سه شنبه, 05 ارديبهشت 1396

عیسی سحر خیز در اعتصاب غذاست

نامه الکترونیک چاپ PDF

عیسی سحرخیز را علی رغم گواهی عدم تحمل کیفر پزشکی قانونی و ناتمام بودن درمان، به زندان اوین منتقل کردند، نکته قابل توجه این که اورا به بند عمومی 350 سازمان زندان ها که همه زندانیان سیاسی هستند نبرده اند و بر خلاف رویه به بند 209 وزارت اطلاعات اعزام داشته اند!

عیسی سحر خیز در اعتراض به روند غیر قانونی پرونده اش، از روز سه شنبه در اعتصاب غذا بسر می برد و با توجه به وضع جسمانی وی، این اعتصاب غذا می تواند برایش بسیار خطرناک باشد.

ما باز هم مسئولین را به عقلانیت و مدارا دعوت می نماییم، ایران روزهای سختی در پیش دارد و این مدارا می تواند در حفظ آرامش روزهای سخت مؤثر باشد، کاری نکنید که نتوانیم مردم را برای حفظ نظم و آرامش مجاب کنیم، بگذارید مشی اعتدال و تلاش مدنی جایگزین شود و اصلاحات به روش نلسون ماندلا جریان پیدا کند، ما به روش های چریکی و لیبیایی و سوری و تونسی و عراقی و افغانی و حتی یمنی نمی اندیشیم، قدر این اندیشه را بدانید و دست از دشمن پنداری بردارید، ما را یک رقیب فرض کنید و به رقابت سالم و منطقی در چارچوب قانون فکر کنید.

من بر این باورم که باید همه زندانیان سیاسی لقمه زندان را بر خود حرام کنند و تا رسیدن به آزادی اعتصاب غذا کنند - ازصدر تا ذیل - استثنا هم ندارد، ما با این احکام ظالمانه و نقض آشکار آیین دادرسی و انگ ها اتهامات واهی مشکل داریم، ما هرگز نمی توانیم اتهامات را بپذیریم و طبعاً مجازات را هم نخواهیم پذیرفت، ما درچارچوب قانون اساسی به عملکردجناح رقیب (حاکم) انتقاد داشته و داریم و آن جناح را برابر نظام ندانسته و نمی دانیم، این بیدادگاهها و احکام صادره را از مصادیق بارز تروریسم دولتی می دانیم و بر این باوریم که جناح حاکم از ابزار به ظاهر قانونی برای از بین بردن رقیب قدرتمند در عرصه انتخابات و رقابت سالم سوء استفاده می کند!

ما بر این باوریم که اگر جرمی وقوع یافته باشد، متوجه جناح حاکم است، اوست که پا را از قانون فراتر نهاده و یا پا بر روی قانون گذارده است، ما مطالبه قانون اساسی داریم و مدعی نقض آن هستیم.

جناح حاکم به بهانه های واهی قانون را تعطیل کرده و راه را بر جناح های سیاسی رقیب بسته است، هر روز یک زندانی در معرض خطر است، بیایید یک بار برای همیشه، حساب خود را با این احکام ظالمانه و نقض آیین دادرسی تمام کنیم، مگر چه می شود که موسوی و کروبی و رهنورد و نبوی و تاجزاده و قدیانی و میردامادی و عرب سرخی و عماد و مومنی و عابدینی و ... هم به اعتصاب غذا بپیوندند و راهی برای رفع حصر و حبس بیابیم. ما برانداز نبوده و نیستیم، ما به دنبال آرامش جامعه بوده و هستیم.

اما این آرامشی که برای جناح حاکم و آقازاده هاست، چرا بر ما حرام شده است؟ چرا فرزندان ما یک شب آرام ندارند؟ چرا آل بوسفیان در بیوت خود در امن و امانند و فرزندان بدر و خیبر در کنج سیاهچال؟  من با صدای بلند می گویم که ما منتقدین این جناح انحصار طلب، یک روز آرام نداریم و از همه حقوق اجتماعی محروم شده ایم، تمام راهها را بر ما بسته اند، گلوگاههای اقتصادی جناح رقیب را بسته اند، حقوق استاد دانشگاه را قطع کرده اند، معلم را خانهخ نشین کرده اند، نشریه را بسته اند و اجازه نشر کتاب پزشکی هم نمی دهند، با این جماعت چه می توان گفت، آیا بنشینیم تا به زعم آنها به مرگ طبیعی بمیریم، بهتر است یا این که جنازه مان را بر دوششان بگذاریم؟

زندانیان عزیز؛ ما را در این راه سخت، تنها نگذارید و بیایید همه با هم از پذیرش لقمه اینان سرباز زنیم، باور کنیم چون پرنده در قفس، تا دانه قفس را می خوریم، راه به آزادی نداریم، بگذارید جنازه مان را بر دوششان نهیم و از دروازه اوین خارج کنیم، بخدا سوگند، من ترجیح می دهم که با تابوتی از اوین آزاد شوم تا این که ذلت گرفتن لقمه نانی از دست دونان را بر خود هموار کنم.

ما به دنبال اصلاح در نظام اسلامیان هستیم و اتهامات واهی ما را از راه دشوار آزادی باز نخواهد داشت.

عیسای عزیز؛ حال که راه دشوار آزادی را انتخاب کرده ای، تا آخر بایست، تسلیم نشو و روزه ات را جز خارج از دروازه های اوین افطار نکن...

آزادی ات را لحظه شماری می کنم

مهدی خزعلی

1391/6/13

افزودن نظر


Joomlart