دوشنبه, 11 ارديبهشت 1396

آقای احمدی نژاد؛ عجله نکن، به اوین خواهی رفت!

نامه الکترونیک چاپ PDF

مدتی است که جناح دولت و به تعبیر جناح حاکم، جریان انحرافی، بازی انتخاباتی را آغاز کرده است، او می خواهد ضمن شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت رسوایی اقتصادی و سوءمدیریت، با ایفای نقش اپوزیسیون، در انتخابات 92 ظاهر شود.

جناح حاکم که ریشش در گروی اوست و نگران رسوایی بیشتر است، مثل پدری دارد با این ولد چموش یا با این فرزند ناخلف مدارا می کند، می خواهد او را تا انتخابات بدرقه نماید، اما این مدارا می تواند به قیمت سقوط او و فروپاشی مملکت تمام شود، اگر آبروی خود را با خدا معامله کند و یکبار برای همیشه بگوید که غلط کردیم که چنین کسی را استخدام نمودیم و حالا گریبانگیر خودمان شده است، لااقل از دست او رهایی می یابد و مستقیم با رقیب خود سر میز مذاکره می نشیند، مثل کسی که شرخری را استخدام نماید و نهایتاً خود گرفتار زورگیری شرخر شود،حذف شرخر از معادلات بین الجناحین، ضررش کمتر است، می توانند به مصالحه ای برسند و با تقسیم منافع جلوی ضرر و آبروریزی را بگیرند!

علی ای حال، سال 84 نوشتم که بهترین هدیه مجلس به ملت رای به عدم کفایت اوست، امروز می نویسم که تنها راه نجات جناح حاکم از دست این ولد ناخلف، رای عدم کفایت و برخورد قضایی سریع با عوامل بحران اقتصادی و حیف و میل بیت المال است، باید چون تندر بر سر آنها فرود آیید و کار را یکسره کنید، اگر رشته ای از این علف هرز بماند، باغتان را تباه می کند. فردا دیر است، امروز چاره ای باید!

و اما پاسخ آقای احمدی نژاد:

عزیز دل برادر؛ امروز یکی از همبندی های 350 مهمان من بود، مدتی از مرخصی او گذشته بود و خود را به زندان معرفی نمی کرد، شنید که تو می خواهی به اوین بروی، می گفت:" بخاطر او هم که شده به اوین باز می گردم که هنگام بازدید، بر روی او یک سیلی بنوازم!"

یک زندانی آزاد شده هم می گفت:" اگر من در اوین بودم و او می آمد، بر رویش آب دهان می انداختم!"

باور کنید، مصلحت اندیشی رییس قوه قضاییه بی جا نیست، ممکن است شما را زیر مشت و لگد بگیرند، آنها شما را مسئول همه بدبختی های خود می دانند، حتی زندانی دیه و مهریه و چک برگشتی، به نوعی می خواهد از شما انتقام بگیرد، می دانید زندانی مهریه احساس می کند که در زمان شما بدهی اش که سکه بوده 12 برابر شده است و دیگر امیدی به یازپرداخت و آزادی ندارد! او تازه ممنون قوه قضاییه است که با عفو و تسهیلاتی او را به آزادی مشروط و رای باز نزدیک کرده است!

زندانی سیاسی که شما را رأس فتنه می داند و می خواهد - خدای ناکرده - سر به تنتان نماند!

حال چه شده است که در سال هشتم ریاست دولت (نه ریاست جمهور) هوس بازدید از زندان به سرتان زده است؟ اگر جوانفکر به زندان نمی رفت، چنین فکری می کردید؟ آیا زمانی که من 6 بار به زندان رفتم و تنها شاکی من شما بودید و آنهم به واسطه این که خیلی زودتر پرده از اختلاس چند ده هزار میلیاردی برداشته بودم، صدایتان درآمد؟ آن روزهای سخت که در اعتصاب غذا روزی نیم کیلو وزن کم می کردم و به سوی مرگ گام برمی داشتم، پرسیدید که به چه چیزی اعتراض دارم؟ من به آیین دادرسی اعتراض داشتم، به شکایت واهی شما معترض بودم، در دادسرای رسانه محاکمه می شدم و اثری از هیأت منصفه نبود!

مدیر مسئول دو نشریه بودم و بدون تشریفات قضایی توسط دولت شما در یک نامه نصف A4 هر دو نشریه را لغو امتیاز کردند، مدیر مسئول پرکارترین انتشارات بودم و بدون دلیل به دستور وزارت اطلاعات شما، مانع انتشار کتاب های پزشکی من شدند و وزارت ارشاد و اطلاعات شما حتی به نامه های من جواب نداد! حال انتظار دارید که قوه قضاییه را نظارت کنید؟ انتظار دارید که قوه قضاییه به نامه تان جواب دهد؟!  این قوه قضاییه باید به تخلفات شما رسیدگی نماید!

من نسبت به شخص شما و وزیر ارشاد نزد همین قوه عارض خواهم شد و امیدوارم که قوه قضاییه به شکایت حقیر علیه شما و دولت زورگویتان رسیدگی نماید، این شکایت را حتی به دادگاههای بین المللی خواهم برد، شما را محاکمه خواهم کرد.

ادبیات شما با قوه قضاییه نشان ادبیات دیکتاتورهاست!  باید بپذیرید که قوه قضاییه مستقل است و می تواند شما را با قدرت محاکمه نماید، اگر فراخوان دهیم هفتاد میلیون شاکی خواهید داشت، شما با زندگی ملت بازی کردید، امروز فقر و فساد و فحشا بیداد می کند و شما مسئول مستقیم آنید.

امروز سایه شوم جنگ و حصر اقتصادی بر سر ملت ماست و شما باعث آنید!

دست از این نمایش های مسخره بردارید، ملت را احمق فرض نکنید...!

و خلاصه کلام، این که عجله نکنید، به اوین خواهید رفت، اما با شکایت هفتاد میلیون مرد و زن ایرانی!

به امید آن روز

مهدی خزعلی

1391/8/1

افزودن نظر


Joomlart