سه شنبه, 31 مرداد 1396

اظهارات جالب سپیده، خواننده لوس آنجلسی!

نامه الکترونیک چاپ PDF
این آقای ایرانی گاهی پست های عجیبی برای من می فرستد، نمی دونم از این پست منظورش چه بوده است، اما جالب است که از یک خانواده مذهبی و قافله سالار حج چنین دختری بیرون می آید و جالب تر این که او در همان حال و هوای شغلی خود که با خانواده اش تناسب ندارد، تسبیح و قرآن و دعا و روایت و حبّ علی را به یادگار از خانه پدری برده است و این نقطه آشتی و ارتباط ماست، من اگر به کنسرت او نمی روم، او که با قرآن ما مانوس است، پس بیایید این حلقه اتصال را تقویت کنیم، نگوییم او نیمه برهنه است و بی حجاب و طردش کنیم، بگوییم که چه زیبا علی در همه دلها جا دارد، باور کنیم که یک روایت از زبان او - حتی با راوی اشتباه - تاثیر خود را دارد، ما باید این را تقویت کنیم، باور کنید نغمه های عرفانی هایده و شکیلا تاثیر مثبت دارند و ناسزای منصور ارضی و سعید حدادیان تاثیر منفی، آنها یکی را با دین آشتی می دهند و اینها همه را از دین فراری...، باور کنیم که دین گریزی جوان امروز حاصل عربده های برخی مداحان ... است، جوان امروز صدای اذان هایده (آنجا که در پرده های بالا می گوید:" صدای اذان میاد")و مناجات شکیلا (وقتی می خواند که: " صورتگر نقاشم، هر لحظه بتی سازم، وانگه همه بتها را در پای تو اندازم)  را به این آقایان ترجیح می دهد.
فکری به حال دین کنید، دین را از دست این مداحان هتاک و رمالان و فالگیرها نجات دهید، باور کنید اگر دین را از این هتاکان جدا کنید، همه مردم با آغوش باز می پذیرند، داخل و خارج، خوش حجاب و بد حجاب، ظاهر الصلاح و باطن الصلاح...
با هم حرف های شنیدنی سپیده خانم را بخوانیم، این باور اوست، می خواهید باور کنید، می خواهید باور نکنید...
نگویید دین او به درد خودش می خورد !
یادم می آید سال آخر طب عمومی بودیم، " انجمن پزشکان 64 دانشگاه تهران" را تشکیل دادیم، من هم رئیس هیأت امنا بودم، خانم دکتری شیک پوش که همیشه مانتوی بلند رنگ روشن با روسری روشن می پوشید و صد البته خوش حجاب و متدین، عضو هیأت امنا بود، می دانستم که اهل دعا و ذکر است، نمازهای طولانی و اعمال نیمه رجب و لیلة الرغائب و سایر ادعیه را بجا می آورد، جلسه ای داشتیم با یکی از اعضای بلند ریش انجمن اسلامی که ششدانگ دین را به نام خود سند زده بود و انجمن ما را منحرف می دانست، می خواستند که این انجمن منحل شود و آن را موجب فساد و فتنه می دانستند ! ( البته 20 سال می گذرد و انجمن پابرجاست) بگذریم، آن روز آن عضو ریشوی دختر باز انجمن خطاب به خانم دکتر گفت: " شما دین ندارید! " و خانم دکتر هم با ادب پاسخ داد: " بله من به دین شما باور ندارم و شما را بی دین می دانم!"
باور کنید اظهارات ساده و بی ریای سپیده از دل او بر می آید و با همه کاستی ها بر دل مخاطب می نشیند و با قرآن آشتی می کند، اما کلمات قلمبه و سلمبه حضرت آیت الله بی عمل چون آتشی بر جان دین می افتد، به خدا قسم شر کلمات فتنه انگیز آیت الله بی عملِ فاسد به مراتب از گناه فردی جوان بیشتر است،
ممکن است  این جوان خطایی بکند و رعایت حدود شرع ننماید، همگان می دانند که این غلبه شهوت بر عقل اوست و پای دین نمی گذارند، امّا همه افعال و گفتار برنامه ریزی شده آن عالم فاسد را به پای دین می گذارند و دین را به باد می دهند، لذا امیر مومنان بهترین خلق خدا را عالم صالح و بدترین خلق خدا را عالم فاسد می داند.
بلاتشبیه، بلاتشبیه، با معذرت از همه کسانی که به خاطر ظاهرشان توسط دین فروشان متهم می شوند - و چه بسیار بدکاره عمامه دار و ریش دار که پاکان را به ناروا متهم می کنند - با صدای بلند می گویم:
"من فاحشه را بر آیت الله فاسد ترجیح می دهم و قطعاً جایگاه او بسی بالاتر است، فاحشه برای لقمه نانی - به زعم خویش - خدمتی می کند و عالم فاسد برای شکمبارگی، خیانتی!"
مهدی خزعلی
1391/5/26
................................. و اما پست ارسالی آقای ایرانی
سپیده خواننده بسیجی!
علیرضا امیر قاسمی مجری تلویزیون تپش (ماهواره ای هاتبرد) با سپیده خواننده جوان لس آنجلسی گفتگو می کرد.. از همان گفتگوهای طولانی و سریالی تپشی.. سپیده با یک تاپ نیمه برهنه و آرایش فوق العاده غلیظ روبروی امیر قاسمی نشسته بود و با هم گپ می زدند. بخشی از گفتگوی آنها را با هم مرور کنیم
(سپیده): من هر کاری بکنم همون رو به بقیه توصیه می کنم، آدم ریا کاری نیستم، یه حدیثی بگم از حضرت علی، شاه مردان، یه روز یه خانمی با بچه ش رفت پیش حضرت علی گفت : بچه من بیش از اندازه خرما می خوره .... اگه می شه شما نصیحتش کن شاید گوش کنه و خرما نخوره ...حضرت علی (ع) هم گفت برو فردا بیا...
************ ***
قیافه امیر قاسمی دیدنی بود.... انگار همه سوالاتش یهو یادش رفت.... عقلش هم نرسید بگه آبجی این حدیث منتسب به پیامبره، نه حضرت علی.... سپیده ادامه داد:...
************ *****
(سپیده): آخرش هم حضرت علی گفت : چون من دیروز خودم یه عالمه خرما خورده بودم ... اگه دیروز می گفتم تاثیر نمی کرد ولی امروز هیچی خرما نخوردم.....(سپیده ادامه داد): پدرم همیشه این حدیث رو برای ما می گفت... پدرم خیلی مرد بزرگی بود..... شغل خوبی داشت... مسئول کاروانهای حج بود.... همیشه داشت مردم رو می برد مکه ..... خیلی مذهبی بود.... خیلی معتقد بود.... مادرم هم همینطور بود/ ولی هیچوقت ما رو محدود نکردن .... طبیعیه که منم توی یه خونه معتقد بزرگ شدم..... با اعتقادات مذهبی....
************ ******
اینجا امیرقاسمی تقریبا شوکه شده بود و کاملا به صندلی تکیه داده بود. با یه حالت عجیبی داشت به اندام بیرون زده نیمه برهنه سپیده نگاه می کرد که میکروفون کوچک بی سیم رو در اون جای داده بود.اما این مجری توانا برای تغییر دادن جو مصاحبه با زیرکی خاصش یه سوال جدید مطرح کرد. امیرقاسمی پرسید : حالا از اینا بگذریم/ تو معمولا توی خونه وقتت رو چطوری می گذرونی؟
************ ******
سپیده پاسخ داد: من توی خونه 2 تا کار خیلی وقتم رو می گیره، اولی آرایش کردن جلوی آینه س، دومی قرآن خوندن، من هر روز سعی می کنم قرآن بخونم، این خیلی بهم کمک می کنه، از بچگی عادت داشتم، مادرم هم همینطور بود، خود شما وقتی تسبیح دستت می گیری چه حالی بهت دست می ده، مطمئنم پسری که تسبیح دستش می گیره نمی ره وسط چهارراه به دختر مردم تیکه بندازه، شما هم اگه تسبیح دستت بگیری ذکر می گی و آروم می شی، مگه نه ؟! .....
************ ******
اینجا دوربین یه کلوزآپ از امیرقاسمی داد . مثل کسی بود که بعد از 12 ساعت خواب به زور پاشده، بعد تا چشماش رو باز کرده یه نفر بهش فحش خواهر و مادر داده ...... یا پارچ آب یخ بعد از خواب ریختن روی سرش .....در حالی که امیر قاسمی داشت همینطوری به سپیده نگاه می کرد .
سپیده انگشتش رو برد وسط اندام نیمه برهنه برآمده اش و گفت: من آدم معتقدی هستم .... دوباره انگشتش رو بیشتر برد توی .... و گفت: اعتقاد و ایمان توی دل آدمه..... من خیلی مذهبی و معتقدم.... من اتحاد و بسیج آدما رو دوس دارم ... عشق توی دلمه..... همه چی که به ظاهر نیست...
*** تقبل الله حاجیه خانم ***

افزودن نظر


Joomlart