شنبه, 09 ارديبهشت 1396

پانزدهمین نشست سرای اهل قلم (ولایت فقیه)

نامه الکترونیک چاپ PDF

میهمان این هفتۀ(91/8/2) صندلی سبز، آقای علی شکوهی فعال سیاسی و مطبوعاتی بود، او در کارنامه خود کوله باری از تجربه مطبوعاتی دارد، عضو سابق تحریریه کیهان، سردبیر نشریه ارزشها، عضوتحریریه نشریه صبح، مدیریت وبسایت فردا، عضو تحریریه بینش سبز، انتخاب، جام جم، بازتاب، و رادیو گفتگو بوده است، اینک دیدگاههای خود را در وبسایت "نقد زمانه" می نویسد، در انتخابات دهم از اصولگرایان حامی میر حسین موسوی و عضو شورای سیاستگذاری ستاد موسوی بوده است.

درآغاز جلسه بیانیه جمعی از فعالان سیاسی (160 نفر) و بیانیه "جبهه آزادی" برای دعوت به راهپیمایی صلح ودوستی در 13 آبان قرائت شد، سپس دکتر مهدی خزعلی یاد و خاطره استاد شهید احمد قابل را گرامی داشته ودر هفتمین روز اعتصاب غذای نسرین ستوده، مقاوت او را ستود و برایش موفقیت و مقاومت تا رسیدن به خواسته های مشروعش را آرزو کرد، در ادامه به سئولات پیرامون مسئله کمپین " راهپیمایی صلح" در 13 آبان پاسخ گفت و بر مسالمت آمیز بودن راهپیمایی و پیام صلح جهانی آن تاکید کرد، اینکه دوستان یا با نماد سبز صلح بیایند و تاکید بر پرهیز از هر گونه شعار له یا علیه هر کسی!

در واقع نماد سبز صلح و سکوت وجه تمایز ما از دیگرانی است که فریاد جنگ و مرگ سر می دهند!

در ادامه جلسه آقای علی شکوهی بحث مبسوط و جامعی از ولایت فقیه ارائه نمودند ، ابتدا با ذکر جمله ای منتسب به کسروی که گفته بود " این ملت یک حکومت به آخوندها بدهکار است" گفت : واگر بد عمل کنند شاید روحانیت برای همیشه از صحنه سیاسی کشور کنار رود، مثل مجاهدین خلق و سلطنت طلب ها...

سپس به نقل آرای علما و فقها پرداخت و گفت:" نظریه امام یک اصل بدیهی و روشن حکومت در زمان غیبت بود" اما طرفداران ولایت فقیه به جایی رسیدند که گفتند:" فقهای سابق که نظریه حکومت دینی را نمی فهمیدند، پس از فقه چه می فهمیدند؟"

وی از آیت الله منتظری به عنوان بانی اصلی این نظریه در انقلاب یاد کرد و گفت: بیشترین نقد را به پیش نویس قانون اساسی آیت الله منتظری نوشت.

او با اشاره به کتاب ولایت فقیه آیت الله صانعی ، نظرات او را تند تر از طرفداران فعلی این نظریه دانست. یا اشاره داشت به مصاحبه آقای موسوی خوئینی ها با روزنامه کیهان و نظرات او که باز نظراتی در راستای ولایت مطلقه است و یا مقالات آیت الله آذری قمی در باب ولایت مطلقه فقیه در رسالت...

وی گفت که نظریه ولایت فقیه سه محور را طرح می نماید که: 1- انسان ها نیازمند حکومتند  2- اسلام دین حکومت است و با مسیحیت تفاوت ماهوی دارد 3- اگر فقیه وجود دارد نباید زعامت اجتماع را به غیر فقیه واگذار کرد

وی در پاسخ به دکتر خزعلی که این ولایت مقید است یا مطلق، آسمانی است یا زمینی، به نوعی آنرا مقید به اصول دانست، اما قدرتش را محدود نکرد ولی آنرا آسمانی  نمی دانست. اما ...

او افزود: فهم رایج از ولایت فقیه باید تغییر کند، هر چه دموکراتیک تر شود کاملتر و بادوامتر می شود، و هر چه از مردمسالاری دینی دورتر شود و چرخش قدرت و نقد قدرت و تحمل مخالف کمتر شود، به همین میزان بر ناکارآمدی افزوده و اعتبار نظری آن را کاهش می دهیم و این به اصل دین هم ضربه می زند!

وی در پاسخ دکتر خزعلی که می گفت:" مردمسالاری دینی یک فریب است و اسلام خود دموکراتیک است وعین دموکراسی است و تا مردم نخواهند حاکم نمی شود و قید به دموکراسی غلط است، حال هر قیدی که باشد و این در واقع پیش فرض گذاشتن بر دموکراسی است!"

آقای شکوهی گفت:" دین و دموکراسی با هم قابل جمعند و مردمسالاری دینی متناقض نیست، او گفت بسیاری از ساز و کارهای مدرن را می توان در یک جامعه دینی به کار گرفت و کارآمد کرد"

وی افزود که معتقد به جدایی دین از سیاست نیستم و آفت جمهوری اسلامی چیز دیگری است! درواقع اگر بگویند قانون اساسی ایران ناکارآمد است،  می گویم که قانون اساسی پیاده نشده است که ناکارامد باشد!

در خاتمه گفت:" امروز برای مقابله با هجمه دین و سوء استفاده حاکمان از دین، راهی جز دین وجود ندارد!"


نشست با پرسش و پاسخ و بحث آزاد حاضران تمام شد و حتی جوانی تند اعتراض کرد که مورد نقد همه اعضای سرای اهل قلم واقع شد، و ما هم از جناب شکوهی بخاطر لحن آخرین سئوال یک شرکت کننده عذر می خواهیم، هر چند که جناب شکوهی او را با روی باز و خوش پاسخ گفتند و هرگز آزرده نشدند، اما ما آزرده شدیم و دوست جوانمان هم عذرخواهی کرد. دوست دیگری که در جلسات قبلی از میهمان دیگری سئوال تند کرده بود، دیروز جعبه شکلاتی آورد و عذرخواهی کرد، اگر ما هم با مخالف خود تندی کنیم، چه تفاوتی با جناح حاکم و انحصارطلب و چماقداران و عناصر خود سرش داریم، او هم هو و مسخره می کند، داد می زند و چماق به دست و لباس شخصی دارد! ما ممکن است کلام زیبای مخالف را با کف تشویق کنیم، اما کلام زشت او را هو نمی کنیم، فقط می شنویم، این را اینجا می نویسیم، که همه اعضا بدانند، در سرای اهل قلم، مخالف اندیشه را نه تنها تحمل که باید تکریم کنیم، ما گرد هم آمده ایم تا رو در رو به تبادل اندیشه بپردازیم، من از جناح مخالف می خواهم دعوت کنم، آقای شکوهی که همفکر و همراه و هم اندیشه ماست، من از حاج حسین الله کرم که دعوت کردم، تضمین دادم که در اینجا تکریم شود و در حوزه اندیشه به بحث بنشینیم.

فضای سرا به گونه ای است که اگر کسی نقدی را با لحنی غیر دوستانه بگوید، همه آزرده می شوند و بحث را ادامه نمی دهند، در سرای قلم سخن خویش می گویند و سخن مخالف را می شنوند، مجادله در سرای اهل قلم راهی ندارد، خط قرمز سرای قلم توهین و مجادله است، که هر دو کار جهال است!

باز هم به همه اصحاب اندیشه و قلم  و اعضای سرای اهل قلم و خودم توصیه می کنیم که حرمت میهمان را پاس بداریم و نقدمان را در کادویی زیبا تقدیم نماییم و دلیلی ندارد که اندیشه ما یکسان باشد و یا دیگری اندیشه ما را بپذیرد، و باید تمرین کنیم که بیشتر بشنویم تا بگوییم.

هر کس بخواهد اندیشه خود را بر دیگری تحمیل نماید، دیکتاتور است....

2/8/1391

سرای اهل قلم

*** جلسه بعد سه شنبه 9 آبان

***موضوع: اشغال سفارت آمریکا


*** گزارش جلسه پانزدهم که در روزهای سخت و ترس و ارعاب برگزار شد، زمانی که تنها جلسه بحث علمی و سیاسی در سرای اهل قلم تشکیل می شد، همه محافل تعطیل بود، حتی دعای کمیل و ندبه و مراسم ختم و ترحیم و تشییع و ... نیز برگزار نمی شد. مجمع عمومی احزاب هم برگزار نمی شد، در آن فضای سنگین به حول و قوه الهی در این سرای، اهل قلم موسسه به گفتگوی آزاد می پرداختند....!

اما گزارش این نشست به انتشار نرسید و نهم آبان 91 آن شد که گذشت...

 

افزودن نظر


Joomlart