جمعه, 08 ارديبهشت 1396

شهید عطری نمونه ای از خرافه و عوامفریبی

نامه الکترونیک چاپ PDF

یکی از کرامت های دروغین و خرافه پردازی ها پیرامون یک شهید عزیز جنگ تحمیلی برای مردم آشکار و روشن شد، اما خرافه ها و کمالات و کرامات بسیاری از بزرگان را کسی جرأت نمی کند تبیین کند، مقاله ذیل مثل بسته های شعبده بازی است که در مغازه ها برای کودکان می فروشند تا با اسرار برخی تردستی ها و شعبده بازی ها آشنا شوند ولی پیر شعبده باز اجازه نمی دهد که دستش را باز کنند و اسرار کارش را مخفی نگاه می دارد تا همگان را مات و مبهوت سازد. باید ریشه این خرافات را زدود، اینکه حضرت آیت اللهی مدعی می شود که امام رضا(علیه السلام) آمد و آب دهانش را بر روی زبان جمع کرد و زبانش را در دهانم گذاشت و من از آن آب دهان مکیدم و هزار باب علم بر من گشوده شد...!، اینکه فلانی امام زمان روحی فداه و فاطمه زهرا سلام الله علیها را در خواب دیدند و چنین و چنان پیام دادند و یا شاه می گفت حضرت عباس دستش را گرفته تا از اسب نیافتد، یا کمرش را بسته است و توفیق هم آن زمان نوشت :" حضرت عباس که دست نداشت!" کاش توفیقی امروز بود و جرأت می کرد راجع به کرامات و کمالت رجال امروز هم چیزی بنویسد. یکی موقع تولد یاعلی گفته است! یکی وجودش ضد زلزله است! محل نشیمنگاه یکی را زیارتگاه می کنند!  یکی شفا می دهد، یکی هاله نور می بیند، یکی به امام زمان اقتدا کرده و نماز می گزارد، یکی هم سفره امام زمان می شود و برای امام بشقابی سر سفره می گذارد! یکی میثاق نامه اش را در چاه جمکران می اندازد و به اسم امام زمان چنین و چنان می کند و در وقت اضافی هم صندوق بیت المال را خالی می کند، آن یکی می گوید: یَد من یَد امام زمانی است و بیت المال را از خود می داند، وان دگری بی تعارف می گوید:"بیت الحال" متملقی هم بزرگترین و سرمایه دار ترین نهاد کشور را فدک رهبری می نامد!  حضرت حجۀ الاسلامی اهل کرامت است و کلینیک زنان راه انداخته و با لمس مبارک همه دردها را علاج می کند!

البته همه این مدعیان فریبکار نیستند و برخی هم دچار اختلالات روانی اند و توهماتی دارند، برخی توهم بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لمسی دارند. خدا نکند که در توهمات خود ماموریت الهی یابند که دیگر کن فیکون می کنند، ما در جبهه از این توهمات زیاد داشتیم، فرد در حال خوش دعای کمیل بود و چشمانش بسته بود که پروژکتور تانک از بالای سرمان می گذشت و او فریاد می زد که امام زمان اینجا بود و من نور ایشان را دیدم...! گاهی مجبور می شدند با زور و زحمت و کتک او را کنترل کنند که بلایی سر خودش نیاورد!

اینها دکان داران خرده پایند و در حوزه دعا و شفا و ثنایند و نهایتاً ریالی می گیرند و یا نوازشی می فرمایند، اما این کرامات و کمالات در حوزه مدیریت و حکومت موجب می شود که فرد صاحب کرامت از مشاوره عقلا محروم شود و کسی خطایش زا به رویش نیاورد و کسانی هم که می فهمند چه بلایی سر آن مسئول آمده از ترس جان لب فرو می بندند و مملکتی بر باد رود...!

و صد البته سوای از این دو گروه فریبکار و متوهم، جمع قلیلی صاحب کرامت هستند که دم برنیارند که "هرکه را اسرار حق آموختند           مهر کردند و دهانش دوختند"

مهدی خزعلی

1392/6/18

........................و اما مقاله شهید عطری از شبکه فرهنگی امتداد

دروغی ۲۶ ساله درباره یک «شهید»

۷ شهریور ۱۳۹۲
«شبکه فرهنگی امتداد» پس از سال‌ها پرده از زندگی واقعی یکی از قربانیان جنگ هشت ساله عراق علیه ایران٬ مزار و خانواده وی برداشت.
منوچهر (سید احمد) پلارک یکی از «شهدای» جنگ است که ۲۰ سال‌ است برخی روحانیون٬ رسانه‌ها و بسیاری از دستگاه‌های تبلیغاتی جمهوری اسلامی ادعاهای عجیب و اغراق‌آمیزی درباره زندگی و مزار وی منتشر می‌کنند.
احمد پلارک عضو گردان «عمار» در لشکر ۲۷ «حضرت رسول» بود که سال ۱۳۶۶ در عملیات کربلای ۸ (شلمچه) کشته شد.
از مزار «پلارک» در «بهشت زهرای» تهران به عنوان تنها مزار «شهید» جنگ هشت ساله نام برده می‌شود که «بوی عطر» می‌دهد و حتی در مواردی نیز بیماران را «شفا» داده است.
طرح ادعاهای عجیب درباره این فرد و خانواده‌اش٬ سال‌هاست که مزار وی را به یکی از زیارت‌گاه‌های ثابت نیرو‌های بسیج٬ حزب‌الله و هیاتی در «بهشت زهرا» تبدیل کرده است.
این شبکه فرهنگی در پرونده‌ای با عنوان «عشق‌های بدلی» به جزئیات این موضوع پرداخته و بسیاری از ادعاها٬ روایات و گفته‌ها درباره مزار منوچهر پلارک را دروغ خوانده است.
«امتداد» در نخستین یادداشت این پرونده با عنوان «قبر همهٔ شهدا بوی عطر می‌دهد» از ترویج خرافات و داستان‌های غیر واقعی درباره «شهدا» و خانواده‌های آن‌ها به شدت انتقاد کرده است.
در دومین یادداشت این پرونده که «عقل مقدس در هجوم عشق بدلی» نام دارد٬ به بررسی آسیب‌های ناشی از ترویج خرافات درباره قربانیان جنگ هشت ساله پرداخته شده است.
در این یادداشت آمده که «نتیجه مستقیم رشد خرافات و انحرافات، ضربه زدن به هویت حقیقی دفاع مقدس و ترسیم تصویری کاریکاتوری و غیرواقعی از آن است.»
سومین یادداشت این پرونده که «شهید عطری در فضای مجازی» نام دارد به بررسی ادعاهایی پرداخته که سال‌هاست درباره منوچهر پلارک مطرح می‌شود.
«امتداد» در ادامه گزارش خود با گروهی از هم‌رزمان منوچهر پلارک گفتگو‌هایی منتشر کرده که برخی از آن‌ها به بخشی از واقعیت‌های زندگی وی و خانواده‌اش پرداخته‌اند.
محمدمهدی حقانی یکی از هم‌رزمان پلارک گفته مادر وی پس از کشته شدن فرزندش «ادعا می‌کرد که حضرت زهرا را می‌بیند و از ایشان عطر می‌گیرد و خانواده شهدا به خانه ایشان می‌آمدند و ایشان از حضرت زهرا عطر می‌گرفت و به آن‌ها می‌داد.»
حقانی افزوده برای بررسی این مسئله به همراه حسن طائب به منزل پلارک رفته که مادر این «شهید» در توصیف «حضرت زهرا» گفته «کفش‌هایش از این کفش‌هایی است که نوکش بالاست و شال سبز دارد.»
وی افزوده که مادر پلارک همچنین می‌گفت: «امروز نماز صبح را در دمشق، ظهرم را در کربلا و عصر را در نجف خواندم و حضرت از من عکس هم گرفتند. این هم عکسم در نجف٬ که البته عکس شاه عبدالعظیم بود.»
حقانی اضافه کرده که مادر پلارک «کارهای عجیب غریبی می‌کرد. دستش را بالا می‌برد و می‌لرزاند و اداهایی درمی‌آورد، جیغ و داد می‌کرد. مهم‌ترین کاری که ایشان انجام می‌داد، گرفتن عطر بود. دستش را می‌برد بالا و وقتی پایین می‌آورد، دستش عطری بود و موقع گرفتن عطر هم حالش بد می‌شد و خودش را به غش و ضعف می‌زد.»
وی در بخش دیگری از این گفتگو به جزئیات دیگری از پرونده منوچهر پلارک و مادر وی اشاره کرده و در ‌‌نهایت از کشیده شدن این موضوع به مزار وی در «بهشت زهرا» اظهار تاسف کرده است.
یکی دیگر از هم‌رزمان منوچهر پلارک نیز ادعا‌ها درباره اینکه مزار این «شهید» بوی عطر می‌دهد را «دروغ» دانسته و گفته که «این جریان ساختگی و دروغ است.»
حسن شکری دیگر هم‌رزم پلارک نیز در این‌باره گفته است: «اوایل مادرش {پلارک} ادعا می‌کرد که با حضرت زهرا در ارتباط است و از ایشان عطر می‌گیرد. منزل مادرش رفتیم و صحبت کردیم و مادرش را متقاعد کردیم که دیگر این کار‌ها را نکند و ایشان هم قبول کرد. ولی متأسفانه بعد‌ها دیدیم که عطر از قبر سر درآورد. متأسفانه در نشریات هم درج شد و برخی از نهاد‌ها هم در قبال آن سکوت کردند و حتی باعث گسترش آن شدند.»
شکری نیز اظهار کرده که «مادر ایشان {پلارک} در دستش عطر تیروز خالی نموده و غش می‌کرد. می‌گفت حضرت زهرا آمده و به او عطر داده است. یک بار هم شیشه عطر شکست. به ایشان گفتیم: این کار‌ها را نکن. یک مدت هم اسانس عطر در دهانش می‌گذاشت و زبانش را به دستش می‌زد و غش می‌کرد.»
وی افزوده که «من الان می‌شنوم که کاروان‌های دانشجویی و... به خاطر بوی عطر، سر قبر ایشان {منوچهر پلارک} می‌روند و هر سال این اتفاق می‌افتد و نمی‌دانم این مسئله از کجا و به چه نحوی در بین مردم پخش می‌شود
.....................................
لینک امتداد
http://emtedad.ir/index.aspx?siteid=1&pageid=974&newsview=1538

افزودن نظر


Joomlart