جمعه, 04 فروردين 1396

آزادی مرزبانان مبارک

نامه الکترونیک چاپ PDF

آزادی مرزبانان مبارک

آزادی چهار سرباز بیگناه خوشحالمان کرد اما جای خالی یکی هرگز پر نمی شود، مسئولیت این ترور و گروگانگیری به عهده کسانی است که باب گفتگو را بسته اند، کسانی که بذر خشونت پاشیدند و امروز خشونت درو می کنند، هرگز نمی خواهیم تروریست را تبرئه کنیم، نمی خواهیم جواز گروگانگیری صادر کنیم! اما می خواهیم بگوییم که جمشید دانایی فر قربانی سوء تدبیر چه کسانی شد !

آن روز که خانواده منتقد را به گروگان گرفتیم تا به کشور باز گردد، او را به گروگان گرفتیم!

آن روز که قبر بتون ریزی شده دانشجوی کرد را نشان مادرش دادیم، جمشید را دفن کردیم!

آن روز که اجازه احداث مسجد به اهل سنت ندادیم، اجازه قتل او را صادر کردیم!

آن روز که اجازه نماز عید به دیگران ندادیم، نماز میتش را خواندیم!

آن روز که پس از 30 سال با منت و در حاشیه سفر رهبری به کردستان اجازه دادیم که برادران اهل سنت اذان بگویند، تلقین مرزبان را خواندیم!

آن روز که وزیر کشور گفت: ما برای استانداری یک فرد بومی پیدا نکریدیم، سربازمان فدا شد!

آن روز که حاضر نشدیم حتی وزیر ورزش ما اهل سنت باشد، دانایی فر شهید شد!

آن روز که کلاس قرآن مسجدی در سنندج را بستیم و همه را به بند 209 بردیم، جمشید را ذبح کردیم!

آن روز که مولوی را ممنوع الخروج و ماموستا را در حبس و حصر کردیم، او را به اسارت فرستادیم!

مسئولین بدانند که خون جمشید ها بر دوششان سنگینی می کند، باید بیاموزند حسن تعامل با همه اقوام، ادیان و مذاهب را! عزیزان ما در خطرند و علت العلل بی تدبیری رجال سیاسی ماست!

خانواده جمشید هم فردا مثل شهدای هسته ای نیایند با یک مصاحبۀ نمایشی، خدای ناکرده آب به آسیاب دشمنی ها بریزند، باید دشمنی را از ریشه کند. ریشه درد را باید یافت و درمان کرد، هی نگوییم وهابیت چنین و چنان می کند، ببینیم ما چه کردیم، ما برای مردم مظلوم بلوچستان چه آوردیم؟

علمای اهل سنت در خاتمه این گروگانگیری تلاش زیبایی کردند و این رابطه باید همواره در راستای وحدت بین مذاهب استوار بماند، اینطور نباشد که در این سختی ها به یاد آنها بیافتیم و از فردا فراموششان کنیم.

اگر علما و بزرگان و ریش سفیدان سیستان و بلوچستان همراه باشند، هرگز تروریست ها پایگاهی و بهانه ای برای تندروی و خشونت نمی یابند.

بریدن سر ریگی هم درمان درد نشد، بیایید با آشتی ملی، دست برادران اهل سنت و بلوچ را بفشاریم و بجای چنگ و دندان نشان دادن، به صلح و دوستی بیاندیشیم، فراموش نکنیم که غائله کردستان به دست مردم کرد حل شد و این پیشمرگان کرد مسلمان بودند که در برابر تجزیه طلبان ایستادند، باید خود اقوام و مذاهب در بربر عناصر خودسر و تندرو بایستند، هر فشار خارج از قومیت و مذهب، شائبه جنگ قومی و مذهبی را دامن می زند، باید مدیریت بحران در بلوچستان را به مولوی عبدالحمید سپرد و او پرچمدار صلح و دوستی و آشتی ملی باشد.

مولوی عبدالحمید در این سال ها همواره در کنار برادران شیعه منادی وحدت بوده است و خواهد بود.

امیدواریم این آخرین حادثه تلخ در سیستان باشد و روزهای خوش آشتی را با برادران بلوچ خویش جشن بگیریم، سپاه هم دنبال انتقام نباشد و اقتدارش را چون نبی اکرم (ص) در عفو بجوید.

فرقی نمی کند، آنکه شما می کشید هم یک ایرانی است، باید ریشه این اختلاف برچیده شود و همسر و مادر جمشید هم می خواهند که جمشید آخرین شهید این بلوا باشد. البته اگر زودتر راه ریش سفیدی پیش می گرفتید، اینک جمشید هم در میان ما بود، حضرات فکر کنند اگر او فرزند یک مسئول بالارتبه بود، همین گونه عمل می کردید؟

به امید بازگشت صلح و دوستی در بلوچستان

1393/1/15

مهدی خزعلی

 

 

افزودن نظر


Joomlart