دوشنبه, 04 ارديبهشت 1396

مبارزه سیاسی با ازاله بکارت!

نامه الکترونیک چاپ PDF

پیشاپیش از اینکه ناگزیرم با ادبیات عبید زاکانی بنگارم پوزش می طلبم، چاره ای نیست.
حکایت کنند، عبید را به زندان افکندند، هم ولایتی او پرسید: "فلان بچه مردم گذارده ای که به زندان افتاده ای؟" گفت: "نه" پرسید: "پس فلان بزرگسال گذاشته ای؟" پاسخ داد: "نه جان من، جرم من سیاسی است!"
هم بند او گفت: "خوب از اول می گفتی که فلان مسئولین گذاشته ای!"
ظریفی می گفت: زید در زمان طاغوت زندانی سیاسی بوده است، نابخردان خرده گرفتند و کاغذ پاره ای را پیراهن عثمان کردند که اتهام زید "ازاله بکارت" بوده است. پس رندان شور کردند و هیات تحقیق و تفحص تشکیل دادند تا ارتباط جرم سیاسی و ازاله بکارت را بیابند، بزرگ رندان گفت: زید الحق که از پیشتازان مبارزه با طاغوت و سردمداران رژیم بوده است، شاید دختر و یا خواهر یکی از مسئولین طاغوتی را قبول زحمت فرموده اند و این حرکتی نمادین است که "خوار طاغوت را ... بعله"
با خود گفتم، ما که نوجوان بودیم و از عمق مبارزه سیاسی چیزی نمی فهمیدیم و فقط در سطح خیابان ها شعار می دادیم، غافل از اینکه کسانی مرد عملند و مبارزه آنان عمقی است.
یکشنبه 3 شهریور1387 مهدی خزعلی

بسیاری بر من خرده گرفتند، که چرا به عبید زاکانی اسائه ادب کرده ای! من چنین جسارتی نکردم، من از آقایانی که تحمل ادبیات عبید را ندارند پوزش خواستم تا با آن ادبیات نافذ و کوبنده سخن گویم، ما هنوز سخن عبید را درک نکرده ایم، آنجا که می گوید: " گر طالب بزرگی هستی، درخردی به بزرگان بده! " هزار نقد گزنده برای مسئولین زمان خود دارد که چقدر در برابر بزرگان (شاه و وزیر و وکیل ) خم شده و داده اند تا به بزرگی رسیده اند، در واقع برای رسیدن به پست باید از شرف و عزت و ناموس گذشت!این مختصر را نوشتم تا دوستان خرده نگیرند
1389/5/5 مهدی خزعلی

 

افزودن نظر


Joomlart