علیهم السلام) در ظاهر از حکومت محروم و خلافت در دست غاصبان بوده است. و دوران کوتاه و لایتعهدی اجباری علی ابن موسی الرضا (علیه السلام)نیز سفری بود بسوی شهادت ، امامت و ولایت قائم آل محمد(عج) با غیبت صغری شروع شد و نواب اربعه ( نواب خاص) رابط میان امام معصوم و مردم بوده، و پاسخ سئوالات امت از امام را ارائه می فرمودند و حکومت نمی کردند، و پس از غیبت صغری، حضرت مردم را در دوران غیبت کبری ارجاع دادند با راویان حدیث اهل بیت که فقها و مجتهدین باشند( فارجعوا الی رواه احادیثنا...) حال اختلاف بین فقهای عظام در باب ولایت فقیه و حوزه اختیارات وی که در محدوده اختیارات نواب اربعه و پاسخ سئوال و شبهای مردم است یا تشکیل حکومت و اجرای حدود، بحثی است خارج از حوصله این مقاله، و قطعاً اختلاف نظرهایی وجود دارد که حضرت امام (قدس سره ) پس از خطبه آیت الله خامنه ای در باب حدود ولایت فقیه عتاب می فرمایند، و مسئله ولایت مطلقه فقیه را مطرح می فرمایند. من در این مقاله به اختلاف دیدگاه فقها و مراجع پیرامون مسئله ولایت فقیه و حوزه اختیارات آن نمی پردازم. وبا فرض بر ولایت مطلقه فقیه که نائب و جانشین امام معصوم (علیه السلام) می باشد. و حضرت ولی عصر(عج) مردم را ارجاع به فقها نموده است می پردازم. حضرت فرمودند:« فارجعوا الی رواه احادیثنا.» رجوع کنید به راویان حدیث، اینکه جمع بکار برده اند را حمل بر طول تاریخ و تعداد فقها در امتداد هم می نماییم و فرض آقای مصباح یزدی را قبول می کنیم که هر زمان یک نفر از بین فقها و مجتهدین واجد الشرایط می باشد ( جامع الشرایط) که همگان از جمله مراجع دیگر بایستی از ولی فقیه تبعیت کنند و او حجت خداست. و قطعاً صفات مجتهد جامع الشرایط نیز بر اهل علم مشخص است، اعلم ، اشجع ، اتقی ، اعدل، صائناً لنفسه  مخالفاً لهواه،  مطیعاً لامر مولاه و... باشد. با فرض و مقدمه فوق و با توجه به فرموده آقای مصباح یزدی که مردم این ولی فقیه را کشف می کنند دو سئوال مطرح می شود.   سئوال اول اینکه : ملاک تشخیص درست چیست؟ می دانیم پیامبر اکرم (صلوات الله علیه )بارها و بارها علی (علیه السلام )و اولادش را به جانشینی امامت و ولایت پس از خود تعیین نمود. و حدیث غدیر در حضور تمامی حجاج ، در برکه غدیر اتمام حجت و اکمال دین بود. که رسول الله (ص) برای امیرالمؤمنین (ع) بیعت اخذ کرد. با 120 سند معتبر متواتر در کتب سنی و شیعی ثبت است، و در زمانی که پنج معصوم همزمان حضور دارند، و هنوز پیامبر زنده است حکایت قلم و دوات پیش می آید! و پیامبر خدا را به هذیان گویی متهم می کنند. هنوز جنازه پیامبر بر دامن علی (علیه السلام )است که در سقیفه گرد می آیند و دیگری را برمی گزینند، پس از او دومی و سومی و خانه نشینی مولا 25 سال به درازا می کشد، و چنین است حکایت دوازده چراغ هدایت و ولایت، یکی را تیرباران می کنند، دیگری را سر می برند و بقیه را به زهر جفا می کشند.
  آقای مصباح، با فرض قبول تمامی فرمایشات شما، چه راهکاری برای تبیین درستی مکاشفه و تشخیص مردم ارائه می فرمایید. امروز ولی فقیه مطابق تشخیص شماست، اما باید راهکاری بیاندیشید که اگر روزی سقیفه بنی ساعده تکرار شد، قابل جبران باشد. و مردم بتوانند خطای خویش در انتخاب گزینه اعلم و مجتهد جامع الشرایط را جبران کنند. نکند باردیگر این بار به فتوی شما خاندان بنی امیه و بنی عباس بر امت حاکم شوند و مادام العمر باشند. نکند خلافت موروثی شود. بهر حال همین که قبول فرموده اید مردم باید کشف کنند، قبول رای مردم در این انتخاب است، و تباین با مخالفت شما با جمهوریت دارد. چگونه می خواهید مکاشفه و کشف مردم را به ظهور و عینیت برسانید؟
  سئوال دوم اینکه، ائمه (علیه السلام ) که مشروعیت فقها از جانشینی و نیابت آنان است، و خود مستقیماً از طریق وحی انتخاب و نصب شده اند، برای استقرار و تشکیل حکومت به خواست و رای مردم رجوع می کردند. و خطبه شقشقیه امیر مؤمنان علی علیه السلام گواه این مطلب است. آنگاه که ازدهام بر درب منزل او به حدی شد که امام حسن (ع) و امام حسین (ع) در مقابل هجوم و ازدهام مردم برای بیعت با امیر مؤمنان (ع) دچار زحمت شده بودند و حضرت قبول خلافت نمود.
  امیرمؤمنان (ع) می فرماید: « لولا حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر و ... لا لقیت حبلها الی غاربها) که اگر نبود این جمعیت بیعت کنندگان حاضر و اینکه حجت با وجود یاور بر من تمام شد و .... ریسمان شتر خلافت را بر گردنش افکنده و رهایش می کردم.) و سیره 25 ساله علوی در زمان خلافت اولی و دومی و سومی نیز گواه بر این مدعاست که حکومت و امامت حقه آنان در صورتی به تشکیل حکومت منتج می گردد که اراده و خواست مردم بر آن تعلق گیرد. و سیره ائمه هدی (علیهم السلام) نیز همگی چنین بوده است. و هرگز حکومت الله را با شمشیر بر گرده مردم حاکم نکرده اند. چه آنان برای هدایت آمده اند نه حکومت! و در صورتی حکومت آنان مستقر می شود که مردم بخواهند و بیعت کنند. و رسول الله (صلی الله علیه و آله) نیز چنین کرد، او دعوت و هدایت می فرمود و خاکستر بر سرش می ریختند و سنگ بر پیشانی اش می زدند و باز تبلیغ می فرمود، پس آنگاه که اهل یثرب با او بیعت کردند، جامعه مدنی و حکومت اسلامی تشکیل داد ودر یک دهه حکومت اسلامی در مدینه النبی پنج بار با مردم بیعت کرد.
  در خاتمه باید گفت، اصل امامت و ولایت حقی است که خداوند نصب و جعل می فرماید. ( انی جاعلک للناس اماماً) و اینان رهبران راستین و مشروع مردم می باشند. اما استقرار و تشکیل حکومت با اراده و خواست و قبول مردم است. و خداوند هیچگاه به زور شمشیر مردم را هدایت نمی کند. که خلاف مشیت الهی است، و حکمت جزا و پاداش را زیر سئوال می برد. و در زمان غیبت که حلقه اتصال وحی قطع می باشد، ملاک، تشخیص مردم است، بایستی مردم در هر دوره بتوانند ولی فقیه خویش را تعیین و او را حاکم بر امور خویش سازند و این بیعت مکرر تکرار شود. تا افرادی که به بلوغ می رسند با رهبر و امامشان بیعت کنند و در حالت جاهلیت نمیرند( من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته الجاهلیه)، مردم با انتخاب خبرگان و کارشناسان خبره به کارشناسایی و انتخاب فرد شایسته امامت و ولایت همت گمارند. و خبرگان نیز در هر دوره به نمایندگی از امت نسبت به انتخاب فرد اصلح و شایسته اقدام نمایند. و این رای گیری بین خبرگان همان بیعت با امام و ولی فقیه است، و به تعبیر شما کشف و مکاشفه است. بهر حال در هر دوره مردم بایستی ولی خویش را انتخاب (کشف!) کنند و این با مادام العمر بودن تباین دارد. چون نسل جدید نیز باید در شناخت و کشف امام و ولی فقیه بصورت فعال حضور داشته باشد تا به مرگ جاهلیت از دنیا نرود و نمی توان به او گفت: برای شناخت و انتخاب (بخوانید کشف) امام و رهبرت هیچ کاری نکن که پدران تو قبلاً برایت این انتخاب را انجام داده اند. امیدوارم به اندازه کاشف برای رای امت ارزش قائل باشیم و بگذاریم لااقل به مکاشفه و کشف خویش بپردازد.
ومن الله التوفیق و علیه التکلان
دکتر مهدی خزعلی
چهارشنبه 28 دی 1384

افزودن نظر


Joomlart