دوشنبه, 30 مرداد 1396

عماریون را در خواب دیدم !

نامه الکترونیک چاپ PDF

ما بر مبنای خواب کار نمی کنیم و تصمیم نمی گیریم، اما چه می شه کرد، خواب است و رؤیای صادقه هم داریم، این هم وب نوشت و در واقع دفترچه خاطرات من نیز می باشد، هر روز مطلبی در آن می نویسم، گاهی برای خودم، گاهی برای دوستان و گاهی برای همه...

دیروز صبح خواب دیدم که در خانه ای وسیع و بزرگ بودیم، برادران گمنام با پدر جلسه داشتند، راجع به من صحبت می کردند، راستش تحملش را نداشتم و رفتم و در اتاقی خوابیدم، حال خوشی نداشتم، از برادران سخت دلگیر و از پدر آزرده خاطر بودم، کمی بعد بازجوها رفتند.

من خواستم از آن خانه وسیع - که تقریباً یک مقر سازمانی بود - خارج شوم، نگهبانی دم در پلاکی را نشان داد که برادران گمنام برای عماریون نوشته بودند! در آن خطاب به عماریون نوشته بودند: " بازداشت شود!"

در عالم رؤیا با خود گفتم، آخر عماریون کی هستند و چه جایگاهی دارند که مرا بازداشت کنند؟! اما چون هیچ چیز در این کشور غیر ممکن نیست و هیچ چیز سر جای خود نیست، فهمیدم اجازه خروج ندارم و آقایان با پدر مسئله را بسته اند، پس به نگهبان گفتم:" با اجازه بروم و ساک زندان را ببندم، لباس زیر و حوله و مسواک و خمیر دندان و .."

بیدار شدم، خواب را برای همسرم و یکی از دوستان تعریف کردم، امروز دیدم ساعت 12 خبری در سایت عماریون منتشر شده است که تیتر و سو تیتر دروغ است و رعایت امانت را نکرده اند. گویا قصد فتنه گری دارند، من از اظهارات جالب یک خواننده لوس آنجلسی سخن گفته بودم، اینکه او هر روز در خانه قرآن می خواند! اینکه قرآن دومین سرگرمی مهم اوست، اینکه به دعا باور عمیق دارد، اینکه از پیامبر و علی روایت نقل می کند، اینکه به تسبیح اعتقاد دارد و به انسان تسبیح به دست احترام می گذارد  اینکه از خانواده مذهبی بوده و این که پدرش کاروان سالار حج بوده است و ...

راستش بسیاری از مداحان و واعظان را می شناسم که سال به سال لای قرآن را باز نمی کنند!  مداحی را می شناختم که در سرزمین عشق و دلدادگی - منی - با ضرب سینه و نوحه به دوستان مداحش آنچه لایق خود از اسافل اعضا بود حوالت می داد، آنجا در سرزمین منی، وقتی من رسیدم و این صحنه را دیده و شنیدم آنچه با آهنگ نوحه حسین (علیه السلام) می خواند، با فریادی بساط منکر آنها را جمع کردم، مداحی می شناسم که تا یک بست تریاک نزند، نمی خواند، و میزبان بخت برگشته باید اول بساط منقل و وافورش را مهیا کند و سپس خیمۀ عزای حسین(علیه السلام) را بر پا کند!

من عاشق سینه چاک کسی نبوده ام و از کسی تمجید نکرده ام...

آیا شما با این نقل روایت، عمار را زیر سئوال نمی برید، آیا معاندین نخواهند گفت که عمار شما در جنگ صفین اینگونه نقل سخن از رسول الله می کرد؟!

دوستان؛ شما با این نقل مطلب بر ادعای من که این مداحان هتاک و دین فروشان موجب دین گریزی مردم می شوند، صحه گذاشتید!

عمار از شمایان بیزاری می جوید و باز می گویم، فاحشه را بر دین فروشان متظاهر فریبکار ترجیح می دهم،  او را در بهشت راهی هست و اینان در جهنم هم موجب ایذاء اهل جهنمند!

بارالها مرا با دین فروشان و ریاکاران و متظاهران و کسانی که به نام دین تو ظلم می کنند، محشور نگردان، خدایا؛ گیرم که  حرارت آتشت را تحمل کنم، همنشینی با اینان را هرگز تحمل ندارم...

مهدی خزعلی

1391/5/28

لینک مقالۀ  من:

اظهارات جالب سپیده، خواننده لوس آنجلسی!

لینک مطلب عماریون:

خزعلی عاشق سینه چاک سپیده، هایده و شکیلا

تمجید مهدی خزعلی از خواننده زن لوس آنجلسی

افزودن نظر


Joomlart