جمعه, 26 آبان 1396

دعای مادر در کاظمین

نامه الکترونیک چاپ PDF

مدتی است دستم به قلم نمی رود، راستش فرصتی نیست، هزاران درد دل دارم، گفتنی ها بسیار و نا گفتنی ها بسیار، اما اینها آنچنان ما را درگیر خود کرده اند که فرصت نکنیم لحظه ای قلم در دست گیریم، دوستان عذر مرا بپذیرید!
بسیار گله کرده اید که چرا کم می نویسم!
دیشب،نیمه های شب، حال خوشی داشتم، اشکی جاری و سخنی با محبوب، در اوج اشک و ندبه و دلدادگی، مادر از کاظمین تماس گرفت که :" همه جا برایت دعا کردم، پدرت هم در نجف و کربلا و کاظمین برایت دعا کرد و فردا عازم سامرا هستیم و در سرداب مقدس برایت دعا می کنم"
دیدم چه محبوبی داریم ما، هنوز اشکهایت بر گونه جاری  است که از بغداد به دادت می رسند و می دانید که دعای مادر چه می کند...!

مهدی خزعلی

1393/2/15

افزودن نظر


Joomlart