شنبه, 25 آذر 1396

جا مانده کاروان باکری و همت ( شعری از فرشاد اسود)

نامه الکترونیک چاپ PDF

 

 

 

 

 

 

 

 

این شعر و تصویر رافرشاد اسود برای سایت ارسال نمود،

محبت اوست در دوران حبس و اعتصاب غذا  :

با آرزوي سلامتي و آزادي مرد هميشه سنگر نشين

جا مانده ي كاروان باكري و همت

شرف جنبش سبز دكتر مهدي خزعلي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

قطعه شعری زیبا برای بسیجی خیبر، مهدی خزعلی ( چمران نیوز)

خدايا اين دل امشب بي قراراست

ز رنج لاله اي اندوهبار است

به روزي با لبي خندان برفتي

تو گويي روح از جانم برفتي

قسم دادي كه من اينجا بمانم

خدايا اين قسم سوزانده جانم

قسم دادي و صبري هم نكردي

دل بشكسته را مرهم نكردي

قسم دادي و رخش خويش راندي

دم آخر نگاهم را نخواندي

نگاهم حسرت و اندوه و غم بود

فراقت نازنين آخر ستم بود

مگر عهد و وفا با من نبستي ؟

چرا سرگشته ي جام الستي ؟

شراب عشق را با من نخوردی

مرا تا وادی رندان نبردی

من و شهر جفا كاران به ملت

تو همواره پي ديدار " همت "

من سرگشته را در خانه هشتي

به روي قلب اين را هم نوشتي

شجاعت چاره روييدن توست

ره آزادگي "پوييدن" توست


رفيقان! مرا هم دست گيريد

دو دستي را كه تبدار است بگيريد

مرنجانيدم از درد جدايي

دلم بشكست از اين بي وفايي

دلم بگرفت باز از غربت و غم

درون سينه مالامال ماتم

صداي " باكري " در شهر پيچيد

كه " مهدي " بايد از اين دهر كوچيد

فرشاد اسود - سربازي از ديار باكري

..........................................................................................

با سپاس ویژه از فرشاد عزیز و چمران نیوز


افزودن نظر


Joomlart