چهارشنبه, 27 تیر 1397

نامه متهمی به آقای خزعلی

نامه الکترونیک چاپ PDF
  نامه متهم ردیف دوم پرونده پالیزدار

  سلام دکتر خزعلی بازگشت شما را به دنیای مجازی تبریک می گویم . از آخرین جلسه ی ما چند ماهی می گذرد اگر به خاطر داشته باشید خدمتتان عرض کردم که شما را به خدا مطلبی ننویسید که فردای محشر نتوانید پاسخ باریتعالی را بدهید و در آن جلسه که توسط شما کلیه صحبتها ضبط گردید گفتم آن مواردی که در مورد پرونده پالیزدار نوشتید ضمن تشکر از اطلاع رسانی به موقع شما ولی در برخی موارد نقل قولهایی را مطرح نمودید من جمله مواردی از عباس پالیزدار پس از آزادی از زندان که هیچکدام صحت ندارد و در آن جلسه با حضور پالیزدار مواردی مطرح شد و شما هم که صدای ضبط شده هر سه نفر را دارید که مهر تأئیدی بر اظهارات اینجانب می باشد .

  امروز پس از ماهها به سایت شما مراجعه کردم و مشاهده کردم مطلبی نوشتید در خصوص ضرب و شتم پالیزدار در زندان که این مطلب هم مانند بقیه مطالب صحت ندارد به دلایل بسیار زیاد که عرض می نمایم :

1- عباس پالیزدار همانطوریکه در دفتر شما با حضور هر سه نفر ( پالیزدار + خزعلی + ترابی ) اقرار نمود که از مدت هفت ماه و نیم اقامت همگی ما در بند 241 فقط 4 ماه در انفرادی بوده ولی گفته برخی از افراد حاکی از آن است که مدت اقامتش در انفرادی از به مراتب کمتر از اینها می باشد و بیشترین مدت اسارت در انفرادی را در عین نامردی سعید. آ و ع.خ و بنده و حسین.ر داشتیم و در صورت لزوم از دفتر بند 241 و دفتر ثبت وقایع زندان 241 انفرادی قابل استعلام است.

2-  یکی از دوستان قدیم پالیزدار در جبهه که زندانبان بند 241 نیز بود ( آقای پ ) در تمام مدت لطف و عنایت خاصی به او داشت به نحوی که خود این زندانبان می گفت شبها هر وقت که پالیزدار درخواست می کرد برایش املت یا هر غذایی که می شد درست کرد برایش مهیا می نمود و سایر زندانبانها نیز رفتاری مناسب با او داشتند زیراکه هم جانباز بوده و سایر فاکتورهای مثبت را در نظر انها داشته است و زندانبانها به گونه ای توجیه شده بودند که مدتها من و بقیه را باعث گرفتاری پالیزدار می دانستند و می گفتند او فرد ساده ای است شماها او را تحریک کردید یاللعجب چه کسی تصویری از من وبقیه برای آنها ساخته است !!!!!!!

3- پالیزدار به بهانه های مختلف از جمله بیماری و ... سعی می کرد خود را به بهداری رسانده تا شاید بتواند دقایقی از زندان انفرادی خلاصی یابد و یا در درخواست برای تماس با خانواده چون سلول من با سلول او فاصله کمی داشت می شنیدم که با آقای ک مسئول 241 مدام جر و بحث می کرد و مسئول 241 می گفت طبق دستور شما مجاز به تماس با خانواده در مدت تعیین شده هستید یعنی هر دو هفته یکبار ولی او می خواست که هر وقت اراده کرد تماس بگیرد البته سلول انفرادی خود ظلم بزرگی است .

4- پالیزدار مدعی شده که او را به هواخوری نبرده و او را کتک مفصلی زده اند که موضوع از این قرار بود که درخواستهای مکرر او و چراغ زدن های مکرر او آنها را خسته کرده بود و زندانبانی به نام علی.م که جوان تند خویی بود (اما باطن شفافی داشت ) روزی پالیزدار را با دستبند به راه پله های زندان برای دقایقی بسته بود اما ضرب و شتمی در کار نبوده است .

5- چرا مردم ما باید مطالبی را بخوانند که صحت ندارد آخر تا کی؟!!!!.

 

  اما آقای خزعلی همانگونه در دفتر شما گفتم این بار با صدای بلندی تری می گویم من و بقیه کسانی که در سلول 241 انفرادی اسیر شده بودیم هیچکدام قهرمان ملت نیستیم و نخواهیم بود حتی به دنبال کسب هویت و شهرت طلبی به دلیل اسارت در سلول انفرادی نبوده و نخواهم بود زیراکه اقامت در انفرادی نه تنها هویت ایجاد نمی کند بلکه دین و ایمان انسان را هم به یغما می برد . هویت چشمه ای است جوشان که از درون آدمی می جوشد و در رفتار و کردار انسان نمایان می شود .

  ناگفته های پرونده پرونده پالیزدار بسیار زیاد است که قسمتی را به صورت کلی در روزنامه اعتماد بیان نمودم اما افشاگریهایی که در زندان بر علیه خودمان شد بسیار دردآورتر است که روزی خواهم گفت .

  شما آقای خزعلی مختار هستید که منتشر کنید یا هر تصمیمی دیگری که بگیرید .

  ما ایرانیان نیازی به قهرمان و قهرمان پروری نداریم . والسلام .      
  متهم ردیف دوم پرونده پالیزدار . ترابی
  جواب :  باسلام؛ راجع به نامه شما با حاج عباس پالیزدارصحبت کردم، او می گفت من نزدیک 8 ماه سلول انفرادی بودم و البته برای مدت کوتاهی در اواخر دو نفر را در سلول من انداختند و بردند .
   در مورد لطف زندانبانی که همرزو جبهه ایشان بوده است نیز پرسیم، او به عنوان خدمت به ایشان دو نوبت ناهارمانده در سلول رابرای سحری عباس گرم می کند که توبیخ می شود و دیگر این کار را نمی کند.
  در واقع من که بند 209 سلول 129 بودم از سلول های دیگر و از هم بندیها هیچ خبری نداشتم، من فقط بازجوها را در اتاق بازجویی می دیدم، از وقت و زمان و روشنی هوا هم بی اطلاع بودم، شما مبنا را بر این بگذارید که با این حرفها و تعریف ها می خواسته اند بین شما تفرقه بیافکنند، نگذارید بین برادران شکاف ایجاد کنند، ما تا رسیدن به مدینه فاضله راه زیادی داریم، شما را به ناحق در بند کردند و حال از هم خرده می گیرید؟ من معتقدم از لحظه اول تا آخر همه اقدامات آنها ظلم بوده و هست، حتی اگر خوراک بوقلمون در زندان بدهند، باز ظلم است و لحظه شماری می کنم تا انتقام فرزندان این مرز و بوم را از این مزدوران بی دین بگیرم. 88/12/10 مهدی خزعلی

 

افزودن نظر


Joomlart