چهارشنبه, 01 شهریور 1396

سخت است ، دلبرا ؛

نامه الکترونیک چاپ PDF

سخت است ، دلبرا ؛

چگونه تو را تنگ در آغوش خود کشم ؟

که همسنگران مرا     بر بند کشیده اند

سخت است ، دلبرا؛

چگونه بوسه گرمی زلعل تو

برچینم ؟

که مردان مرد

بوسه به زنجیر می زنند ؟

سخت است ، دلبرا ؛

چگونه دست نوازش

به روی تو ؟

که یاران یار را

نوازش به شمشیر می کنند ؟

سخت است ، دلبرا ؛

چگونه جامه زتن می کنی ؟

که دوش

پیراهن عفافِ دختران تو را

پاره کرده اند !

سخت است ، دلبرا ؛

 

سخت است ، دلبرا ؛

چگونه تو را تنگ در آغوش خود کشم ؟

که همسنگران مرا

بر بند کشیده اند

سخت است ، دلبرا؛

چگونه بوسه گرمی زلعل تو

برچینم ؟

که مردان مرد

بوسه به زنجیر می زنند ؟

سخت است ، دلبرا ؛

چگونه دست نوازش

به روی تو ؟

که یاران یار را

نوازش به شمشیر می کنند ؟

سخت است ، دلبرا ؛

چگونه جامه زتن می کنی ؟

که دوش

پیراهن عفافِ دختران تو را

پاره کرده اند !

سخت است ، دلبرا ؛

چگونه در بسترِ نرم

 

آسوده می شوی ؟

که فرزند ما دو تا

در سنگفرش سخت قفس

تنها و بی کس است !

سخت است ، دلبرا ؛

چگونه زگرمای  تنت

گرم می شوم ؟

که تن رنجور جوانکی

در سرمای انفرادی

فسرده است !

سخت است ، دلبرا ؛

چگونه تو را ناز می کنم ؟

که دخترکان سبز را

به شلاق و تازیانه

نوازش نموده اند !

سخت است ، دلبرا ؛

چگونه محو جمالت شوم !

که زیبای شهر ما

در بستر زشتانِ زشتِ زشت

خفته است !

سخت است ، دلبرا ؛

چگونه در کمند زلف تو

مبتلا شوم ؟

که جوانان این دیار

در کمند دیو سیاهند ، مبتلا !

سخت است ، دلبرا ؛

چگونه گلم را به ناز ببویم ؟

که یارانِ اسیر ما

از بوی تن خویش

در رنج و در عذاب !

سخت است ، دلبرا ؛

چگونه تیر نگاهت به جان خرم ؟

که سینه عشاق

به تیر داغ

دریده اند

سخت است ، دلبرا ؛

چگونه به محراب ابروت

سجده کنم ؟

که در سجده هم

فرق مصلین شکسته اند

سخت است ، دلبرا ؛

چگونه دست در دست هم

به چمن زار می شویم ؟

که شیران بیشه را

دست بسته اند !

سخت است ، دلبرا ؛

چگونه پا به پای تو

به سماع بر خیزم ؟

که پای دلیران شکسته اند !

چگونه پهلوی یار بنشینم ؟

که پهلوی پهلوانان شکسته اند !

سخت است ، دلبرا ؛

چگونه به کنار تو آیم و

صفا کنم ؟

که اهل صفا

همه بر کنار شدند !

چگونه با تو وفا کنم ؟

که اهل وفا

همه بی وفا شدند !

سخت است ، دلبرا ؛

چگونه نرد عشق ببازم ؟

که عاشقان پاکباز

همه جان باخته اند !

چگونه عاشقی کنم ؟

که رسم عاشق کشی

بنیاد کرده اند !

سخت است ، دلبرا ؛

چگونه نیا شوبم ؟

که شهر، آشوب است !

سخت است ، دلبرا ؛

چگونه حلقه به دستت کنم ؟

که دو انگشت سبز را

ببریده اند !

سخت است ، دلبرا ؛

چگونه بر تو بپیچم ؟

که نسخه دلبران پیچیده اند !

چگونه با تو برقصم ؟

به ساز که ؟!

سخت است ، دلبرا ؛

چگونه زلال آب

از دستان مهربان تو گیرم ؟

که تشنگان ما

خونابه بر لب

دعا کنند !

سخت است ، دلبرا ؛

چگونه آرام بنشینم

از کهریزک و اوین

فریاد استغاثه

تا بیت می رسد !

سخت است ، دلبرا؛

سخت است، سخت

دکتر مهدی خزعلی ( باران ) 17/10/88

افزودن نظر


Joomlart