شنبه, 01 مهر 1396

جبهه آزادی بر فراز قله الوند

نامه الکترونیک چاپ PDF

"زیباترین نمای قله الوند"

جمعه  هفتم مهرماه مصادف با میلاد امام همام علی ابن موسی الرضا ( علیه آلاف التحیة و الثناء) به قله الوند رفتیم.

پنجشنبه پیش از ظهر با مینی بوس از سرای اهل قلم حرکت کردیم، یازده نفر بودیم، سه نفر در آخرین لحظات نیامدند و با این کار و اشغال سه ظرفیت دوستان دیگری را محروم کردند، ما تعداد را روی 15 نفر (ظرفیت ماشین) بسته بودیم،  بنا شد در سفر های بعدی در ثبت نام ها دقت بیشتری شود.

"این هم صحنه جرم سیاسی، دارد جوجه به سیخ می کشد!"

"محل اتراق ناهار"

ساعت 2 بعد از ظهر قرار مصاحبه با بی بی سی داشتم، برای ناهار کنار رودی اتراق کردیم و بحمدالله آنتن موبایل خوب بود و همان جا مصاحبه هم انجام شد. موضوع جنگ احتمالی و اظهارات مسئولین لشگری و کشوری بود و من آنچه شرط بلاغ بود گفتم، خواه پند گیرند خواه ملال...!

غروب به گنج نامه رسیدیم و چهار دوست کوهنورد همدانی منتظر ما بودند، مهتاب خوبی بودو حرکت به سوی پناهگاه را آغاز کردیم.

راهنما منطقه ای را نشانمان داد و گفت: " این قلعه دیو است!" آری همیشه در سر راه تعالی انسان و حرکت به سوی قله های بلند، باید از قلعه دیوان و ددان گذشت و اینان همواره سد راهند! باید از قلعه دیو گذر کرد تا به بلندای قله رسید.

"شام کتلت سیب زمینی خانگی در پناهگاه دشت میشان"

"خوابگاه پناهگاه"

از "کیوارستان" گذشته و به میدان میشان رسیدیم، امروزه در میشان پناهگاهی مجهز و زیبا میزبان کوهنوردان است. شب را در پناهگاه بیتوته کردیم و ساعت 5 صبح پس از نماز به سمت قله حرکت کردیم. پناهگاه ساعت 11 شب خاموشی می زنند 5.30 صبح بیدار باش.

" این هم یادداشت من در دفتر یادبود پناهگاه"

"طلوع آفتاب"

"نمای قله از تخت نادر"

"تخت نادر" دشتی سبز در میانه راه قله است، بر فرش مخمل سبزش اتراق کرده و صبحانه خوردیم.

"نمایی زیبا از قله"

الوند پر از چشمه های گواراست، دوستی می گفت، آبش طعم عجیبی دارد! مثل تفاوت ماست گوسفندی و گاوی است، کمی بالاتر - قبل از قله - چشمه "حوض نبی" است.

بالای قله شکافی دارد که می گویند اینجا قبر سام پسر نوح است،اما نشانه ای ندارد و سندی هم ندارد.

"عکس های فراز قله الوند"

قله صخره ای الوند در زاویه ای مثل سر یک حیوان عظیم الجثه به نظر می رسد، چیزی شبیه بابابزرگ ابوالهول، از زوایایی مثل آرم هما است.

یکی می گفت:" الوند و دماوند هر دو لُر بوده اند، چون "وند" آخرشان دارند! "

در بازگشت به پایتخت سفال ایران " لالجین" رفته و ناهار را در دیزی سرای محمد ، آبگوشت بزباش خوردیم.

در مسیر، سری هم به غار علیصدر زدیم، از جاذبه های ایرانگردی است، اما ساعت 4 بعد از ظهر، دیگر بلیط نمی فروخت! بیچاره توریست که به ایران بیاید!

در رستورانی برای چای و هندوانه و قلیان اتراق کردیم، عکسی بزرگ که دور آن را گُل گرفته بود بالای سرش نصب کرده بود، به صاحب رستوران گفتم:" می دانی خداوند در قرآن می فرماید که از چیزی که نام غیر خدا بر آن رفته است نخورید،برای چیست؟" گفت:" خیر"

گفتم:" برای این که قربانی پای بتان می کردند و این طعام بر ما حرام شده است، این به معنای این است که نامی جز خدا بر تارک رستورانت نزنی، مبادا بت برای خود بسازیم، شما نام خدا را بالای سرت بگذار و رزقت را از او بخواه و به او توکل کن"

مردانه برخاست و در مقابل چشم همگان عکس را برداشت و در آشپزخانه اش پنهان نمود.

من به هر کس  این را گفته ام، عمل کرده است و تا کنون مورد خلافی پیدا نکرده ام، الا یک قنادی که می گفت:" اگر عکس را بردارم، هر روز اماکن مزاحم من می شود! " اما دروغ می گوید، هیچ خبری نمی شود، ما باید از فروشگاهی که نام غیر خدا دارد خرید نکنیم. آنوقت دیگر کسی بتی نمی سازد...!

راستش غذا خوردن در رستورانی که نام غیر خدا دارد را جایز نمی دانم!  مگر ناچار شوم اکل میته نمایم!

مهدی خزعلی

1391/7/9

 

افزودن نظر


Joomlart