دوشنبه, 01 خرداد 1396

انگار پدر من 8 سال به این مملکت ... است!

نامه الکترونیک چاپ PDF

دوستی از سرداران دفاع مقدس می گفت، پسر احمدی نژاد در یکی از شرکتهای وابسته به سپاه کار می کند، صبح یکی از پرسنل در نمازخانه مشغول خوردن نان و پنیر - همات قوت لایموت محمودخان - بوده است که ابن المحمود از راه می رسد و بدجوری به او نگاه می کند، او لقمه را نجویده قورت داده و به دنبال زادۀ محمود می رود و صدایش می کند که بازگردد، و به او می گوید: " یک جوری نگاه می کنی که انگار پدر من 8 سال به این مملکت ... است!"

*** این هم برای طنازان که بدانند، درست است که محمود رفته اما هنوز چشمه طنز جاری است و مردمان با یاد او طنازی می کنند!

افزودن نظر


Joomlart