چهارشنبه, 09 فروردين 1396

گوساله مشدی علی !

نامه الکترونیک چاپ PDF

بزغاله ها ؛ بع بع

گوساله ها ؛مو ، مو

بیان با هم دعا کنیم

خدامونو صدا کنیم

دعا کنیم بارون بیاد 

بارون سبز !

تا همه جا سبز بشه

دشتهایی ، همه سبز

کوههایی ، همه سبز 

بزغاله ها ؛ بع ،  بع

گوساله ها مو ،  مو

دراز کنیم سوی خدا، دستامونو

همه با هم  صدا کنیم، خدامونو

بع بع ، مو ، مو !

ازش بخوام بارون بیاد

شَر ،  شَر

سرما بره بهار بیاد

تا پشت در

بزغاله ها ،  بع بع

گوساله ها مو ،  مو

داره میاد ،  داره میاد

بوی بهار ،  داره میاد

بوی علف

بوی نم

بوی بارون

نمی شنوین بارون میاد

رو بوم زندون

صداش میاد

از توی ناودون

بزغاله ها ؛  بع بع

گوساله ها ؛مو ، مو

بیان جلو ، بیان جلو

بوی هوای تازه

از زیر در که بازه

بوی علف، بوی یونجه،

بوی شبدر، گل بابونه

وَه، چه صفایی داره

بوی پونه

همیشه به یاد می مونه

خُرفه ! چه آبی داره

خستگی رو،  در میاره

خسته شدیم از این قفس

از آغل و تنگ نفس

بزغاله ها؛  بع بع

گوساله ها؛ مو ،مو

آغل ، چه دلگیر شده

بوش هم نفس گیر شده

دیگه، صدا در نمی یاد

صدا چیه !

دیگه نفس در نمی یاد

روزی یه بار

در آغل که وا می شه

تا جیره اجباری مون

همون کاهِ ، زردِ پارسالی مون

بیاد توی آخورمون

از لای در، باد بهار

می خوره به جسم و تنمون

زنده می شه، تازه می شه

روح و جونمون

چه نوایی داره این بهار

می گه: خونه دارو بچه دار

زنبیل و بردار و بیار!

بوی ریحون، بوی نعناع

بوی سبزی های کوهی

بوی لاله، بوی زنبق

بوی کوکب، بوی نرگس

گل لاله عباسی

تا ندویی ، نمی رسی

بوی دشت پر شقایق

واسه بزغاله عاشق

چه صفایی داره !

بزغاله ها ؛ بع بع

گوساله ها ؛ مو ، مو

جای ما کنج قفس نیست

ما که آزاد بودیم

توی صحرا

توی دشت

ما که دلشاد بودیم

با نوای نی و چنگ

چرا هیچی نمی گین؟

توی این آغل تنگ

بزغاله ها ؛ بع بع

گوساله ها ؛ مو ، مو

باید یه کاری بکنیم

بیان، با هم صدا کنیم

عمو چوپونو بیدار کنیم

آهای عمو، آهای عمو

بع بع ، مو ، مو

بیا به دادمون بر س

مردیم از این تنگ قفس

بزغاله ها ، گوساله ها

همه با هم صدا کنیم

نکنه عمو خواب بمونه

بع بع ما موموی

باز بی حساب بمونه !

آهای عمو، آهای عمو

بیدار شو !

قفل و کلونو وا کن

بزغاله ها رو رها کن

برن میون صحرا

بپرن اینور، اونور

سر بکشن به هر ور

شاد بشن، شادی کنن

احساس آزادی کنن

بزغاله ها ، بع بع

گوساله ها ، مو ، مو

صدا کنین، صدا کنین

خواب عمو سنگینه1

نکنه که خواب بمونه

قندی تو حصر بمونه !

گوساله مشدی علی؛

تو، خیلی ول مُعطلی

چرا صدات در نمیاد

از این آغل خوشت میاد

خودت خری !

تو این قفس تو آخری !

تو هم یه جور خار و خسی !

فکر می کنی،خیلی کسی !

اگه صدات در نمیاد..

تو هم نفس گیر برات...

توی این طویله، دلت خوشه

که جات تویِ "وی آی پی" شِه

تو هم داری کاه می خوری

بدتر، گاهی وقتا

یه کمی گه می خوری...!

اما چرا ؟

بَه بَه و چَه چَه می کنی؟

ملچ ملوچ واسه چیه

جدا شدی از همه ما

دروغ می گی، دروغگو

یه لقمه کاه خشک و

یک سطل آب ناجور

می ارزه که یه عمری

اسیر بشی تو زندون ؟

بیا تو هم با ما باش

گوساله خدا باش

اگه همه با هم باشیم

یک دل و یک صدا باشیم

چوپونو بیدار می کنیم

در آغل و وا می کنیم

نگین چوپون تو خوابه

رؤیاهاشَم سرابه

اگر صداش نکردیم

اونو بیدار نکردیم

همگی مون تو بندیم

خیلی هامون می میریم

اونی که زنده مونده

آخرش هم تو بنده !

بزغاله ها ؛ گوساله ها ؛

یکصدا !
بع بع ، مو مو

بع بع ، مو مو


1388/10/15


مهدی خزعلی (باران)

...........................................................................................................................................................

*** باز انتشار به مناسبت 9 دی ماه که ما را بزغاله و گوساله خواندند...! ***

افزودن نظر


Joomlart