دوشنبه, 07 فروردين 1396

تاسوعای سلول ا نفراد ی (عباس پالیزدار)

نامه الکترونیک چاپ PDF
  این نیز برگی از کتاب سلول انفرادی است، عباس می گفت: روز تاسوعا مرا به هواخوری نبردند، ( همان یک ربع ساعت که حق داشتیم درچهاردیواری بسیارکوچک، زیر آسمان نفس بکشیم)  به واسطه شیمیایی بودن نفسم گرفته بود، شاید تاسوعا هم بی تاثیر نبود، فریاد زدم که اگر مرا به هواخوری نمی برید، لااقل درب سلول را باز بگذارید تا هوای تازه بیاید، دژخیمان آمدند و مرا دستبند زده و تا می خوردم کتکم زدند!
  عباس جان تو تنها نبودی، در تاسوعا خیلی ها در جماران - بیت امام شهیدان - کتک خوردند!
88/12/8  مهدی خزعلی

افزودن نظر


Joomlart