سه شنبه, 31 مرداد 1396

اسماعیلت را به منای عشق ببر

نامه الکترونیک چاپ PDF

اسماعيل تو کيست؟  مقامت؟  آبرويت؟ موقعيتت؟ شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ باغت؟ اتوموبيلت؟ معشوقت؟ خانواده ات؟ علمت؟ درجه ات؟ هنرت؟ روحانيتت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانيت؟ زيباييت؟ ...

من چه مي دانم ؟ اين را تو خود می دانی و تو خود آن را، او را ، هر چه که هست و هر چه هست، بايد برای قربانی انتخاب کنی. من فقط مي‌توانم نشانيهايش  را به تو بدهم:

آنچه تو را در راه ايمان ضعيف مي‌كند، آنچه تو را در رفتن، به ماندن می خواند، آنچه تو را به خود بسته و نگه داشته است، آنچه دلبستگيش نمی گذارد تا پيام را بشنوی و حقيقت را اعتراف کنی، آنچه تو را به فرار می خواند و به توجيه و تاويل‌های مصلحت جويانه مي‌کشاند، "آنچه عشق به او کور و کرت می کند"

ابراهيمی و ضعف اسماعيليت تو را بازيچه ابليس می سازد، در قله بلند شرفی و سراپا فخر و فضيلت، در زندگيت تنها يک چيز هست که برای به دست آوردنش از بلندی فرود می‌آيی و برای از دست ندادنش همة دستاوردهای ابراهيم وارت را از دست مي‌دهی، او اسماعيل توست، اسماعيل تو ممکن است يک شخص باشد، يک شی، يک حالت، يک وضع و حتی يک نقطه ضعف!

اسماعيل تو ممکن است زنت باشد، شويت، شغلت، شهرتت، شهوتت، قدرتت، موقعيتت، مقامت، ... هر چه در چشم تو، جای اسماعيل را در چشم ابراهيم دارد هر چه پيوند لذتی شده است که تو را به ماندن با خويش می خواند همانکه با ابليس هم داستان می شود تا نگهش داری همانکه برايت عصيان در برابر فرمان ايمان و فرار از زيربار مسئوليت سنگين و دشوار را توجيه می‌کند

"هرچه و هرکه تو را نگه می دارد تا نگهش داری"، اينها نشانی‌های اسماعيل است، تو خود آنرا در زندگيت بجوی، بردار و ذبح کن که ذبح گوسفند بجای اسماعيل قربانی است و ذبح گوسفند بجای گوسفند قصابی! ........................................................................................................................................

دوسال پیش این پست را گذاشته بودم، امشب داشتم تلفنی برای کسی می خواندم، گفتم:" فکر می کنی این متن از کیست؟" گفت:"از خودته؟"  عرض کردم:" بلی، حرف دل من است، اما شریعتی آن را روز الست از من ربوده است! "

راستش چه زیباست، بیایید این عید قربان اسماعیلمان را قربانی کنیم، جاه است، مقام است، قدرت است، ولایت است، حب فرزند، حب ریاست، دوست داریم ما را پس از مرگ تکریم کنند، فلان مقام به تشییع ما بیاید، حضرت آقا برایمان پیام تسلیت بفرستد، ما را آیت الله بخوانند، بچه های ما پس مرگ به زحمت نیافتند، رزق مان تنگ نشود، خدم و حشم و راننده و پاسدار داشته باشیم، برای همه این ها نکند دینمان، آخرتمان، دنیایمان، محبوبمان، معشوقمان، مونسمان، انیسمان، رفیقمان، شفیقمان و در یک کلام خدایمان را از دست دهیم...!

پدر جان، تو را به روح شهیدت حسین، اسماعیلت را به قربانگاه ببر،  فردا عید قربان است، نترس، دین و نظام و ولایت و آبرو و غیره و ذالک بهانه است، اینها همه منزلگه و وسوسه شیطان است، هر کس را به طریقی می فریبد، خواجه را با ذکر حق آنقدر فریب می دهد که از یک جمله استرجاء برای سید الشهداء، تا آخر عمر استغفار می کرد، که چرا خبر شهادت حسین او را از ذکر حق بازداشت!

پدر جان؛ دوستت دارم و تا حق را نشنوی و نپذیری آسوده نخواهم گرفت، روزی که همان پدر مبارز قبل از انقلاب شوی، به تو می بالم و افتخار می کنم.

یادت آید در تبعیدگاه دامغان به قصابی رفتیم، به قصاب گفتی چرا عکس شاه را نصب کرده ای؟ او گفت: مجبورمان می کنند! و تو گفتی: یکی را مجبور می کنند، چرا دوتا؟!

باور کن عین گفتگوی تو با قصاب را همه روزه با کسبه کوچه و خیابان دارم و همه می گویند: " مجبورمان می کنند!" و این جای بسی تاسف است...

بالاتر بگویم، صاحب یک استخر می گفت:" مامور اماکن آمده و می گوید این عکس حضرت آقا را عوض کن، معنویتش کم است!" و صاحب رند استخر در پاسخ گفته بود:"شما در عکس آقا معنویت نمی بینید؟ من می بینم" و مامور اماکن که متهم به ندیدن معنویت در تمثال مبارک آقا شده بود، دمش را روی کولش گذاشته و رفته بود!

قنادی تازه تاسیسی می گفت:" مامور اماکن آمده که چرا عکس حضرت آقا نداری؟ ، به او گفتم فرستاده ام قاب سازی تا یک قاب نفیس برایش درست کنند و ناچار شدم بروم و یک قاب نفیس بخرم!"

پدر جان؛ بنایمان این نبود، اجبار مردم برای نصب عکس مسئولین، شرم آور است...!

پدر جان؛ اسماعیلت را به منی ببر... عاشق باش... دیده بگشا... جلوه حق را در ابراهیم بنگر و بس... فردا ابراهیم با حضرت حق عشق بازی می کند و اسماعیل در قربانگاه تسلیم و رضا را به تصویر می کشد...

دغدغه فرزند و. عیال و خانمان و جاه و جلال و پست و مقام فرو بگذار و بگذر... این قافله بیراهه می رود و هر چه تندتر از مقصد دورتر...!

والسلام علی من اتبع الهدی

مهدی خزعلی

1392/7/23

افزودن نظر


Joomlart