دوشنبه, 07 فروردين 1396

نوزدهمین نشست سرای اهل قلم ( تحزّب )

نامه الکترونیک چاپ PDF


نوزدهمین نشست سرای اهل قلم به نقد کتاب"تحزب از منظر عقل و دین" اختصاص یافت، در این نشست آقایان دکتر صادق زیبا کلام ، دکتر محمد جواد حق شناس، دکتر مهدی خزعلی، احمد حکیمی پور، اکبر اعلمی ، مرشدی، حسین میرزازاده منفرد، یاشا امیدی و دکتر رحمت الله بیگدلی شرکت داشتند.

مولف (حجة الاسلام و المسلمین رحمت الله بیگدلی) به معرفی کتاب پرداخت و گفت که مردم فوبیای تحزب دارند و از حزب می ترسند، همه سیاستمداران هم قبل از انتخابات به دنبال حمایت احزابند و پس از انتخابات افتخار می کنند که بگویند"وامدار هیچ حزبی نیستیم!" وی افزود که استبداد کهن باعث شده که مردم خودشان یک دیکتاتور کوچولو شوند!
کتاب می خواهد بگوید که عقل و دین تحزب را تایید می کند و مخالفتی ندارد. هر چند آقای مصباح یزدی با تحزب مخالف است و می گوید که نظام ولایی(اسلامی) با تحزب نمی سازد، چون ممکن است تصمیم حزب با تصمیم ولایت در تعارض باشد!
از سویی تحزب در ایران واقعی نیست و گاهی احزاب ساخته قدرتند و  شریعتی بسیار زیبا دو حزب ساخته و پرداخته شاه را معرفی می کند که این دو مخالف هم نقش بازی می کردند و می نویسد:" حزب مردم مخالف ملت و حزب ملت مخالف مردم!"  و به زیبایی بیان می دارد که هر دو حزب مخالف مردمند!

دکتر صادق زیبا کلام در سخنانی گفت که تحقیق و بحث و پایان نامه تکراری بلا مانع است، حتی اگر تحقیق برای این باشد که ثابت کند که زمین روی شاخ گاو می گردد! و سپس در پاسخ این سئوال که چرا حزب در ایران ناکارآمد است؟ گفت: سه دلیل می آورند  1- عدم روحیه کار تیمی، مردم ما تکرو هستند و کشتی گیر و در ورزش های فردی مدال آورند! تا جایی که شما نمی توانید 2 نفر را متحد کنید تا با هم جیب نقر سوم را بزنند و 50، 50 بین خودشان تقسیم کنند!     2- به دلیل وابستگی احزاب مردم بی اعتمادند       3- کار ویژه حزب را روحانیت انجام می دهد و مردم توجهی به حزب ندارند.  اما من معتقدم که تکرو نیستیم و خیانت احزاب نیز جوک است، من بر این باورم که یکی از قویترین احزاب، حزب توده بود و وابستگی او به شوروی سابق ایدئولوژیک بود. و جبهه ملی هم همانقدر وابسته بود که سایر احزاب...
مهمترین مانع احزاب دیکتاتورها بودند، در ایران چند حزب غیرقانونی اعلام شد؟ چند حزب منحل شد و سرانش بازداشت شدند؟ و در هند و فرانسه و لبنان و ژاپن ظرف یکصد سال گذشته چند حزب منحل شده است؟
ایراد دیگر من به کتاب این است که حزب ربطی به اسلام و دین ندارد و اگر بخواهیم اعتبار آنرا از دین بگیریم، یک روزبا دین هم تعطیل می شود.

آقای اکبر اعلمی (نماینده سابق مجلس) گفت: اگر کتاب پاسخ به امثال مصباح است، خوب است، اما اگر برای مشروعیت بخشیدن به حزب است، خوب آقایان با هزار آیه و روایت در مقام نفی آن بر می آیند، و قابل دفاع نیست،  اینکه حزب ضرورت دارد شکی نیست، ولی تحزب با ولایت مطلقه فقیه سازگار نیست!  حزب دنبال قدرت است و در واقع حزب ماشین رسیدن به قدرت است  در حالی که در قانون اساسی ما تمام قدرت در ولایت فقیه متمرکز است!
برای جا انداختن حزب اول باید دموکراسی را جا بیاندازیم و گرنه تمام کاندیداهای حزب را رد صلاحییت می کنند!  مصوبات مجلس در راستای دموکراسی را رد می کنند! ما در مجلس که بودیم، عین متن اصل 168 قانون اساسی را به عنوان طرح تصویب کردیم و شورای نگهبان مغایر شرع و قانون اساسی اعلام کرد...!!!
نماینده سابق مجلس اضافه کرد که ما در ایران حزب نداریم و جریانات چپ و راست و اصلاح طلب و اصولگرا داریم که در فصل انتخابات فعال می شوند.


آقای امیدی خطاب به آقای اعلمی گفت: چرا آن زمان که مجلس بودید حرف نزدید و تنها خوئینی ها حرف زد و حتی مورد هجمه اصلاح طلبان واقع شد.... و آقای اعلمی در پاسخ گفت: ما همان روزها می گفتیم.


آقای منفرد: باید تکلیف را روشن کرد که نسبت به ولایت فقیه(امر مولوی) التزام عملی داریم یا خیر؟ و بهتر بود که نام کتاب تحزّب از منظر عقل و نقل باشد .


آقای بیگدلی: با تحزب باید جریان سازی کرد و اکثریت را برای خواسته ها و اصلاحات بدست آورد.


آقای حکیمی پور: به جای صحبت فردی بگذارید بحث بگردد...


دکتر حق شناس: سپس دکتر حق شناس با نقد جلسه و تذکر آئین نامه ای که از بحث نقد کتاب خارج نشوید،  نقد جامعی بر کتاب ارائه نمود وی بر سطر سطر یادداشت گذاشته بودند. نقد ایشان از تاریخ انتشار کتاب که چند سال گذشته است و کتاب مورد نقد بایستی جدید باشد، شروع شد و پاسخ آقای بیگدلی این بود که کتاب هنوز پخش نشده است، علی رغم انتشار...و در واقع عنوان کتاب و تحزب بحث امروز ماست.
وی افزود مقدمه آقای کروبی، آموزش نظری تشکیلات و باید ها و نبایدها وزنی به کتاب داده است، امیدواریم که ایشان خلاص شوند و باید از توجه ایشان به تحزب قدردانی نمود، هر چند گاهی عملکرد ایشان با مبانی حزبی مغایر بود.
موانع تحزب: استبداد کهن، نحله های متحجر، بیگانگان، فرار از کار جمعی، مخالفت علما، ناشناخته بودن تحزب شمرده شده است.
آقای حق شناس تذکر آقای منفرد را بجا و وارد دانست که نام کتاب باید "تحزب از منظر عقل و نقل" باشد و قرار دادن عقل در برابر دین خطاست و هرآنچه عقل حکم کند شرع حکم می کند.
تجربه قرن 13 و 18 انگلیس و فرانسه پایه تجارب متفکران بزرگ سیاسی شده است، اما در کتاب رفرنس داده نشده...
در باب اسلام و سیاست نقل از اخلاق ناصری و علامه جعفری در ص 28 و 29 کافی نیست و نمی توان نظر اسلام را با این دو خط بیان کرد... در جایی آمده است که از نظر اسلام سیاست امری مقدس است و دلیلی برای آن ارائه نشده است. تقسیم بندی مردمسالاری منبع ندارد و علمی نیست... باز نوشته اند که برخی بزرگان گفته اند از نظر اسلام تعدد احزاب مردود است و منبعی ذکر نشده...! در خط قرمز احزاب در اسلام از خوارج به عنوان یک حزب که اجازه فعالیت یافتند ذکر شده که حزب نبودند... ، جا داشت تا در کتاب فصلی به دیدگاه های امام اختصاص یابد و جایش خالی است...
در انگیزه تحزب، نوشته شده اگر انگیزه سیطره و قدرت باشد بد است، در حالی که حزب ماشین رسیدن به قدرت است.
مقاله پنجم کتاب بهترین است و منسجم است، در موضوع عدم دخالت نیروهای نظامی در احزاب.
مقاله ششم خلاصه چهار مقاله اول است...
نقد متقن و علمی و فنی جناب دکتر حق شناس با تقدیر و تشکر دکتر خزعلی و دکتر بیگدلی بدرقه شد و از ایشان بخاطر بذل توجه و وقتی که برای نقد سطر به سطر کتاب گذاشتند تجلیل بعمل آمد. دکتر حق شناس با بذل توجه و اهمیتی که به حضور و رسالت خود نمودند، درسی به همه حضار دادند که برای حضور در یک محفل علمی 7 ساعت وقت گذاشته اند و این اهمیت دادن به وقت دیگران است.


آقای مرشدی در موضوع ولایت فقیه گفت که قانون شده است و فلسفه آن کنترل استبداد است و جلال الدین فارسی آن روزها می گوید که باید دو دندان رسانه و نیروی نظامی را از دولت بکنیم و به رهبری بدهیم. اما این بخش نظامی خطرش از بخش دین کمتر است، در دولت روحانی اصلاح شد و قرار شد که نظامیان آلوده سیاست و اقتصاد نشوند و امیدواریم که چنین شود، اما بخش دین که امروز سطح سوادش هم پائین تر است، خطرناکتر است و می خواهد مخالف را با پرچم دین و امام حسین علیه السلام بر زمین زند،  جریانی در حوزه ادبیات دینی را مهندسی معکوس کرده و آقای مصباح ادبیات دینی جدیدی را طرح نموده است...! حجم خسارتی که جریان دینی به نام دین به اسلام زدند جبران ناپذیر است.

آقای حکیمی پور در ادامه گفتند: "مشکل در نظر نداریم، مشکل ما در عمل است، نظریه پردازی های خوبی داریم و مشکل در عمل و کار حزبی است و باید آسیب شناسی شود، فرصتی پیدا شده و عقلانیتی،  کسانی که فکر می کنند باید کار حزبی کرد الان وقتش است.

دکتر خزعلی گفت: تحزب یک ضرورت انکار ناپذیر است و چندی پیش که خدمت جناب آقای خاتمی بودیم ایشان فرمودند که ما هنورز مانده ایم که اول مرغ بود و بعد تخم مرغ یا اول تخم مرغ بود و ... و این قصه حزب و دموکراسی است که اول احزاب باشند تا دموکراسی شکل بگیرد و یا دموکراسی باشد تا در سایه آن احزاب تشکیل شود!  ولی من معتقدم که تلاش احزاب در همان روزنه های کوچکی که در حکومت های توتالیتر ایجاد می شود و مقاومت و استمرار موجب شکل گیری دموکراسی می شود و ما را به دموکراسی می رساند، باید حزب فراگیر تشکیل داد و اگر حزب را بستند و منحل کردند و اعضا را به زندان افکندند، حزبی دیگر تاسیس کرد و افرادی نو کار را پی گیری کنند تا به دموکراسی برسیم، باید فرهنگ حزب را جا انداخت، باید به خیرین مدرسه ساز و مسجد ساز و حسینیه ساز گفت که بروند و حزب بسازند، باید وجوهات شرعیه را صرف حزب کرد، اگر زمامداران و کارگزاران اصلاح شدند مسجد و مدرسه و حسینیه هم اصلاح می شود و اگر حاکم مستبد شد، مدرسه هم در خدمت استبداد می شود و در حسینیه هم ترویج ظالم می شود و در مسجد هم به نام دین برای یزید خطبه می خوانند!  من بر این باورم که اولین محل هزینه وجوهات شرعی و کار خیر و انفاق حزب است...
سرای قلم
1392/7/2












افزودن نظر


Joomlart