دوشنبه, 08 خرداد 1396

فدای لب تشنه علی اصغر حسین(ع)

نامه الکترونیک چاپ PDF

دیشب پای صحبت استاد اسدی گرمارودی رفتم، مجلس پر و پیمانی است، شام ندارد، به جایش تا بخواهی جمعیت تشنه معارف اهل بیت، گوش تا گوش نشسته و از زلال معارف اهل بیت سیراب می شوند، آنجا غذای روح است...

استاد با شور و حرارت از حسین و نهضتش می گوید، با آیه و روایت، بحث عقلی و نقلی آراسته به تحلیل نیکو، خستگی و ملال روضه خوان ها و مداح های بی سواد را از تن بدر می کند.

آنجاست که با مکتب اسلام به دور از پیرایه ها  آشنا می شوی ...

در پایان سخن به مناسبت شب شب هفتم محرم - که رسم است ذکر مصیبت طفل شش ماهه حسین را بخوانند - استاد اسدی از تلظی علی اصغر حسین سخن می گفت و باز من به سلولم رفتم...

می گفت وقتی ماهی از آب بیرون می افتد، بالا و پایین می جهد و عرب به این تلظی نمی گوید، اگر ماهی را این موقع به آب برگردانی زنده می ماند، بعد بی حال شده و گاهی این پهلو و آن پهلو می شود و باز هم اگر به آب برگردانی زنده می ماند، اما به جایی می رسد که آرام دهانک می زند و در این شرایط اگر به آب برگردانی هم زنده نمی ماند و عرب به این می گوید تلظی، ابا عبدالله الحسین خطاب به لشگر کوفه می گوید ببینید که این کودک از تشنگی تلظی می کند، معنایش این است که چه آب بدهید، چه آب ندهید او می میرد، در واقع این بیان تشنگی علی اصغر و حال وخیم او یک اتمام حجت بر لشکر کوفیان است...

با خود گفتم، آنها آب را بر حسین و اصحابش بستند، اما من در انفرادی خود بر خود آب را حرام کردم تا در این شرایط و عطش و بحران، مظلومیت این مردم را فریاد کنم و حجت را بر ابن زیاد و عمر سعد و شمربن ذی الجوشن و یزیدبن معاویه تمام کنم...

غمی نبود و همه چیز را زیبا می دیدم همان گونه که زینب سلام الله علیها فرمود:" ما رأیت الا جمیلاً" و این که همه در محضر خدا بود و او می دید، کار را بر ما آسان می کرد...

راستش مصائب ما در برابر مصائب حسین و زینب هیچ است، هیچ...

اما سخت ترین دردها روزی بود که گفتند: آنگاه که دوستان سرای اهل قلم به پدر می گویند:" حال فرزندت مهدی وخیم است!"  می گوید:" اگر بمیرد هم برای من مهم نیست، او گفته فلانی سواد ندارد!"  من به یاد ندارم که چنین حرفی زده باشم...! اما این جمله پدر از هر زخم کاری بر تن من کاری تر بود و دلم را شکست و جگرم را در آن تشنگی آتش زد...

اما باز هم رفتم و دستش را بوسیدم و باز چنین خواهم کرد و برایش دعا می کنم که بماند و همانطور که احمدی نژاد را شناخت، باقی را هم بشناسد...

ان شاء الله

مهدی خزعلی

1392/8/20

افزودن نظر


Joomlart