چهارشنبه, 09 فروردين 1396

احراز صلاحیت !

نامه الکترونیک چاپ PDF
  "ناگزیرم از خود بگویم "
کفر چو منی گزاف و آسان نبو د                محکم تـر از ایمان مـن ایمان نبود 
در دهر چو من یکی و آنهم کافر               پس در همه دهر یک مسلمان نبود
  این برهان قاطع حکیم ابوعلی سینا در برابر کسانی است که او را کافر خواندند، حسین (علیه السلام) برفراز نیزه قرآن خواند تا حجتی باشد بر کوفیان که او را خارجی نخوانند، خون فرق علی مرتضی (علیه السلام )در محراب برای شامیان – که او را بی نماز می خواندند – شهادت داد و امام زین العابدین سیدالساجدین علی ابن الحسین (علیه السلام ) در مسجد شام در برابر یزید فاسق که او را خارجی خوانده بود، ناچار شد تا شهادت بر وحدانیت خدا و رسالت جدش بدهد و خود و خاندان پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) را در جمع شامیان معرفی نماید، او ناگزیر است از پدرش، جدش، جد اعلی و عمویش سخن بگوید تا شامیان او را بهتر بشناسند، من نیز به امام و مقتدایم علی ابن الحسین (علیه السلام) اقتدا می کنم و ناگزیر از خود خواهم گفت .دیروز برگه ای دریافت کردم که با کمال تعجب حکایت از عدم اعتقاد به نظام مقدس جمهوری اسلامی، قانون اساسی و ولایت فقیه داشت !   نمی دانم از پدر بگویم که حافظ قرآن و نهج البلاغه، فقیه، مفسر و شاگرد امام است، عمری در ترویج و تبلیغ دین گذرانده است، از سخنرانی الفبای انقلاب او در فیضیه در سال 1342 بگویم، یا پیش تر زمان مرجعیت آیت الله العظمی بروجردی که بر فراز منبر فرمود مشروعیت حکومت از آن ولایت فقیه است و آیت الله بروجردی هرگاه اراده کند چون انگشتر که از دست بیرون می آورد می تواند شاه را عزل کند! ، آنروز بسیاری الفبای ولایت فقیه را نمی دانستند و امروز فرزند این فقیه مجاهد را مخالف ولایت فقیه می نامند!
 از برادر همرزم شهیدم بگویم که تا دقایقی قبل از شهادت همراهی اش می کردم، از جمجمه متلاشی او بگویم که فقط و فقط در راه دین و به فرمان ولی امر حضرت روح اله جان فدا کرد و آخرین کلامش با مادر این بود که فرمان امام (ره) است نباید میدان را خالی کنیم و امروز کسانی که فرزندشان در خانه تیمی نفاق در برابر جمهوری اسلامی کشته شده است ما را خارجی و مخالف نظام می خوانند!
  از جبهه و جنگ بگویم، که در اکثر عملیات ها بوده ام و هر گاه عازم جنگ می شدم پدر در گوشم می خواند که فرزندم « اَعِرِالله جمجمتک » که جمجمه ات را به خدا عاریت بده، از ترکش هایی که به عنوان مدال افتخار بر جان خریدم بگویم ، آیا این ها التزام عملی در دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی و ولایت فقیه نیست، و امروز کسانی ما را متهم به عدم التزام عملی به نظام اسلامی می­کنند که فرزندانشان رنگ جبهه را ندیده اند! شاید باید شهیدانی را که در شبهای خلوت سنگر با آنان عقد اخوت بسته و هم پیمان شده ایم تا همدیگر را شفاعت کنیم به شفاعت در این دنیا بطلبم، تا آبروی مرا نزد کسانی که شبهای سرد سنگر ، نور منور و مراسم روحانی عقد اخوت را ندیده اند، بخرند!
   از جدم میرزای کلباسی مدد بجویم که مقبره اش زیارتگاه خاص و عام است و بسیاری از تربت او شفا می گیرند، او که یکبار به اشتباه نوبت آب همسایه ای به باغچه ی خانه اش وارد شد و تا آخر عمر از میوه آن درختان نخورد ( علی رغم کسب رضایت از همسایه، چون همسایه فرزند صغیر داشت)، شاید بیاید و شفاعت مرا نزد کسانی که بیت المال مسلمین را از آن خود می دانند، نماید!
  باور کنم کسی که هفت سال دوره طب عمومی و چهار سال دوره رزیدنتی چشم پزشکی و پانزده سال مدیریت دو موسسه فرهنگی و انتشاراتی و سه نشریه علمی و فرهنگی را عهده دار بوده است و هنوز مستأجر است ، و از هیچ رانتی استفاده نکرده و هیچ مجوز و یا موافقت اصولی نگرفته، هیچ ملک دولتی یا مصادره ای نخریده است و حتی در ملک مصادره ای نماز نگزارده است و تلاش فرهنگی خود را از یک زیرپله شروع کرده است و صاحب بیش از 140 عنوان کتاب علمی است و زندگی اش را از راه قلم می­گذراند، توسط کسانی رد صلاحیت شود که در خانه های میلیاردی مصادره ای زندگی می کنند و هر از چندگاهی اتومبیل بنز بیت المال را تبدیل به احسن می نمایند!
  با صدای بلند می گویم من همان خزعلی ام که کوچه های چهارمردان و آبشار مرا می شناسند، آنروز که مرگ بر شاه می گفتم برای استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بود، جز برای خدا فریاد نمی زدم ، آنروز که در جبهه آماده شهادت بودم، در دفاع از نظام اسلامی و ولایت فقیه بود و امروز که قلم می زنم در جبهه فرهنگی برای مقابله با تهاجم فرهنگی ، دفاع از انقلاب اسلامی و ولایت فقیه است و تا آخرین نفس و آخرین قطره خون در حفظ و پاسداری از دو یادگار امام راحل (قدس سره) خواهم کوشید . اینجانب بر این اعتقادم که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از خود دو یادگار برای امت بجا گذاشت ، کتاب و عترت ، خمینی کبیر (ره) نیز دو یادگار برای امت بجا نهاد، انقلاب اسلامی و ولایت فقیه، و در طول سالهای انقلاب در عمل ثابت کردم که تا پای جان در حفظ و نگهداری دو ثقل و یادگار امام امت ایستاده ام نگذارید متظاهرین دین فروش ، مدعیان کرامت که این روزها بازارشان داغ است ، خود و خاندان خود را به انقلاب بچسبانند و آنچنان انقلابی و دین مدار جلوه کنند که حتی زاهدان، عابدان و مجاهدان در نظر مردمان رنگ ببازند.
جای آن دارد که خون موج زند در دل لعل             زین تغابن که خزف می شکند بازارش
و السلام علي من اتبع الهدي
دکتر مهدی خزعلی
سه شنبه 2 بهمن 1386
این مقاله منشر شده در " اعتماد ملی " در پاسخ به رد صلاحیت مجلس هشتم است

افزودن نظر


Joomlart